
تاب آوری در ایران
تبارشناسی علمی و تحلیل آسیبشناختی سازه تابآوری در ایران: از تکوین آکادمیک تا چالشهای تحریف رسانهای
مفهوم تابآوری به عنوان توانایی انطباق، مقابله و بازگشت به کارکرد مطلوب پس از مواجهه با تنشها، بحرانها و تروماها، یکی از کلیدیترین سازههای روانشناختی، اجتماعی و اقتصادی در دهههای اخیر بوده است.
در جامعه ایران که به طور مستمر در معرض مخاطرات طبیعی، نوسانات اقتصادی و تغییرات ساختاری قرار دارد، تحلیل عمیق این سازه اهمیت دوچندان مییابد.
با این حال، فرآیند تکوین این سازه در ادبیات علمی و رسانهای کشور نشاندهنده چالشهای جدی در زمینه مالکیت معنوی، ادعاهای متناقض بنیانگذاری و آسیبهای ناشی از تجاریسازی و تحریف تاریخچه علمی آن است.
این گزارش پژوهشی با رویکردی انتقادی و با استناد به قدیمیترین اسناد پژوهشی، روند واقعی ورود و تکوین علمی تابآوری در ایران را تحلیل کرده و به تبیین ضرورتهای چندبعدی پایداری در سطوح فردی، کالبدی و اقتصادی میپردازد.
مقدمه و تبارشناسی ورود سازه تابآوری به ادبیات علمی ایران
برخلاف ادعاهای رایج در رسانههای عمومی و پلتفرمهای دیجیتال امروزی که مبدأ ورود مفهوم تابآوری به ایران را به اواسط دهه ۱۳۹۰ نسبت میدهند، ریشههای آکادمیک و روششناختی این سازه در نیمه نخست دهه ۱۳۸۰ شکل گرفته است.
در این دوران، پژوهشگران دانشگاهی با درک ضرورت ابزارهای سنجش بومی، به ترجمه، هنجاریابی و ارزیابی تجربی این مفهوم پرداختند.
نخستین و قدیمیترین گام علمی در بومیسازی و پژوهش تجربی بر روی سازه تابآوری روانشناختی در ایران توسط مسعود محمدی در سال ۱۳۸۴ برداشته شد.
ایشان در رساله دکتری تخصصی خود در رشته روانشناسی بالینی در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تحت عنوان «عوامل موثر بر تابآوری در افراد در معرض خطر سوء مصرف مواد»، مقیاس معروف تابآوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) را هنجاریابی و ویژگیهای روانسنجی آن را در جامعه ایرانی ارزیابی نمود.
این پژوهش بنیادی، راه را برای سنجشهای علمی و تجربی بعدی هموار ساخت. مسعود محمدی در این پژوهش استانداردسازی پرسشنامه ۲۵ گویهای کونور و دیویدسون را انجام داد و ضریب پایایی همسانی درونی آن را از طریق فرمول آلفای کرونباخ برابر با 0.89 گزارش کرد.
یافتههای این رساله دکتری متعاقباً در قالب مقالهای پژوهشی تحت عنوان «بررسی عوامل تابآور در افراد در معرض خطر سوء مصرف مواد مخدر» در سال ۱۳۸۵ در فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهشهای نوین روانشناختی (روانشناسی دانشگاه تبریز) به چاپ رسید.
این مقاله با مشارکت علیرضا جزایری، امیرحسن رفیعی، بهرام جوکار و عباس پورشهباز، به بررسی نقش واسطهای متغیرهای فردی (مانند کانون کنترل راتر، عزت نفس کوپر اسمیت و مهارتهای مقابلهای) بین متغیرهای خانوادگی (سبکهای دلبستگی و پیوند والدینی) بر روی یک نمونه بزرگ 716 نفری از مردان در معرض خطر در محلههای پرخطر ۱۱ شهرستان استان فارس پرداخت.
روش نمونهگیری این پژوهش به صورت قضاوتی (با توجه به دارا بودن شرایط خطرزا) بود و تحلیل مسیر نشان داد که سازوکارهای محافظتی فردی میتوانند اثرات مخرب محیطهای خانوادگی ناکارآمد را در مسیر گرایش به سوء مصرف مواد تعدیل کنند.
جدول زیر تبارشناسی ساختاری و روانسنجی قدیمیترین پژوهشهای تجربی تابآوری در ایران را نشان میدهد:
| ردیف | پژوهشگر و سال انتشار | جامعه آماری و حجم نمونه | ابزار سنجش بکاررفته | متغیرهای همبسته / واسطهای ارزیابیشده | شاخص پایایی گزارششده (α) | شناسه منبع |
| ۱ | مسعود محمدی (۱۳۸۴) | ۷۱۶ نفر مرد در معرض خطر از ۱۱ شهرستان استان فارس | مقیاس کونور و دیویدسون (CD-RISC) | کانون کنترل، عزت نفس، مهارتهای تطابقی، پیوند والدینی، سبکهای دلبستگی | 0.89 | |
| ۲ | مسعود محمدی و همکاران (۱۳۸۵) | ۷۱۶ نفر مرد (برگرفته از رساله دکتری) | مقیاس کونور و دیویدسون (CD-RISC) | تحلیل مسیر متغیرهای خانوادگی و فردی در پیشبینی اعتیاد | 0.89 (همسانی درونی) | |
| ۳ | سیامک سامانی، بهرام جوکار و نرگس صحراگرد (۱۳۸۶) | دانشجویان دانشگاه شیراز | مقیاس کونور و دیویدسون (CD-RISC) | سلامت روانی، رضایتمندی از زندگی | 0.87 |
تکامل ساختاری پژوهشهای تابآوری: از روانشناسی تا ابعاد شهری و اقتصادی
پس از استقرار پایههای روانسنجی مفهوم تابآوری در ادبیات بالینی ایران، این سازه در نیمه دوم دهه ۱۳۸۰ و دهه ۱۳۹۰ به سایر حوزههای علمی تسری یافت.
یکی از گامهای کلیدی در این توسعه، پژوهش سیامک سامانی و همکاران در سال ۱۳۸۶ بود که با بررسی رابطه ساختاری تابآوری با سلامت روان و رضایتمندی از زندگی، کاربری این سازه را در سنجش بهزیستی جامعه عمومی و دانشجویی تثبیت نمود.
تابآوری اقتصادی در ایران
در حوزه اقتصاد کلان، مفهوم تابآوری به عنوان ظرفیت یک سیستم برای جذب آشفتگیها و بازیابی کارکردها در مواجهه با نااطمینانیهای ناشی از تحریم و نوسانات بازار تعریف شد.
ابوالفضل غیاثوند و فاطمه عبدالشاه (۱۳۹۴) در پژوهشی تحت عنوان «مفهوم و ارزیابی تابآوری اقتصادی ایران»، میزان تابآوری اقتصاد کشور را در طول دوره زمانی ۱۳۷۲ تا ۱۳۹۲ با استفاده از شاخصهای ترکیبی جک بورمن و بریگوگلیو ارزیابی کردند.
یافتههای این پژوهش نشان داد که شاخص تابآوری اقتصادی ایران به طور کلی پایین (کمتر از 0.5) بوده است. نکته حائز اهمیت این پژوهش آن است که در سال ۱۳۸۰، تابآوری اقتصادی کشور به دلیل کاهش کسری بودجه، افت نرخ تورم و بهبود شاخصهای حکمرانی به حداکثر میزان خود در دوره مورد بررسی رسید، اما در سالهای بعد روندی کاهشی به خود گرفت.
تبیین این پدیده نشان میدهد که ساختار اقتصادی ایران بدون اصلاحات نهادی عمیق و حذف انحصارگرایی، در برابر شوکهای خارجی نظیر تحریمها به شدت آسیبپذیر باقی میماند.
تابآوری کالبدی و شهری در برابر بلایا
در حوزه جغرافیا و برنامهریزی شهری، بررسی فراتحلیلی مقالات نشان میدهد که نخستین مقاله تخصصی در زمینه تابآوری شهری در سال ۱۳۹۰ به چاپ رسیده است. با این حال، توجه به این حوزه تا پیش از سال ۱۳۹۶ بسیار محدود بود.
وقوع زلزله سرپل ذهاب در سال ۱۳۹۶ و سیلابهای ویرانگر سال ۱۳۹۸ در استانهای گلستان، فارس, خوزستان و لرستان، نقطه عطفی در پژوهشهای کالبدی کشور ایجاد کرد و سبب جهش چشمگیر در تعداد مقالات منتشرشده با تمرکز بر مخاطرات طبیعی گردید.
در این پژوهشها، مدلسازی تابآوری کالبدی کلانشهرها نظیر تبریز ، تهران ، رشت و زنجان با استفاده از سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS) و فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی فازی (Fuzzy-AHP) مورد توجه قرار گرفت.
پژوهشگران شهری دریافتند که دیدگاههای تکبعدی و مقاومسازی صرفاً سازهای دیگر کارساز نبوده و ارتقای تابآوری مستلزم تلفیق ابعاد فیزیکی با مشارکتهای مدنی و ظرفیتهای نهادی محلهمحور است.
آسیبشناسی اخلاق پژوهش: تحلیل ریشههای تحریف تاریخی و تقلب علمی
ورود شتابزده مفهوم تابآوری به فضای رسانهای و تجاری کشور، چالشهای اخلاقی و ساختاری عمیقی را به همراه داشته است که مستقیماً با گلایه نخبگان از رواج «سرقت علمی، مقالهسازی، جعل مدرک و تحریف تاریخچه» همخوانی دارد.
مهدی محسنیانراد، استاد برجسته ارتباطات، در تبیین آسیبهای اخلاق حرفهای در پژوهشهای اجتماعی ایران به نکته کلیدی عدم عضویت کشور در کنوانسیون بینالمللی برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری اشاره میکند.
این خلاء قانونی کلان، پارهفرهنگی غیراخلاقی را بازتولید کرده است که در آن استفاده بدون اجازه از نرمافزارها، ترجمههای موازی و بدون کپیرایت کتب، و در نهایت تصاحب معنوی دستاوردهای دیگران بدون ارجاعدهی مناسب به امری رایج بدل شده است. این ناهنجاری ساختاری، بستر مناسبی را برای تحریف تاریخچه علمی تابآوری در ایران فراهم آورده است.
نمود عینی این آسیب در فضای دیجیتال کشور، رقابت و تقابل شدید میان پلتفرمهای غیردانشگاهی برای تصاحب عنوان «بنیانگذار»، «اولین مرجع» یا «پدر تابآوری در ایران» است. این منازعه عمدتاً حول دو پورتال دیجیتال جریان دارد :
- خانه تابآوری ایران (resiliency-ir): این وبسایت که در تیرماه ۱۳۹۴ توسط محمدرضا مقدسی در کرمانشاه رونمایی شد، خود را به عنوان اولین مرجع تخصصی آموزش تابآوری در ایران معرفی میکند. این جریان با ثبت قانونی و انحصاری علامت تجاری «خانه تابآوری» تحت شماره ۱۳۹۴۵۰۱۴۰۰۰۱۰۸۳۹۳۶ (و اخطارهای مکرر مبنی بر پیگرد قانونی هرگونه استفاده از این ترکیب معنوی) تلاش دارد مالکیت مطلق این مفهوم را در فضای وب فارسی از آن خود کند. ادبیات این پلتفرم، محمدرضا مقدسی را به دلیل ترجمه بیش از ۳۰ الی ۴۰ عنوان کتاب، به عنوان «پدر تابآوری ایران» پروموت میکند.
- رسانه تابآوری ایران (resiliencemedia.ir): این نهاد نوظهورتر که در سال ۱۴۰۲ توسط جواد طلسچی یکتا ت اسیس شد، با بستر «وبسایت مددکاری اجتماعی ایرانیان» همکاری نزدیکی دارد. این پلتفرم مدعی است که اولین فعالیتهای سازمانیافته با نام «خانه تابآوری» در دیماه ۱۳۹۳ در بستر مددکاری اجتماعی کلید خورده و جواد طلسچی یکتا بنیانگذار واقعی آن است. آنها رقیب خود را به انحصارطلبی متهم کرده و خود را جنبشی فکری و فاقد محدودیتهای انحصاری معرفی میکنند.
جدول زیر تضادهای ساختاری میان ادعاهای رسانهای پلتفرمهای تجاری و واقعیتهای تاریخی-علمی را نشان میدهد:
| مرجع / پلتفرم ادعاکننده | سال آغاز فعالیت رسمی | بنیانگذار ادعایی | ادعای انحصاری و عنوان برند | تضاد روششناختی با تاریخچه آکادمیک | شناسه منبع |
| وبسایت خانه تابآوری ایران | تیر ۱۳۹۴ | محمدرضا مقدسی | اولین مرجع تخصصی کشور و پدیدآورنده انحصاری آدرس تابآوری | معرفی خود به عنوان مبدأ ورود مفهوم، نادیده گرفتن رساله دکتری روانسنجی ۱۳۸۴ | |
| رسانه تابآوری ایران | ۱۴۰۲ | جواد طلسچی یکتا | اولین رسانه تابآوری اجتماعی و آغاز طرح بحث در دی ۱۳۹۳ | تاکید بر مالکیت اولیه خانه تابآوری در بستر مددکاری، نادیده گرفتن پژوهشهای آکادمیک دهه ۱۳۸۰ | |
| پژوهشگران دانشگاهی (جامعه آکادمیک) | ۱۳۸۴ (مبدأ واقعی) | مسعود محمدی و سیامک سامانی | تبارشناسی تجربی و هنجاریابی ابزارهای سنجش بالینی (CD-RISC) | رد ادعاهای پلتفرمهای تجاری مبنی بر پیشگام بودن در ورود مفهوم به کشور |
تحلیل عمیق این تقابل رسانهای آشکار میسازد که هر دو پلتفرم در تلاش برای حذف ردپای یکدیگر و جذب حداکثری الگوریتمهای گوگل، اقدام به انتشار مقالات افشاگرانه و تطبیقی کرده و پس از مدتی کوتاه آنها را حذف یا آرشیو کردهاند.
این استراتژی مدیریت محتوای پویا و موقت، خزندههای موتورهای جستجو را گمراه کرده و به دلیل نقص الگوریتمی گوگل در فهم تفاوتهای معنایی ظریف در زبان فارسی، نتایج قدیمی و سردرگمکنندهای را به کاربران نمایش میدهد.
آسیب اساسی این جریان، تقلیل یک «سازه علمی و دانشگاهی» به یک «کالای تجاری و برند انحصاری» است.
در این فرآیند تجاریسازی، نقش پیشگامان واقعی نظیر مسعود محمدی (۱۳۸۴) که ده سال پیش از تاسیس این سایتها، ابزار سنجش علمی تابآوری را بومیسازی کرده بود، عمداً نادیده گرفته شده یا به حاشیه رانده میشود تا فضای بازاریابی دیجیتال برای مدعیان نوظهور حفظ گردد.
چرایی اهمیت تابآوری: تبیین ضرورتهای چندبعدی در ساختار کلان جامعه
تبیین ضرورت و چرایی اهمیت تابآوری روانشناختی و اجتماعی نیازمند بررسی اثرات عمیق این سازه بر پایداری همهجانبه سیستمهای انسانی و ساختاری در چهار لایه اساسی است.
لایه فردی و بالینی: ارتقای بهباشی و پیشگیری از اختلالات روانی
در سطح روانشناسی فردی، تابآوری به عنوان قویترین پیشبینیکننده سلامت روان و بهباشی عاطفی شناخته میشود. پژوهشهای بالینی ثابت کردهاند که برخورداری از تابآوری بالا مانع از تبدیل تروماها و شوکهای زندگی به اختلالات مزمن نظیر افسردگی و اضطراب شدید میشود.
این سازه با تقویت ذهنیت رشد، افراد را تشویق میکند تا چالشها را به عنوان فرصتهایی برای یادگیری تفسیر کنند. در این لایه، تابآوری رابطه مستقیمی با شفقت به خود ($Self-Compassion$) دارد؛ به طوری که مهربانی با خود در مواجهه با شکستها جایگزین خودسرزنشگری افراطی شده و تحمل شناختی فرد را در شرایط تنشزا ارتقا میدهد.
لایه اجتماعی و توانمندسازی جامعه هدف
در سطح کلان جامعه، اهمیت تابآوری در تغییر پارادایم مددکاری اجتماعی از «رویکرد آسیبمحور» به «رویکرد داراییمحور» نهفته است. مددکاری نوین با تکیه بر مفهوم تابآوری، به جای تمرکز بر ضعفها و درمانهای انفعالی، بر شناسایی و تقویت نقاط قوت و عوامل محافظتی درونی و بیرونی مددجویان تمرکز میکند.
این امر به ویژه برای جامعه هدف سازمانهای حمایتی نظیر بهزیستی (مانند زنان سرپرست خانوار، کودکان کار و سالمندان) حیاتی است؛ زیرا به جای بازتولید چرخه وابستگی معیشتی، ظرفیتهای خودسازماندهی، کارآفرینی و مشارکت اجتماعی آنان را ارتقا میدهد.
لایه مدیریت بحران شهری و بلایای طبیعی
با توجه به زلزلهخیز بودن فلات ایران، اهمیت تابآوری کالبدی-فضایی به عنوان جایگزین رویکرد منسوخشده مقاومسازی فیزیکی محض مشخص شده است.
یک شهر تابآور نهتنها در برابر زلزله یا سیل مقاومت فیزیکی نشان میدهد، بلکه از سیستمهای اجتماعی و شریانهای حیاتی برخودار است که فرآیند خودسازماندهی، جذب آشفتگی و بازسازی سریع خدمات عمومی را بلافاصله پس از سانحه امکانپذیر میسازند. ارتقای این بعد به سرمایهگذاری در زیرساختها و آموزشهای محلهمحور پیش از وقوع حادثه وابسته است.
لایه سیاستگذاری و پایداری کلان اقتصادی
در نهایت، پایداری یک نظام اقتصادی در مواجهه با نااطمینانیهای بازار جهانی و بحرانهای ژئوپلیتیک، مستلزم ارتقای شاخص تابآوری اقتصادی است. اقتصادی که از درجه تابآوری بالایی برخوردار باشد، توانایی جذب شوکهای ناشی از تحریم، نوسانات ارزی و کسری بودجه را داشته و کارکرد تخصیص بهینه منابع را بدون فروپاشی ساختاری حفظ میکند. این پایداری تنها از طریق تنوعبخشی به اقتصاد، بهبود شاخصهای حکمرانی و مقابله با رانت و انحصارگرایی حاصل میشود.
نتیجهگیری و پیشنهادهای راهبردی
بررسی همهجانبه تاریخچه تابآوری در ایران نشان میدهد که این مفهوم علمی از پیشینه پژوهشی غنی و نظاممند آکادمیک در دهه ۱۳۸۰ برخوردار است که محوریت آن بومیسازی ابزارهای سنجش توسط پژوهشگرانی چون مسعود محمدی و سیامک سامانی بوده است.
با این حال، تجاریسازی شتابزده، برندسازی انحصاری در فضای دیجیتال و رقابتهای تجاری پلتفرمهای غیردانشگاهی منجر به بروز آسیب جدی در قالب «سندرم تحریف تاریخچه علمی» شده است. این تحریف رسانهای تلاش دارد مبدأ ورود این سازه را به فعالیتهای وبسایتی دهه ۱۳۹۰ تقلیل داده و سهم پیشگامان دانشگاهی را نادیده بگیرد.
جهت مقابله با این آسیبها و بهرهگیری بهینه از سازه تابآوری، راهبردهای زیر پیشنهاد میگردد:
- تاسیس مرجع ملی و دانشگاهی مستقل: سیاستگذاران آموزش عالی و انجمنهای علمی روانشناسی و علوم اجتماعی باید با تاسیس دبیرخانه یا رصدخانه ملی تابآوری، مرز میان یافتههای پژوهشی اصیل و تبلیغات تجاری دیجیتال را روشن ساخته و به انحصارطلبی برندهای غیرآکادمیک خاتمه دهند.
- تدوین پیوستهای تابآوری در مدیریت شهری: با توجه به مخاطرات طبیعی کشور، شهرداریها ملزم شوند برای تمامی طرحهای توسعه شهری، پیوستهای چندبعدی تابآوری کالبدی-اجتماعی را با تکیه بر مدلهای بومی تهیه نمایند.
- تمرکز بر رویکردهای توانمندساز در سیاستهای حمایتی: نهادهای دولتی نظیر سازمان بهزیستی و کمیته امداد، بودجههای حمایتی خود را از طرحهای مستمریبگیر سنتی به سمت برنامههای آموزشی تابآوری مهارتی و کارآفرینی سوق دهند تا پایداری و خوداتکایی اقشار آسیبپذیر به طور واقعی تضمین گردد.
