سوگ عمومی و طرح‌های اجتماع‌محور

چرا جامعه را دستکاری نکنیم و به خرد مددکاران اجتماعی رجوع کنیم؟

سوگ عمومی و طرح‌های اجتماع‌محور

چرا جامعه را دستکاری نکنیم و به خرد مددکاران اجتماعی رجوع کنیم؟

جامعه، موجودی زنده و پویاست که در کوران حوادث و وقایع، دوره‌های مختلفی را تجربه می‌کند؛ از نشاط و امید تا یاس و سوگ. در شرایطی که جامعه درگیر سوگ عمومی است، حساسیت‌ها بالاتر و آسیب‌پذیری‌ها بیشتر می‌شود.

در چنین فضایی، هرگونه رویکرد نسنجیده و تحمیلی برای “عادی‌سازی” یا اجرای طرح‌های اجتماعی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه می‌تواند به فرسایش بیشتر اعتماد عمومی و تعمیق نارضایتی‌ها منجر شود.

این مقاله بر اهمیت درک صحیح شرایط روانی جامعه، پرهیز از دستکاری‌های اجتماعی، و ضرورت رجوع به خرد و تجربه مددکاران اجتماعی در طراحی و اجرای طرح‌های اجتماع‌محور در ایران تأکید دارد.

سوگ عمومی: زمانی برای تسکین، نه دستکاری

سوگ عمومی، یک پدیده روانشناختی-اجتماعی پیچیده است که فردیت و جمعیّت یک جامعه را درگیر می‌کند.

این سوگ می‌تواند ناشی از بلایای طبیعی، حوادث دلخراش، از دست دادن شخصیت‌های محبوب یا حتی فشارهای مستمر اقتصادی و اجتماعی باشد.

در چنین شرایطی، جامعه بیش از هر چیز به درک، همدلی، و فضایی برای پردازش احساسات نیاز دارد (Worden, 2018).

  • کاهش اعتماد: در زمان سوگ و بحران، اعتماد عمومی به نهادها کاهش می‌یابد. درخواست‌هایی نظیر کدملی یا شماره تماسی که به نام فرد باشد برای مشارکت در طرح‌ها، در چنین فضایی می‌تواند به تردید و نگرانی دامن زده و حتی به عنوان تلاشی برای پایش یا کنترل تلقی شود (Putnam, 2000).
  • ناتوانی در پذیرش: جامعه‌ای که در سوگ است، ظرفیت پذیرش طرح‌های جدید یا مشارکت فعال در برنامه‌هایی که نیاز به انرژی ذهنی و عاطفی دارند را ندارد. تلاش برای بازگرداندن جامعه به شرایط عادی به صورت اجباری و تحمیلی، نه تنها ناموفق خواهد بود، بلکه مقاومت پنهان یا آشکار ایجاد می‌کند.
  • بازگشت طبیعی: جامعه به طور طبیعی و با گذر زمان، فرآیند التیام را آغاز می‌کند و به تدریج به حالت عادی بازمی‌گردد. این بازگشت، یک مسیر تکاملی است که نیازمند صبر و تسهیل‌گری است، نه فشار و اجبار.

طرح‌های اجتماع‌محور: ضرورت تفکر مردمی و پرهیز از “پشت میزنشینی”

پشت هر طرح اجتماع‌محور موفق، باید یک تفکر مردمی ریشه‌دار وجود داشته باشد.

این تفکر، برگرفته از نیازهای واقعی، خواسته‌های اصیل و ظرفیت‌های خود جامعه است (Payne, 2021). متأسفانه، آنچه گاه در ایران مشاهده می‌شود،

طرح‌هایی است که در اتاق‌های فکر بسته، و بدون ارتباط واقعی با بطن جامعه طراحی می‌شوند.

  • فقدان مشارکت واقعی: بسیاری از طرح‌های موسوم به “اجتماع‌محور”، در حقیقت طرح‌هایی “از بالا به پایین” هستند که صرفاً با پوشش “مشارکت”، به دنبال اجرای دستورات از پیش تعیین‌شده‌اند. این رویکرد، مغایر با اصول مددکاری اجتماعی و توسعه اجتماع‌محور است که بر مشارکت داوطلبانه، خودیاری، و توانمندسازی مردم تأکید دارد (Rubin & Babbie, 2017).
  • اجبار و انگیزه: تناقضی آشکار: همانطور که بارها تأکید شده است، کار مددکاری اجتماعی و کارهای اجتماع‌محور، در وهله اول باید کاری دلی، داوطلبانه و پرانگیزه باشد. کار اجتماع‌محوری که آغشته به الزام و تحمیل باشد، نمی‌تواند برای فعالان آن عرصه دلچسب، گوارا و از ته دل باشد. چنین کاری، از سر اجبار خواهد بود و مسلماً کیفیت پایینی خواهد داشت.
  • پیامدها: فرسایش سرمایه اجتماعی: وقتی طرح‌ها به جای ارتقاء، به تحمیل می‌انجامند، جامعه به تدریج اعتماد خود را به هرگونه ابتکار اجتماعی از دست می‌دهد. این امر، به جای ارتقاء انسجام، همدلی، نشاط و مشارکت جامعه ایرانیان از محلات تا جای جای جامعه، به تضعیف آن‌ها منجر خواهد شد. وضعیت کنونی سلامت روان جامعه ایرانی و چالش‌های مشارکت، خود گواه تأثیرات چنین رویکردهای تحمیلی است.

مددکاران اجتماعی: نبض جامعه در اتاق فکرهای غایب

اینجاست که نقش مغفول و حیاتی مددکاران اجتماعی برجسته می‌شود.

چرا از مددکاران اجتماعی که در خط مقدم میادین کار اجتماعی هستند، در چنین مواردی و در چنین اتاق فکرهایی استفاده نمی‌شود؟ چرا نظرخواهی نمی‌شود؟ چرا ایده خواهی نمی‌شود؟

مددکاران اجتماعی، به دلیل حضور مستمر در جوامع محلی، تماس مستقیم با مردم، و درک عمیق از نیازها، مشکلات، منابع و ظرفیت‌های پنهان، بهترین متخصصان برای مشاوره در طراحی طرح‌های اجتماع‌محور هستند (Teater, 2020). آن‌ها نه تنها با واقعیت‌های میدانی آشنا هستند، بلکه به اصول اخلاقی و حرفه‌ای نیز پایبندند که از تحمیل و آسیب رساندن به جامعه جلوگیری می‌کند.

  • تشخیص دقیق نیازها: مددکاران اجتماعی قادرند نیازهای واقعی و اضطرار جامعه را در زمان سوگ و بحران تشخیص دهند و از تحمیل “راه حل‌های آماده” که ممکن است هیچ ارتباطی با مشکل اصلی نداشته باشد، جلوگیری کنند.
  • احترام به کرامت انسانی: اصول مددکاری اجتماعی بر احترام به فردیت، خودمختاری و کرامت انسانی تأکید دارد، که این رویکرد در طراحی طرح‌های مشارکت‌محور ضروری است.
  • تسهیل‌گری، نه تحمیل: مددکاران اجتماعی در نقش تسهیل‌گر عمل می‌کنند، به مردم کمک می‌کنند تا خودشان راه‌حل‌های مشکلاتشان را پیدا کنند و از ظرفیت‌های درونی‌شان بهره ببرند، نه اینکه راه‌حل‌ها را به آن‌ها دیکته کنند.

نتیجه‌گیری

در شرایط حساس سوگ عمومی، مسئولیت خطیری بر دوش سیاست‌گذاران و نهادهای مجری طرح‌های اجتماعی است. جامعه را دستکاری نکنیم.

به جای اصرار بر برنامه‌هایی که از بالا دیکته می‌شوند و انگیزه و مشارکت واقعی را از بین می‌برند، باید اجازه داد فرآیندهای طبیعی التیام شکل بگیرد. ضروری است که اتاق‌های فکر اجتماعی در ایران، تغییر رویه دهند و درب‌های خود را به روی صداهایی باز کنند که نبض واقعی جامعه را می‌شناسند.

مددکاران اجتماعی، با دانش و تجربه بی‌نظیر خود در میدان عمل، می‌توانند راهنمایان ارزشمندی در طراحی طرح‌های اجتماع‌محور اصیل، کارآمد و مبتنی بر اعتماد باشند. تنها از این طریق است که می‌توان امید به ارتقاء واقعی انسجام، همدلی و نشاط اجتماعی داشت، نه با طرح‌هایی که حاصل اجبار و تخیلات “پشت‌میز نشینی” هستند و جز فرسایش بیشتر، حاصلی نخواهند داشت.

منابع:

  • Payne, M. (2021). Modern Social Work Theory. Oxford University Press. (Emphasizes the importance of participation and user empowerment).
  • Putnam, R. D. (2000). Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community. Simon & Schuster. (Discusses social capital and trust).
  • Rubin, A., & Babbie, E. R. (2017). Research Methods for Social Work (9th ed.). Cengage Learning. (Covers principles of community-based research and intervention).
  • Teater, B. (2020). An Introduction to Social Work (2nd ed.). Open University Press. (Highlights the frontline role of social workers).
  • Worden, J. W. (2018). Grief Counseling and Grief Therapy: A Handbook for the Mental Health Practitioner (5th ed.). Springer Publishing Company. (A key reference on grief and bereavement processes).
سوگ عمومی و طرح‌های اجتماع‌محور
سوگ عمومی و طرح‌های اجتماع‌محور
دکمه بازگشت به بالا