وظایف مددکاران اجتماعی در سازمان بهزیستی

بررسی جامع و ساختاری وظایف، تکالیف و چالش‌های حرفه‌ای مددکاران اجتماعی در سازمان بهزیستی کشور: یک مطالعه پژوهشی

وظایف مددکاران اجتماعی در سازمان بهزیستی

بررسی جامع و ساختاری وظایف، تکالیف و چالش‌های حرفه‌ای مددکاران اجتماعی در سازمان بهزیستی کشور: یک مطالعه پژوهشی

چارچوب مفهومی، شالوده‌های اخلاقی و سیر تکوین تاریخی بهزیستی

مددکاری اجتماعی به عنوان یک حرفه یاورانه و مبتنی بر شالوده‌های علمی، بر اصول بنیادین عدالت اجتماعی، حقوق بشر، مسئولیت جمعی و احترام به تفاوت‌های انسانی استوار است.

فدراسیون بین‌المللی مددکاران اجتماعی در بیانیه‌های تخصصی خود، به‌ویژه در شعارهای سال‌های اخیر نظیر آزادسازی صداهای سرکوب‌میراث، تلاش برای ارتقای شأن و مقام انسان‌ها، پی‌ریزی جوامع با حرمت برای آینده‌ای پایدار و حمایت بی‌دریغ از حقوق عامه بشری، رسالت این حرفه را فراتر از خدمات حمایتی سنتی تعریف کرده است.

در ایران، سازمان بهزیستی کشور به عنوان متولی قانونی این حوزه، در ۲۴ تیرماه ۱۳۵۹ با تصویب شورای انقلاب اسلامی تأسیس شد تا خدمات پراکنده بیش از ۱۶ سازمان و مؤسسه خیریه پیش از انقلاب را در قالب یک نهاد متمرکز، علمی و تخصصی سازماندهی کند. نقش برجسته بنیان‌گذارانی همچون شهید دکتر محمدعلی فیاض‌بخش در تبدیل مددکاری به هسته مرکزی مداخلات رفاهی، نقطه عطفی در تاریخ رفاه اجتماعی ایران محسوب می‌شود.

سیر تحول سازمانی بهزیستی نشان‌دهنده تغییرات پارادایمیک عمیقی است؛ فعالیت این سازمان که در ابتدا زیر نظر وزارت بهداشت و بهزیستی با تمرکز بر خدمات توان‌بخشی و پزشکی اداره می‌شد، در سال ۱۳۸۳ به وزارت رفاه و تأمین اجتماعی ملحق گردید و در نهایت در سال ۱۳۹۰ به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی انتقال یافت. این انتقال ساختاری، نمایانگر گذار از نگاه صرفاً «پزشکی-حمایتی» به یک دیدگاه «رفاهی-توسعه‌ای» با محوریت توانمندسازی پایدار و اشتغال‌زایی بود.

مبانی قانونی این تکالیف در اصول ۲۱ و ۲۹ قانون اساسی ریشه دارد که دولت را مکلف به تأمین رفاه همگانی و چتر حمایتی برای اقشار آسیب‌پذیر می‌سازد.

علاوه بر لایحه قانونی تشکیل سازمان و ۵۲ وظیفه مصوب آن، قوانین حمایتی نوین همچون قانون حمایت از حقوق معلولان مصوب ۱۳۹۶ و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ ، تکالیف اجرایی و حاکمیتی سنگینی را بر دوش مددکاران اجتماعی این سازمان قرار داده است.

جایگاه ساختاری و مسیر توسعه حرفه‌ای مددکاران اجتماعی

مسیر ارتقای شغلی و توسعه شایستگی‌های مددکاران اجتماعی در سیستم‌های حمایتی دولتی و غیردولتی ایران، فرآیندی تدریجی و چندمرحله‌ای است که از فعالیت‌های کارشناسی بالینی آغاز شده و به سطوح سیاست‌گذاری کلان ختم می‌شود. در جدول زیر، مراحل شش‌گانه پیشرفت حرفه‌ای مددکاران در ساختار خدمات اجتماعی کشور به تصویر کشیده شده است :

مرحله پیشرفتعنوان جایگاه حرفه‌ایمسئولیت‌های محوری و کارکردهاپیش‌نیازهای آموزشی و تجربی
اولکارآموز یا کارشناس نوورودارزیابی اولیه مراجعان، تشکیل پرونده‌های مقدماتی و شناسایی نیازهای حمایتی پایهاخذ مدرک کارشناسی در رشته مددکاری اجتماعی یا رشته‌های مرتبط دانشگاهی
دومکارشناس مددکاری مستقلمدیریت پرونده‌های عمومی، ارائه مشاوره‌های اجتماعی، ارجاع تخصصی به مراکز درمانی و پیگیری روند پیشرفت مددجوکسب تجربه عملی در مراکز حمایتی و آشنایی با منابع جامعه
سوممددکار اجتماعی ارشدنظارت بر پرونده‌های پیچیده خانوادگی، هدایت مداخلات بحران و ارائه مشاوره‌های تخصصی بالینیتجربه بالینی موفق و تسلط کامل بر پروتکل‌های ارزیابی چندبعدی
چهارمسرپرست واحد مددکاریهماهنگی بین‌بخشی با سازمان‌های بیرونی، مدیریت پرونده‌های خاص و نظارت بر کار مددکاران نوورودارتقا بر اساس ارزیابی عملکرد و کسب مهارت‌های سرپرستی تجربی
پنجممدیر مرکز خدمات اجتماعیبرنامه‌ریزی استراتژیک محلی، مدیریت منابع مالی و انسانی مرکز و ارزیابی کمی و کیفی برنامه‌هاتحصیلات تکمیلی (ارشد یا دکتری) و سوابق مدیریت اجرایی
ششمسیاست‌گذار و پژوهشگر ارشدتدوین آیین‌نامه‌ها، ارزیابی اثربخشی برنامه‌های رفاهی ملی، تدریس دانشگاهی و اجرای پژوهش‌های کاربردیاخذ دکتری تخصصی و تخصص در حوزه‌های برنامه‌ریزی رفاه اجتماعی

شرح وظایف تفصیلی و پروتکل‌های مداخله در حوزه‌های تخصصی

پایش و مراقبت چندبعدی در مراکز شبانه‌روزی شبه‌خانواده

مددکاران اجتماعی شاغل در مراکز شبانه‌روزی نگهداری کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در گروه‌های سنی ۷ تا ۱۲ سال و بالاتر از ۱۲ سال، مأموریت‌های گسترده‌ای را در چهار پرونده مجزا پیگیری می‌کنند.

در حوزه پرونده اجتماعی که حیاتی‌ترین بخش فعالیت‌های مددکار است، فرآیند پذیرش با بررسی همه‌جانبه اسناد هویتی، مالی و حساب‌های پس‌انداز کودک آغاز می‌شود. مددکار مکلف است هر چهار ماه یک‌بار گزارش تفصیلی خلاصه وضعیت فرزند را بر اساس آخرین تحقیقات میدانی تدوین نماید.

علاوه بر این، طرح مراقبت شش‌ماهه با تشکیل تیم تخصصی متشکل از مدیر، روان‌شناس و مربی تدوین می‌شود تا برنامه‌های اوقات فراغت، آزمایش‌های روتین، ملاقات‌ها و ثبت‌نام‌های تحصیلی سازماندهی گردند. در صورت فراهم شدن شرایط فرزندخواندگی یا امین موقت، تیم‌های مراقبت فوق‌العاده برای تسهیل این انتقال تشکیل می‌شوند.

در فرآیند مرخصی فرزندان، مددکار موظف به بازدید میدانی از منزل بستگان است؛ در صورت احراز عدم صلاحیت اخلاقی یا وجود ناپدری و محیط‌های آسیب‌زا، مددکار با هماهنگی روان‌شناس مرکز با مرخصی مخالفت کرده و ادله مستند را به قاضی پرونده ارائه می‌دهد.

همچنین پیگیری صدور شناسنامه برای کودکان فاقد هویت از طریق اداره ثبت احوال و اخذ دفترچه بیمه سلامت از دیگر وظایف اجتماعی این بخش است.

در حوزه پرونده تحصیلی، ثبت‌نام به موقع، تهیه ملزومات آموزشی و ایفای نقش رابط مدرسه بدون ایجاد برچسب‌های اجتماعی برای فرزندان از تکالیف اساسی مددکار است. او باید گزارش‌های ماهیانه تحصیلی و کارنامه‌ها را در پرونده درج نموده و برای ارتقای تحصیلی آنان برنامه‌ریزی کند.

در حوزه بهداشت و روان‌پزشکی، مددکار با همکاری روان‌شناس به تسهیل بازی‌درمانی پرداخته و هر دو هفته یک‌بار به پایش بهداشت ظاهری، مو، ناخن و البسه کودکان می‌پردازد. همچنین نظارت بر درمان‌های دارویی تخصصی مانند مصرف ریتالین برای کودکان مبتلا به بیش‌فعالی و ارجاع به دندان‌پزشکی در حوزه بهداشتی پرونده‌ها قرار دارد.

مداخله در بحران و ساماندهی آسیب‌های اجتماعی در اورژانس اجتماعی

اورژانس اجتماعی ایران با بهره‌گیری از خط تلفن ۱۲۳، خدمات سیار و مراکز مداخله در بحران، به عنوان ضربه‌گیر آسیب‌های اجتماعی عمل می‌کند.

مددکاران این حوزه وظیفه دارند کانون‌های آسیب‌زا را شناسایی کرده و در مواقع کودک‌آزاری، همسرآزاری، اقدام به خودکشی و اختلافات حاد خانوادگی مداخله فوری نمایند. در موضوع کودکان کار و خیابانی، نقش مددکار در سه حوزه جذب، پذیرش و توانمندسازی تعریف می‌شود.

بر اساس تفاوت‌های ساختاری، مددکاران میان «کودکان در خیابان» که برای امرار معاش کار می‌کنند اما شب‌ها به خانه برمی‌گردند و «کودکانِ خیابان» که خیابان را خانه خود می‌دانند و ارتباطشان با خانواده گسسته است، تمایز قائل می‌شوند. فرآیند «جذب» شامل برقراری ارتباط اعتمادآمیز مددکار با کودک در محیط خیابان است تا وی را با منابع حمایتی آشنا سازد. این مداخلات نیازمند همکاری سازمان‌های متعددی چون وزارت بهداشت، سازمان تأمین اجتماعی، هلال احمر و شهرداری‌ها است که هماهنگی بین‌بخشی آن‌ها بر عهده بهزیستی است.

توان‌بخش معلولان و پیشگیری جامع از ناتوانی‌ها

در معاونت توان‌بخشی، مددکار اجتماعی مأموریت دارد اطلاعات جامع بیولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی فرد معلول را گردهم آورده و برنامه‌ای هماهنگ با تیم‌های درمان و کاردرمانی پیاده کند. وظایف مددکار در این بخش شامل نقش‌های آموزش‌دهنده، حامی و مدافع حقوق معلول و تسهیل‌گر دسترسی به وسایل توان‌بخشی، حق پرستاری و مستمری‌های دولتی است.

در بُعد پیشگیری، مددکاران در آگاه‌سازی جامعه درباره پرهیز از ازدواج‌های فامیلی، لزوم مشاوره‌های ژنتیک قبل از بارداری، تزریق واکسن سرخجه به دختران جوان و زایمان در مراکز بهداشتی فعال هستند.

همچنین توان‌بخشی اجتماعی گروه‌های خاص نظیر معتادان در حال بهبود با رویکرد مدیریت مورد و پیشگیری از عود، توان‌بخشی زندانیان از طریق حمایت از خانواده‌های آنان و تدوین برنامه‌های سازگاری پس از خروج، و بازپروری زنان آسیب‌دیده اجتماعی از طریق حرفه‌آموزی، تغییر سبک زندگی و پیگیری‌های پس از اشتغال ، در زمره مسئولیت‌های بالینی و توان‌بخشی مددکاران قرار دارد.

توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی زنان سرپرست خانوار

جمعیت گسترده زنان سرپرست خانوار به دلیل بارهای مضاعف اقتصادی و اجتماعی، با فشارهای روانی و تنش‌های عدیده‌ای مواجه هستند. با توجه به نرخ بالای بیکاری و اهمیت اشتغال پایدار در بهبود مهارت‌های اجتماعی و فردی ، دفتر توانمندسازی زنان سرپرست خانوار بهزیستی برنامه‌های متنوعی را اجرا می‌کند.

مددکاران این دفتر مسئولیت پایش و ارزیابی اقتصادی-اجتماعی مراجعان، تسهیل در تشکیل گروه‌های توسعه محلی با رویکرد مددکاری جامعه‌ای، راه‌اندازی گروه‌های همیار زنان جهت کسب‌وکارهای گروهی، پرداخت کمک‌هزینه شهریه دانشجویی و ارتقای تحصیلی فرزندان نیازمند، و طرح‌های غربالگری جسمی و روانی زنان سرپرست خانوار را بر عهده دارند.

چالش‌های ساختاری، هویتی و نهادی پیش روی مددکاران بهزیستی

تحلیل ساختار رفاه اجتماعی کشور نشان می‌دهد که تحقق مأموریت‌های مددکاری اجتماعی در سازمان بهزیستی با چالش‌ها و موانع نهادی عمیقی مواجه است.

نخستین چالش ساختاری، بحران هویت حرفه‌ای و تداخل شدید وظایف میان مددکاران اجتماعی، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان است که به دلیل نبود یک سازمان نظام مددکاری مستقل، گاه به رقابت‌های غیرسازنده میان متخصصان می‌انجامد.

چالش دوم، ناترازی شدید بین نیازهای جامعه و منابع انسانی متخصص سازمان است؛ در حالی که بیش از ۷۰ درصد از مأموریت‌های عملیاتی سازمان بهزیستی ماهیتاً به خدمات تخصصی مددکاری وابسته است، تنها کمتر از ۱۰ درصد از کل پرسنل سازمان و کمتر از ۴ درصد از نیروهای دارای مدرک کارشناسی و بالاتر، دانش‌آموخته رشته مددکاری اجتماعی هستند.

این کمبود نیروی تخصصی موجب شده است که هر مددکار مسئولیت مدیریت بیش از هزار پرونده را بر عهده بگیرد که این حجم کار فراتر از استانداردهای علمی، زمان و کیفیت رسیدگی به هر مراجع را به شدت تقلیل داده است.

افزون بر این، مسئله «انتقال دانش» در بهزیستی با موانع جدی روبروست؛ بسیاری از موفقیت‌های حاصله در حل تعارضات محلی یا جلب حمایت‌های خیرین، برخاسته از تجربیات و «دانش ضمنی» مددکاران باسابقه است که به دلیل فقدان فرآیندهای مستندسازی و استانداردسازی رویه‌های عملیاتی، با بازنشستگی یا خروج نیروها از سازمان برای همیشه از دست می‌رود.

در حوزه برون‌سپاری خدمات به مراکز غیردولتی نظیر مراکز مثبت زندگی، غلبه بوروکراسی اداری و تمرکز مفرط بر آمارسازی‌های کمی به جای سنجش کیفیت تغییرات کیفی زندگی مراجعان، روح حرفه‌ای مددکاری را تضعیف کرده است.

از سوی دیگر، چالش نوجوانان پس از ۱۸ سالگی و ترخیص آنان از مراکز نگهداری بدون داشتن شغل پایدار و سرپناه مناسب، خطر بازگشت آنان به چرخه آسیب را به شدت افزایش می‌دهد.

این چالش‌ها در پیوند با موانع ساختاری مددکاری صنعتی در کشور قرار دارند؛ جایی که ابهام در جایگاه شغلی مددکاران در ساختار صنایع، عدم شناخت مدیران ارشد از کارکرد این حرفه و فقدان قوانین حمایتی مشخص، مانع از پیشگیری از فرسودگی شغلی و ارتقای تاب‌آوری نیروهای کار شده و بار مشکلات اجتماعی ناشی از فقر و بیکاری را مستقیماً به سمت سازمان بهزیستی روانه می‌سازد.

منشور اخلاق حرفه‌ای و کدهای رفتاری در سیستم‌های حمایتی

منشور اخلاق حرفه‌ای در بهزیستی، با الهام از اصول بیانیه‌های جهانی و تلفیق آن با اقتضائات بومی، چارچوب‌های سخت‌گیرانه‌ای را برای مداخله ترسیم می‌کند.

اصل رازداری و حفظ محرمانگی اطلاعات مراجع در سیستم‌های الکترونیکی پرونده‌ها یک تکلیف مطلق است، مگر در مواردی که تعارض اخلاقی رخ دهد؛ برای نمونه، هنگامی که حفظ راز با جان مراجع (مانند کودک‌آزاری‌های حاد) در تعارض قرار گیرد، مددکار ناگزیر به مداخله شبه‌قضایی خواهد بود.

اصل دوم، خودتعیین‌گری مراجع است که بر اساس آن مددکار باید به حق انتخاب و استقلال رای مراجع در مسیر بازتوانی احترام بگذارد، هرچند این اصل برای افراد دارای معلولیت‌های ذهنی شدید یا اختلالات عمیق روانی با محدودیت‌های قانونی همراه است.

اصل صداقت و شفافیت مددکار را مکلف می‌سازد تا محدودیت‌های بودجه‌ای و قانونی سازمان را به روشنی برای مراجع تبیین کرده و از دادن وعده‌های واهی که اعتماد مراجع را سلب می‌کند، پرهیز نماید. در نهایت، اصل کرامت انسانی مددکاران را ملزم می‌کند تا با رفتاری متناسب با شأن مراجع، با هرگونه برچسب‌زنی اجتماعی به آسیب‌دیدگان مبارزه کنند.

نتیجه‌گیری و پیشنهادهای راهبردی برای آینده رفاه اجتماعی

یافته‌های این مطالعه پژوهشی نشان می‌دهد که مددکاری اجتماعی در سازمان بهزیستی کشور، خط مقدم مقابله با چالش‌های ساختاری، اقتصادی و روانی جامعه است. با این حال، کارآمدی این حرفه مستلزم عبور از الگوهای بوروکراتیک و صوری حمایتی به سمت توسعه‌گرایی بالینی و توانمندسازی پایدار است.

برای دستیابی به این هدف، پیشنهاد می‌شود اقدامات راهبردی مشخصی در دستور کار قرار گیرد.

نخست، تلاش جدی حاکمیتی برای استقرار و رسمیت بخشیدن به سازمان نظام مددکاری اجتماعی ایران به منظور حفظ حریم تخصصی حرفه و صیانت از حقوق مراجعان و مددکاران صورت گیرد.

دوم، سازمان بهزیستی با اجرای تکنیک‌های مدیریت دانش نظیر جلسات درس‌آموخته‌ها و داستان‌سرایی سازمانی، دانش ضمنی ارزشمند کارشناسان باسابقه را کدگذاری و به پروتکل‌های اجرایی یکپارچه تبدیل کند.

سوم، ضرورت دارد وزارت علوم و سازمان بهزیستی در جذب دانشجو هماهنگی ایجاد کرده و احراز پست‌های سازمانی مددکاری را صرفاً به فارغ‌التحصیلان تخصصی این رشته واگذار کنند. چهارم، استانداردسازی فضاهای فیزیکی مراکز بهزیستی برای رعایت اصل رازداری و توسعه مدل‌های مشارکت عمومی-خصوصی با سازمان‌های مردم‌نهاد، بستر مادی لازم را برای اثربخشی این مداخلات در تراز استانداردهای جهانی فراهم خواهد آورد.

وظایف مددکاران اجتماعی در سازمان بهزیستی
وظایف مددکاران اجتماعی در سازمان بهزیستی
دکمه بازگشت به بالا