ضرورت تدوین “طرح جامع توسعه مددکاری اجتماعی” در کشور

برخورداری از طرحی فراگیر و جامع “توسعه مددکاری اجتماعی” را تضمین میکند و هم چنین الگوی درست خدمت رسانی و استفاده از منابع و توسعه مدیریت را و هم چنین پاسخگویی صحیح و سریع به نیازهای اجتماعی را تسهیل میکند.
طراحی و تدوین برنامه ای مشخص و مدون که همه سازمانهای مرتبط ملزم به رعایت مفاد آن باشند میتواند در شفاف سازی و هدایت انرژی و انگیزه ها بسیار مفید و کارساز باشد. هم اکنون آنچه در نگاه اول به نظر می آید این است که جامعه مددکاران اجتماعی با دو مشکل مواجه است: اول اینکه مددکاران توانمند و تحصیل کرده بسیاری داریم که متأسفانه فاقد شغل سازمانی مشخص و مرتبط هستند و دوماً اینکه سازمانهایی که روز به روز نیازشان به خدمات تخصصی مددکاران اجتماعی بیشتر و بیشتر میشود.
اقدامات عملی بدون زیرساخت نظری مستحکم بجز سردرگمی و ابهام ثمری نخواهد داشت.
هنگامی بدون زیر ساخت تئوریک و برنامه ریزی مطالعاتی حرکت کنیم نتیجه اقدامات سازمانی و منسجم نخواهد داشت و بیشتر موجب سردرگمی و تفرق، استهلاک و اضمحلال منابع مالی و انسانی خواهد بود. امروز بیشتر از همیشه مددکاری اجتماعی نیاز به ساختاری منجسم و چابک دارد که برنامه هایی با چشم اندازهای روشن و شفاف و متناسب با نیازهای در حال تغییر تدارک ببینید و از همه مهمتر برای همگان در دسترس و قابل فهم باشد.
طرح جامع توسعه مددکاری اجتماعی همچنین میتواند در تسهیل ارتباطات فرابخشی و بین سازمانی بعنوان سند مرجع مورد استناد قرار بگیرد. همچنین به نظر میرسد طرح ریزی برای توسعه هر چه بیشتر امداد و خدمات با ملاحظات اجتماعی برای هم اکنون و فرداهای نه چندان دور، برای به حداقل رساندن مشکلات و پاسخگویی به نیازهای پیشرونده از کمترین دستاوردهای تدوین طرح جامعه توسعه مددکاری اجتماعی کشور باشد.
به نظر میرسد برای مواجهه با مسایل و نیازهای جدید و روزافزون باید چاره ای اندیشید و در حقیقت ضرورت دارد که جهت و هدف توسعه مددکاری اجتماعی در کشور به وضوح بایستی برای همگان روشن گردد.
انشاالله این طرح فراگیر با مشارکت حداکثری جامعه مددکاران اجتماعی و مطالعاتی دقیق تدوین و طراحی خواهد شد و در قالبی جامع ارائه خواهد شد و پس از آن برای دسترسی به اهداف عالی مددکاری اجتماعی بر اساس اسناد الزام آور میتوان شاهد انسجام عملیاتی بیشتری بود.
از سوی دیگر مطالعه کیفی فضاهای کاری و خدمات مددکاری اجتماعی کشور مسأله دیگری است که شایسته است با دقت بیشتری مورد بررسی قرار بگیرد. میزان فایده و اثر بخشی طرح های جاری و در مواردی هم تکراری در سازمان بهزیستی و سایر سازمانهای متولی اعم از دولتی و غیر دولتی بایستی واقعاً اندازه گیری شود و در صورت مفید بودن تقویت و یا در غیر این صورت مورد تجدیدنظر قرار گیرند.
دلیلی وجود ندارد طرح هایی که اثر بخشی مشخص و ثابت شده ای ندارند منابع مالی را ببلعند، از طرف دیگر ایده های جدید و خلاقیت ها بدون پشتیبانی مالی محدود به مختصر فعالیت هایی حمایت نشده بمانند.
ساختارهای متعدد علمی و صنفی و غیره موضوع دیگری است که علاوه بر پراکندگی و سردرگمی خود نیز بایستی آسیب شناسی شده و در جهت تجمیع، حذف و یا تعدیل و بروزرسانی آنها در چارچوب همین طرح جامع چاره ای اندیشید.

محمدرضا مقدسی | پژوهشگر و مدرس تاب آوری
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا