ضرورت توانمندسازی بیماران اسکیزوفرنی

MH_stigma2روزنامه اطلاعات در صفحه گزارش روز نوشت: بسیاری از مردم اسکیزوفرنی را بیماری خطرناک و حتی گاهی آن را خطرناک ترین بیماری های روانی می دانند، در حالی که این باور درست نیست.

در این گزارش که در شماره روز پنجشنبه دوازدهم شهریور 1394 خورشیدی به قلم بیتا مهدوی انتشار یافته، می خوانیم: متاسفانه در کشور ما نسبت به بیماری های روانی انگ و برچسب وجود دارد و به دلیل همین برچسب ها است که خانواده ها بیماران خود را از دیگران مخفی می کنند که همین کاردرمان آنان را به تعویق می اندازد. ممکن است بیمار اسکیزوفرنی در برهه ای از زمان به دلیل هذیان و توهم، رفتاری غیرقابل پیش بینی داشته باشد، اما این به آن معنی نیست که، او بیمار خطرناکی است. بیماری اسکیزوفرنی فقط یک درصد کل جامعه را درگیر کرده و این در حالی است افرادی که تحت تاثیر ماده مخدر شیشه دچار چنین اختلالاتی می شوند، خطرناک تر از بیماران اسکیزوفرنی هستند.‏
کارشناسان معتقدند، بررسی های انجام شده حاکی از این است که 64درصد از مردم گمان می کنند بیمار اسکیزوفرنی فردی با رفتارهای غیر قابل پیش بینی و دارای شخصیت دوگانه است که خلق و خوی او مرتباً تغییر می کند و همین داوری سبب شده است برخی افراد از بیماران اسکیزوفرنی واهمه کنند و به غلط بپندارند که این افراد خطرناک هستند، در حالی که این قضاوت فقط یک سوء تفاهم است.
‏روانپزشکان می گویند، افرادی که دچار اعتیاد به الکل یا مواد مخـــدر هستــند، احتمــال دارد 4 برابر دیگران رفتارهای پرخاشگرانه و تعرضی داشته باشند، اما این رفتارها با عدم دسترسی به این مواد 1/2 برابر کاهش پیدا می کند. حال آن که بر اساس بررسی های انجام شده، سهم بیماران روانی از جرایم خشن بسیار کم است و پیش داوری ها درباره اسکیزوفرنی در اغلب موارد نادرست غیرمنصفانه بوده است. ‏

**حمایت از بیماران اسکیزوفرنی ‏
طیبه دهباشی زاده ـ مدیر عامل انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی (احبا) در مورد این بیماران به گزارشگر روزنامه اطلاعات می گوید: انجمن حمایت از بیماران اسکیزو فرنی،در سال 1380 فعالیت رسمی خود را شروع کرد و در حال حاضرهم حدود 2 هزار عضو دارد و چون انجمن به خانواده بیماران نیز آموزش می دهد این تعداد به 6 هزار نفرهم می رسد. ‏
وی در پاسخ به این پرسش که آیا روند بیماری اسکیزوفرنی روبه افزایش است، اظهار می دارد: در این مورد آمار دقیقی وجود ندارد و شیوع جهانی این بیماری نشان می دهد که یک دهم درصد افراد هر جامعه مبتلا به اسکیزو فرنی هستند و در جامعه انتظار داریم که از هر هزار نفر، یک نفر به این بیماری مبتلا شود. بنابراین، تخمین زده می شود که در حال حاضر حدود یک میلیون بیمار مبتلا به اسکیزو فرنی در کشورمان زندگی می کنند و این در حالی است که فقط یک پنجم این افراد شناسایی شده اند و یا به انجمن مراجعه می کنند. ‏
وی در مورد دلایل عدم مراجعه بیماران اسکیزوفرنی به انجمن یادآوری می کند: عدم آگاهی بیماران نسبت به بیماری های اعصاب و روان، باعث عدم مراجعه شان به انجمن می شود، بیماران ممکن است تا پایان عمربا این بیماری سر کنند و متوجه بیماریشان نشوند به عنوان مثال خانم هایی که همسرشان اسکیزوفرنی دارد، نمی دانند که آنان بیمارند و به دلیل نشناختن بیماری، رفتارهای او را به شکاک بودن، بدبینی، بددلی و یا بی منطقی نسبت می دهند. گروه دیگری از بیماران هم بیماری را می شناسند، اما بیمار بودن خود را نمی پذیرند و خانواده ها علیرغم اینکه آنان را بیمار می دانند، برای درمان شان هیچ اقدامی نمی کنند.‏
**سن شروع بیماری
مدیر عامل انجمن «احبا» در پاسخ به این پرسش که بیماری اسکیزوفرنی در چه سنی خود را نشان می دهد، یادآوری می کند: معمولا سن شروع ابتلا به این بیماری از 15 سالگی است، زیرا که بیماری به ندرت در کودکان قابل تشخیص است. اما بیشترین گروه سنی در محدوده 20 تا 45 سالگی قرار دارد و معمولا بیماران از حدود 18 سالگی با افت عملکرد تحصیلی به دلیل قرار گرفتن در شرایطی مانند کنکور، ازدواج، مسائل عاطفی و مهاجرت، روبرو می شوند.
وی همچنین می گوید: بیماران جسمی خیلی راحت به پزشک مراجعه می کنند و درمان می شوند، ولی اغلب مردم به علت «انگ» بیماری های اعصاب و روان، این بیماری ها را پنهان می دارند و از این رو به روانپزشک مراجعه نمی کنند تا پرونده ای هم تشکیل نشود. براساس باورهای غلط درباره اسکیزوفرنی و انگ بیماری روان، تصور عامه این است که این بیماران به درد جامعه و زندگی نمی خورند، در حالی که با مراقبت های معمول، این افراد می توانند زندگی عادی داشته باشند. چنانکه افرادی هستند که 30سال در عین ابتلا به بیماری اسکیزوفرنی در سیستم دولتی مشغول به کار بوده اند و هیچ مشکلی هم ایجاد نکرده اند و حالا هم بازنشسته شده اند و حتی در بسیاری از مواقع نسبت به سایر کارمندان، بازدهی بهتری هم داشته اند.‏
**عدم حضور بیماران در جامعه
مدیر عامل انجمن «احبا» در مورد عدم حضور بیماران اسکیزوفرنی در جامعه می افزاید: اسکیزوفرنی به نوبه خود، بخشی از توانایی فرد را می گیرد و بقیه آن را نیز جامعه با ناآگاهی، انگ زنی و نگاه های منفی، به هدر می دهد. این که یک بیمار اسکیزوفرنی تا چه اندازه در بازگشت به جامعه و پذیرفتن نقش های اجتماعی موفق است، بستگی به این دارد که ما بتوانیم تا چه اندازه خدمات توان بخشی را در سطح جامعه برایش مهیا کنیم، زیرا خانواده های این بیماران توان و نیروی متخصص برای ارائه چنین خدماتی را ندارد و به تنهایی نمی توانند به تقویت مهارت های از دست رفته بیماران را کمک کنند. نباید فراموش کرد دارو درمانی که باید تا پایان عمر بیمار ادامه پیدا کند، صرفاً بیماری و توهم بیماران را کنترل می کند و نمی گذارد به مرحله عود برسد. اما ارائه خدمات توان بخشی می تواند بیمار را به سطح جامعه برگرداند. پس از بازگشت بیمار به جامعه نیز باید آگاهی های لازم در مردم همراه با حمایت های دولتی، ایجاد شود تا این بیماران بدون آن که تمسخر یا نگاه های منفی قرار بگیرند، با تکیه بر توانایی هایشان در محیط های امن مشغول فعالیت شوند.
مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی در این مورد که گاهی بیماران و خانواده هایشان از سوی اجتماع طرد می شوند. اظهار می دارد: واقعیت این است که درمان بیماری اسکیزوفرنی طولانی مدت است و تا پایان عمر همراه بیمار است و از اینرو تحمل شرایط این بیماران توسط خانواده ها خیلی سخت است، حال آن که اگر حمایت های اجتماعی وجود داشته باشد و بیمار حمایت اطرافیان را در کنار خودش ببیند، به راحتی می تواند با شرایط بحرانی کنار بیاید. خانواده هایی تمایل دارند از بیمارشان نگهداری کنند و خانواده های هم متأسفانه بیماران شان را طرد می کنند، زیرا همه توان شان را هزینه کرده اند و به همین علت بعضی ازاین بیماران در جامعه به حال خود رها می شوند البته خیلی کم دیده می شود والدین، کودک بیمار خود را رها کنند، ولی وقتی آنان فوت می کنند در اغلب موارد اقوام و خویشان از بیمار نگهداری نمی کنند و او را به حال خود رها می سازند این در حالی است که وظیفه حمایت از این بیماران برعهده دولت و دستگاه های متولی است.‏
**برخورد خانواده ها
دهباشی زاده در مورد برخورد خانواده ها با بیماران اسکیزوفرنی یادآوری می کند: خانواده های این بیماران در مورد برخورد با فرزندان بیمارشان حتما باید آموزش ببینند. آنان می آموزند اگر به عنوان مثال بیماری به مادرش بگوید تو دشمن من هستی، ناراحت نشود و فکر نکند فرزندش چقدر قدر ناشناس است. مادر یاد می گیرد که این برخورد به دلیل بیماری فرزندش است. آموزش یکی از ارکان اصلی درمان است و خانواده ها باید آموزش ببینند که چگونه با فرزندان بیمارشان برخورد کنند.‏
وی در پاسخ به این پرسش که آیا انجمن به خانواده های بیماران آموزش های لازم را ارائه می دهد، می گوید: اولین قدم انجمن آموزش خانواده های بیماران است که طی10 جلسه توسط مددکاران،پرستاران و روانشناسان ارائه می شود. این آموزش ها در مورد علایم بیماری، برخورد اصولی با بیماران و نحوه مصرف و عوارض داروها است که به کاهش تنش در خانواده ها کمک می کند. یک مادر یاد می گیرد وقتی فرزندش به او تهمت می زند که دشمن او است، به دلیل بیماری فرزندش است و او با مادرش دشمن نیست و همین آگاهی داشتن ها به خانواده ها آرامش می بخشد.‏
**بیماری فرزندان شان را مخفی نکنند
دهباشی زاده با بیان این مطلب که متأسفانه بعضی از همسایگان به وجود بیماران اسکیزوفرنی در مجتمع های مسکونی اعتراض می کنند، می افزاید: مشکل در اینجا عدم آگاهی است و باید پرسید یک بیمار روانی چه کارهایی انجام می دهد که یک فرد سالم آن ها را انجام نمی دهد؟ اگر بیماری یک نفر در طول سال یکبار عود کند، بعضی از بیماران ممکن است هیچگاه بیماریشان عود نکند در حال حاضر چند درصد از زن و شوهر ها دعوا می کنند و آرامش ساکنان مجتمع ها را از بین می برند، ولی کسی از رفتار آنان شکایت نمی کند، ولی اگر یک بیمار روانی ناراحت شود، متأسفانه ساکنان مجتمع علیه او می شوند. ما در جامعه آموزش های لازم را نمی بینیم و به همین دلیل خیلی از خانواده ها بیماری فرزندشان را مخفی می کنند. آنان این بیماری را به دلیل انگش از دیگران پنهان می سازند و علاوه بر تحمل بیمار، باید اطرافیان و همسایگان را هم تحمل کنند، یعنی خانواده های بیماران باید 2 برابر فشارها را تحمل کنند.‏
مردم باید بدانند همان گونه که افراد به انواع بیماری های جسمی مبتلا می شوند، به همان صورت ممکن است به بیماری های روحی روانی هم مبتلا شوند. باید در مورد بیماران اعصاب و روان آگاه سازی انجام شود، تا همه بدانند حرف های ناشایستی که بیمار به زبان می راند، به دلیل بیماریش است و امکان دارد دچار توهم شده باشد.
اگر این آموزش ها را به خانواده ها و همسایه ها بدهیم، همدلی را نسبت به این بیماران در سطح جامعه بیشتر می کنیم، ما روی خانواده ها خیلی کار می کنیم که بیماری فرزندان شان را پنهان نکنند، ولی این رفتار های نادرست اجتماع است که باعث می شود بیماری آنان را مخفی کنند. رسانه ها باید آگاه سازی کنند که بیماران اعصاب و روان کمترین خطر را برای دیگران دارند و تنها خودشان را اذیت می کنند. ‏
**حمایت بیمه های درمانی
دهباشی زاده با اشاره به این مطلب که اکثر بیماران اسکیزوفرنی از نظر هوشی بسیار بالا هستند ومنطق خوبی دارند، در مورد حمایت بیمه های درمانی از آنان یادآوری می کند: حمایت بیمه های درمانی از این بیماران تفاوتی با سایر بیماری ها ندارد و البته درباره این بیماران هم بسیار محدود است. در عین حال بیماران اسکیزوفرنی علاوه بر دارودرمانی، نیازمند خدمات مشاوره ای و توان بخشی هستند، در حالی که پوشش بیمه ای خدمات مشاوره و مددکاری و کاردرمانی در ایران در حد صفر است و متأسفانه این فقدان هم مبتنی بر قانون شورای عالی بیمه و بیمه خدمات درمانی است.‏
طبق این قانون بیماران جسمی حتی در صورت بستری 6 ماهه تحت پوشش بیمه قرار می گیرند، اما پوشش بیمه ای برای بیماران اعصاب و روان فقط شامل50 روز بستری در بیمارستان و هفته ای یک روز ویزیت است. علاوه بر آن، بیمارستان ها هم تمایلی به بستری این بیماران ندارند، زیرا آن ها برایشان درآمدزا نیستند.
در واقع این بی رغبتی به بستری کردن بیماران اسکیزوفرنی با وجود اجبار بیمارستان ها به تخصیص10 درصد از تخت های عمومی به تخت های اعصاب و روان صورت می گیرد، اما در مقابل اجرای این قانون مقاومت وجود دارد و متاسفانه این مقاومت در بیمارستان های خصوصی بسیار بیشتر از بخش دولتی است و حتی بیمه های تکمیلی هم از پوشش بیمه ای خدمات توان بخشی بیماران اعصاب و روان خودداری می کنند. با این حال وضعیت بستری در بخش های دولتی بهتر است، زیرا وزارت بهداشت و درمان مسئول بیمارستان های دولتی است و وضعیت تخصیص تخت ها کمی بهتر است و اغلب بیمارستان های دولتی، تخت اعصاب و روان دارند، هر چند که بیماران نیازمند به بستری که به مراکز دولتی مراجعه می کنند هم هیچگاه مطمئن نیستند که با تخت های خالی مواجه شوند و باید به چند بیمارستان مراجعه کنند تا امکان بستری شدن فراهم شود. در حال حاضر در مراکز خصوصی با توجه به آنکه جامعه پزشکی سهامدار مراکز خصوصی است. با ضعف شدید اجرای قانون تخصیص 10 درصدی تخت های عمومی به بیماران اعصاب و روان مواجهیم، در حالی که طبق تأکید همین قانون، بیمارستان های خصوصی صرفا در مقابل تخصیص تخت های اعصاب و روان اجازه تاسیس دریافت می کند.
وی در مورد دسترسی بیماران اسکیزوفرنی به دارو می گوید: برخی بیماران اسکیزوفرنی از مصرف داروهای ایرانی تجربه خوبی ندارند و مجبورند از داروهای خارجی استفاده کنند که گران تر است و این هزینه برای اغلب بیماران که معمولا هم ازطبقه ضعیف اقتصادی هستند، توانفرساست. ‏
در گذشته با کمک خیرین می توانستیم بخشی از هزینه داروها را پوشش دهیم، اما امروز علاوه بر گرانی قیمت، با کمبود داروهای خارجی هم مواجهیم و بسیاری ازاین داروها کمیاب شده است. در حالی که داروهای روان پزشکی باید تا آخر عمر و به طور دایم مصرف شود. درمان های روان اجتماعی مانند درمان شناخت رفتاری (برای بهبود رفتار و تفکر) و توان بخشی (برای بهبود تعامل اجتماعی) وقتی تجویز می شوند که بیمار پس از مصرف دارو به یک ثبات نسبی رسیده باشد. روان پزشکانی که با بیماران اسکیزوفرنی تماس داشته اند که توانسته بودند بهبودی خود را به دست آورند، اذعان دارند این انسان های دلچسب، باهوش و صاحب تفکر با اهداف و آرمان های مشابه سایرین بوده اند، اما به نظر می رسد اجتماع هنوز آماده پذیرش این دیدگاه نیست.‏
**نگرش منفی جامعه ‏
دکتر علی فرجام ـ روان شناس اجتماعی در مورد نگرش منفی جامعه نسبت به بیماران اسکیزوفرنی به گزارشگر روزنامه اطلاعات می گوید: نگرش منفی در جامعه در مورد بیماران اسکیزوفرنی آنان را از مراجعه و گرفتن کمک در مراحل اولیه بروز اختلال دور و منصرف می کند و این در حالی است که نه فقط علائم بیماری به خودی خود سبب کناره گیری از اجتماع می شود، بلکه مردم هم به دلیل باورهای اشتباه دوستان و بستگان، فرزندان مبتلای خود را بدون حمایت و کمک به حال خود رها می کنند. ‏
وی با بیان این مطلب که مشکلات بیماران اعصاب و روان فقط به موانع استخدامی و حمایت های اجتماعی ختم نمی شود، می افزاید: نگرش منفی سبب می شود سطح توانایی افرادی که ناچارند با اختلال های روانی سر کنند، کاهش پیدا می کند. در حالی که برای خیلی از مبتلایان اسکیزوفرنی بهبودی، یعنی بازگشت به کار، اما واقعیت آن است که کارفرمایان از استخدام این بیماران سر باز می زنند. تشخیص اسکیزوفرنی معمولا در حساس ترین مقاطع زندگی فرد انجام می گیرد و بیماران از آموزش و تحصیل باز می ماند و در بازار کار هم نمی توانند وارد شود و تاثیر منفی بسیاری از درمان های سنتی بر روی تمرکز، تطابق و تعادل فرد سبب می شود آموزش، تحصیل و کار آنان به سختی انجام بگیرد. باور عمومی این است که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی قادر به انجام درست کارها نیستند و در آن ها شکست می خورند که تصور نادرستی است و این دیدگاه منفی و غیرعلمی باید اصلاح شود. ‏
*منبع: روزنامه اطلاعات

مجله اینترنتی مددکاری اجتماعی ایران
دکمه بازگشت به بالا