
تابآوری جامعه هدف سازمان بهزیستی
تحلیل ساختاری و چندبعدی تابآوری جامعه هدف سازمان بهزیستی کشور: تبیین فرآیندهای فردی، خانوادگی و اجتماعی
خطمشیگذاری در نظامهای رفاه و تامین اجتماعی نوین، فراتر از ارایه کمکهای معیشتی موقت، بر پایه خلق ظرفیتهای پایدار برای مواجهه با شوکهای بیرونی استوار است. در جمهوری اسلامی ایران، مستند به اصول ۲۱ و ۲۹ قانون اساسی، دولت مکلف به استقرار نظام جامع تامین اجتماعی و صیانت از حقوق اقشار کمبرخوردار و آسیبپذیر است.
سازمان بهزیستی کشور بهعنوان دستگاه تخصصی متولی سلامت اجتماعی، در سالهای اخیر یک گذار پارادایمی را از مدلهای حمایتی سنتی و غیرفعال (مبتنی بر مستمریبگیری منفعل) به سمت رویکرد نوین «تابآوری چندبعدی و توانمندسازی فعال» تجربه کرده است.
هدف بنیادین این چرخش راهبردی، ایجاد ظرفیت انطباقی پایدار در مددجویانی است که پیش از وقوع بحرانها نیز در وضعیت محرومیت نسبی قرار داشتهاند؛ چرا که بازگرداندن یک فرد دارای معلولیت یا یک زن سرپرست خانوار به شرایط شکننده پیش از بحران، بدون تجهیز وی به ابزارهای دفاعی روانی، اقتصادی و اجتماعی، چرخهای معیوب از بازتولید فقر و آسیب را به همراه خواهد داشت.
تابآوری در این چارچوب نوین، یک صفت شخصیتی ثابت یا برچسب ایستا نیست، بلکه فرآیندی پویا، چندعاملی و بسترمحور است که در تعامل مستمر میان ویژگیهای درونروانی فرد، پویاییهای خانواده، شبکههای حمایت اجتماعی و ساختارهای حاکمیتی شکل میگیرد.
با اتکا به اصول اکولوژی اجتماعی تابآوری که توسط نظریهپردازانی چون مایکل اونگار در مرکز تحقیقات تابآوری دانشگاه دالهاوزی کانادا توسعه یافته است، پایداری روانی و فیزیکی انسانها بیش از آنکه حاصل ویژگیهای فردی محض باشد، تابعی از دسترسی ساختاریافته به منابع تسهیلکننده محیطی، عدالت اجتماعی و حمایتهای نهادی است.
بومیسازی این مدلها در ایران به همت نهادهای مرجعی همچون اولین خانه تابآوری ایران و رسانههای مددکاری اجتماعی ایرانیان به مدیریت دکتر جواد طلسچی یکتا، در کنار تلاشهای علمی دکتر مقدسی در تبیین ماموریتهای ملی تابآوری فرهنگی، بستر تئوریک مستحکمی را برای ارتقای توانمندیهای جامعه هدف بهزیستی فراهم ساخته است.
| محور مقایسه | مدل رفاهی سنتی (مستمریبخش غیرفعال) | مدل نوین تابآوری محور (ظرفیتساز انطباقی) |
| رویکرد فلسفی | بازگشت به وضعیت پیش از بحران (سکونمحور) | ارتقای پایداری و ظرفیت انطباقی پس از شوک |
| نوع مداخله | پرداختهای مستقیم مالی و معیشتی مداوم | آموزش مهارتها، ایجاد کسبوکار خرد و حمایتیابی |
| جایگاه مددجو | دریافتکننده منفعل خدمات حمایتی | مشارکتکننده فعال در چرخه تغییر و خودکفایی |
| کاهش وابستگی | وابستگی طولانیمدت به بودجههای حاکمیتی | خروج تدریجی از چرخه حمایت مستقیم |
| تمرکز سیستمی | رویکرد موضوعمحور و محدود به دستههای خاص | تقویت سیستمهای همهجانبه محافظت از فرد و خانواده |
بُعد فردی تابآوری: خودکارآمدی، روانسنجی انطباقپذیر و مداخلات بالینی
بُعد فردی تابآوری بر سازههای روانشناختی درونفردی متمرکز است که به مددجویان اجازه میدهد در مواجهه با شرایط آسیبزا، انسجام روانی و عملکرد شناختی خود را حفظ کنند.
این مولفهها شامل خودکارآمدی، امید به آینده، مهارت حل مسئله، توانایی تنظیم هیجان، عزتنفس و انعطافپذیری روانی است.
جامعه هدف سازمان بهزیستی بهدلیل مواجهه با تجاربی چون معلولیتهای شدید جسمی، طرد شدگی، بیکاری، یا خشونتهای خانوادگی، در معرض فرسودگی روانی مداوم قرار دارد.
برای تعدیل این فشارها، توسعه خوشبینی و تغییر نگرشهای فردی نسبت به موقتی بودن بحرانها، بهعنوان کاتالیزوری جهت فعالسازی خلاقیت درونفردی در حل مسائل عمل میکند.
سازمان بهزیستی با درک این نیاز، راهبرد پرداخت یارانههای مشاوره روانشناختی به مراکز غیردولتی را بهمنظور تسهیل دسترسی مددجویان و معلولان نیازمند به خدمات تخصصی در دستور کار قرار داده است.
ارزیابیهای علمی در پژوهشهای بالینی کشور با بهرهگیری از ابزارهای استانداردی نظیر مقیاس تابآوری کانر-دیویدسون (CD-RISC) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف، نشاندهنده همبستگی عمیق و مثبت میان افزایش تابآوری با کاهش اضطراب فراگیر و ارتقای بهباشی روانشناختی در گروههای آسیبپذیر است.
یکی از مداخلات تخصصی و اثربخش در این بعد، اجرای برنامههای معنادرمانی (Logotherapy) در مراکز نگهداری دختران فراری و بدسرپرست تحت مراقبت بهزیستی است. یافتههای تجربی اثبات میکنند که معنادرمانی با بازتعریف رنجها و کمک به مراجعان برای یافتن غایت و معنایی نو در زندگی، سطح تابآوری و خردمندی آنان را بهطور چشمگیری ارتقا میدهد.
در شرایط حادتر مانند بحرانهای جنگی یا حوادث غیرمترقبه ملی (همچون تجربه جنگ رمضان)، مداخلات فردی با آموزشهای خودمراقبتی مبتنی بر دانش، مدیریت مصرف رسانه (مانند کنترل زمان مواجهه با اخبار آسیبزا) و تقویت راهبردهای معنوی پیگیری میشود تا از شکلگیری اختلالات ثانویه روانپزشکی جلوگیری شود.
بُعد خانوادگی تابآوری: پویاییهای سیستمی و گذار به مدلهای خانوادهمحور
خانواده بهعنوان اولین و حیاتیترین نهاد حمایتی، نقش تعیینکنندهای در تعدیل یا تشدید اثرات بحرانها بر اعضا ایفا میکند. تابآوری خانواده به ظرفیت بازسازی، ترمیم، و پویایی این نهاد در مواجهه با تنشها اشاره دارد و شامل سه ظرفیت همافزا است:
ظرفیت جذب یا کنار آمدن با شوک، ظرفیت سازگاری و انطباق مستمر، و ظرفیت تحول ساختاری در پویاییهای درونخانوادگی. عناصر کلیدی نظیر صمیمیت و همراهی والدین، رفتارهای سلامتمحور، تقویت مبانی معنوی، و وضوح در قوانین و انتظارات، بهعنوان ضربهگیرهای سیستمی عمل میکنند.
اعمال الگوهای توانمندسازی خانوادهمحور توانسته است تابآوری مراقبان خانگی بیماران خاص (مانند بیماران تحت دیالیز) و والدین دارای کودکان مبتلا به عقبماندگی ذهنی را ارتقا داده و از فروپاشی کانون خانواده ممانعت کند.
سازمان بهزیستی با تغییر استراتژیک سیاستهای خود از رویکردهای سنتی موسسهمحور به سمت مدلهای اصیل خانوادهمحور، فرآیندهای نوین زیر را عملیاتی کرده است:
طرح توانمندسازی همیار مادر و کودک
این برنامه تخصصی در حوزه معاونت پیشگیری و با همکاری تسهیلگران مراکز مثبت زندگی ارایه میشود. هدف این طرح، آموزش آگاهانه مادران برای ایجاد رابطه دلبستگی ایمن با نوزادان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی نوپدید از ابتداییترین مراحل رشد کودک است.
تحول پارادایمی از ترخیص به رهسپاری
در سالهای اخیر، واژه سنتی و اداری «ترخیص» که القاکننده رهاسازی ناگهانی نوجوانان بیسرپرست از مراکز شبانهروزی بود، کنار گذاشته شده و با مفهوم علمی «رهسپاری» جایگزین گردیده است. فرآیند رهسپاری بهعنوان یک زنجیره حمایتی مستمر طراحی شده که استقلال تدریجی نوجوان را تضمین میکند.
استقرار خانههای آمادهسازی
بهعنوان حلقهای مفقوده در چرخه مدیریت بحران، این خانهها محیطی شبهخانواده را برای نوجوانان در مرحله پس از رهسپاری ایجاد میکنند تا مهارتهای زیست مستقل را پیش از ورود کامل به جامعه تمرین نمایند.
مدیریت بحران خانوادهمحور در تجربه جنگ رمضان
در جریان بحرانهای اخیر ناشی از جنگ رمضان در سال ۱۴۰۵، بهزیستی با پیادهسازی مداخلات مددکاری خانوادهمحور و جلب مشارکت دستگاه قضایی موفق شد ظرف مدت کمتر از ۴۰ روز، بیش از ۵۰ درصد از کودکان مقیم در مراکز شبانهروزی را بهطور ایمن به آغوش خانوادههای زیستی یا جایگزین بازگرداند و صیانت کاملی از سلامت روان آنان به عمل آورد.
| فازهای زنجیره رهسپاری (بهجای ترخیص) | اقدامات و توانمندیهای محوری | رویکرد صیانتی و سرمایهگذاری آیندهنگر |
| ۱. پیش از رهسپاری (آمادهسازی درونمرکزی) | آموزش مهارتهای زندگی، فنی و حرفهای و تابآوری فردی | شناسایی ظرفیتهای شغلی و تحصیلی نوجوانان تحت نظارت |
| ۲. حین رهسپاری (انتقال تدریجی) | انتقال به خانههای آمادهسازی و تمرین مدیریت مالی و اجتماعی | نظارت مددکاری مستمر و ارایه تسهیلات ودیعه مسکن |
| ۳. پس از رهسپاری (تثبیت و پایداری) | استقلال کامل در جامعه با چتر حمایتی طرح تامین آتیه | سرمایهگذاری ۲۵ میلیون تومانی برای هر نوجوان در بورس یا حساب ارزی (بودجه ۱۲۰۰ میلیارد تومانی ۱۴۰۵) |
ابعاد اجتماعی و اقتصادی تابآوری: حمایتیابی، سرمایه اجتماعی و مدلهای خودکفایی
ابعاد کلان تابآوری بر پایه پیوندهای اجتماعی و پایداری معیشتی استوارند.
بُعد اجتماعی تابآوری
این بعد بر ارتقای سرمایه اجتماعی، تسهیل دسترسی به شبکههای حمایتی غیررسمی (خانواده، همسایگان، همکاران) و جلب مشارکتهای مردمی و خیریهها متمرکز است.
مفهوم کاربردی «حمایتیابی» (Advocacy) در این لایه نقشآفرینی میکند؛ فرآیندی ساختاریافته که به مددجویان آموزش میدهد تا بهجای سکوت، حقوق مادی و معنوی خود را از مجاری قانونی و اجتماعی مطالبه کرده و صدای رنجهای خود را به فرصتهای رشد تبدیل نمایند.
بهزیستی با اجرای طرحهایی نظیر «طرح حامی» برای سرپرستی معنوی ایتام و طرحهای محلهمحور (همیار محله و سلام محله)، تلاش دارد تا پیوندهای اجتماعی محلات را مستحکم سازد.
بُعد اقتصادی تابآوری
با توجه به آسیبپذیری شدید جامعه هدف بهزیستی در برابر شوکهای تورمی و بیکاری، تابآوری اقتصادی ستون فقرات پایداری این قشر به شمار میرود.
سیاستگذاری نوین با تکیه بر تجارب کشورهای توسعهیافته (OECD)، تمرکز خود را بر توسعه کسبوکارهای کوچک و مشاغل خرد خانگی معطوف کرده است که پایداری بیشتری در برابر رکود بازار دارند.
دولت سالانه موظف به توانمندسازی شغلی ۱۰۰ هزار نفر از قشرهای تحت پوشش نهادهای حمایتی است که سهم سازمان بهزیستی از این تعهد شغلی ۳۰ درصد میباشد.
برنامهریزی اقتصادی بهزیستی بر هفت اصل توانمندسازی اقتصادی استوار است که شامل ایجاد رهبری برای برابری جنسیتی، رفتار منصفانه در محیط کار، تضمین سلامت و ایمنی، ارتقای آموزش حرفهای و اندازهگیری پیشرفتهای مادی است.
همچنین، ارایه خدمات هوشمند و صیانتی نظیر «کارت امید مادر» با اعتبار ماهانه ۲ میلیون تومانی جهت تامین نیازهای اساسی مادران آسیبپذیر، نمادی از حمایتهای اجتماعی پاسخگو به شوک است.
مداخله در بحرانهای اجتماعی: جایگاه ساختاری اورژانس اجتماعی (۱۲۳)
برنامه اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور که از سال ۱۳۷۸ فعالیت خود را آغاز نموده، یکی از کارآمدترین ابزارهای مداخله فوری، غیرقضایی و تخصصی در بحرانهای فردی، خانوادگی و اجتماعی است.
این ساختار با سه ویژگی کلیدی «تخصصی بودن»، «بهموقع بودن» و «در دسترس بودن»، نقش مستقیمی در کاهش جرایم، پیشگیری از تشدید تنشهای خانوادگی و ارتقای تابآوری مخاطبان ایفا میکند.
کارشناسان خط ۱۲۳، مددکاران اجتماعی و روانشناسان این مرکز، با ارایه کمکهای اولیه روانشناختی، مداخلات موثری را در حوزه خشونتهای خانگی (کودکآزاری، همسرآزاری، سالمندآزاری، معلولآزاری)، افکار یا اقدام به خودکشی، فرار از منزل و اختلالات هویتی جنسیتی سازماندهی مینمایند.
اورژانس اجتماعی با چهار بال عملیاتی شامل خط تلفن سه رقمی ۱۲۳، تیمهای خدمات سیار (خودروهای بنفشرنگ مداخله تخصصی)، مراکز مداخله در بحران (جهت اسکان موقت ایمن) و پایگاههای خدمات اجتماعی در مناطق آسیبخیز محلهمحور فعالیت میکند.
هماهنگی مستقیم با پلیس (۱۱۰)، اورژانس پزشکی (۱۱۵) و آتشنشانی (۱۲۵) به این ساختار اجازه میدهد تا زمان طلایی نجات مصدومان و آسیبدیدگان را کاهش داده و با ارجاع آنان به زنجیره حمایتی بهزیستی، چرخه خشونت و آسیب را متوقف سازد.
در سالهای اخیر، بهزیستی با پیوند دادن ظرفیت اورژانس اجتماعی به پایگاههای محلی «مثبت زندگی» و استقرار تیمهای مداخلات تخصصی روانپزشکی «محب»، مدلهای پیشگیری خود را به عمق سکونتگاههای غیررسمی توسعه داده است.
شاخصهای آماری و وضعیت عملکردی جامعه هدف سازمان بهزیستی کشور
تحلیل دادههای آماری رسمی سازمان بهزیستی کشور (بهویژه بر اساس ارزیابیهای صورتگرفته تا سال ۱۴۰۵)، تصویری شفاف و مستند از وسعت دامنه خدمات، جمعیتشناسی معلولیت، وضعیت زنان سرپرست خانوار و اثربخشی برنامههای توانمندسازی ارایه میدهد.
| حوزه ساختاری و عملیاتی | شاخص آماری و وضعیت عملکردی جامعه هدف | پیامدهای راهبردی در مدیریت تابآوری و سیاستگذاری |
| جمعیت کل معلولان کشور | حدود ۱۱ میلیون نفر کل جمعیت واجد نوعی از معلولیت در ایران | ضرورت ملی برای مناسبسازی مبلمان شهری، راهها و جادهها |
| معلولان تحت پوشش مستقیم | ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر معلول مستمریبگیر سازمان بهزیستی | نیاز به تخصیص عادلانه خدمات توانبخشی و حمایتی |
| معلولان سالمند | ۲۰۲ هزار نفر از معلولان تحت پوشش در ردیف سالمندان هستند | لزوم ارتقای خدمات مراقبتی روزانه و توسعه مراکز حمایتی سالمندان |
| زنان سرپرست خانوار کل کشور | بین ۶ تا ۷ میلیون بانو در سراسر کشور | لزوم هماهنگی حاکمیتی برای پوشش چتر بیمه و ممانعت از سقوط به فقر |
| زنان سرپرست تحت پوشش بهزیستی | حدود ۲۷۸ هزار تا ۳۰۰ هزار خانوار بانو سرپرست تحت پوشش مستقیم | میانگین رشد سالانه ۲۰ درصدی متقاضیان جدید تحت پوشش |
| پذیرش پشتنوبتیهای معیشتی | جذب ۳۵ هزار خانواده واجد شرایط پشتنوبتی در سال ۱۴۰۲ | سیاست پذیرش بهنگام و تلاش برای به صفر رساندن صف انتظار حمایت |
| بیمه روستایی زنان سرپرست | پوشش کامل ۶۱ هزار و ۲۰۰ بانو در روستاها و عشایر کشور | به صفر رسیدن آمار متقاضیان بدون بیمه اجتماعی در مناطق روستایی |
| بیمه شهری زنان سرپرست | تحت پوشش قرار گرفتن ۴۱ هزار بانو سرپرست در مناطق شهری | صیانت مالی از زنان در برابر شوکهای ناشی از بیماری و تورم |
| توانمندسازی شغلی زنان | ایجاد ۲۴ هزار فرصت شغلی جدید برای بانوان سرپرست تحت پوشش | سوق دادن مددجویان به سمت استقلال مالی پایدار و خروج از چرخه حمایت دولتی |
| علل بروز معلولیتها در ایران | ۵۹ درصد عوامل اکتسابی و محیطی، ۴۱ درصد عوامل ژنتیکی و مادرزادی | لزوم مهار تصادفات جادهای (۶۷ هزار تصادف سالانه معلولیتآفرین) |
| نوع معلولیت دانشآموزان | ۶۰ درصد دانشآموزان معلول تحت پوشش دارای معلولیت ذهنی هستند | ضرورت توسعه فضاهای آموزشی و کتب اختصاصی متناسب با نیازهای ویژه |
| جمعیت دانشآموزان تحت حمایت | ۲۰۱ هزار دانشآموز و دانشجو واجد شرایط دریافت کمکهزینه تحصیلی | پیشگیری از ترک تحصیل و توانمندسازی علمی نسل آینده مددجویان |
| افزایش مستمری و حق پرستاری | افزایش ۹۰ درصدی حق پرستاری معلولان شدید و حذف پشتنوبتیهای ضایعه نخاعی | پرداخت مادامالعمر حق پرستاری به معلولان شدید ضایعه نخاعی و اوتیسم |
| مشارکتهای مردمی در ازدواج | توزیع ۳ هزار سری جهیزیه با سرانه ۳۵ میلیون تومان با جلب منابع خیرین | تقویت کانون خانواده و جلوگیری از ورود مددجویان سن ازدواج به آسیبها |
تابآوری نهادی و حرفهای: چالشهای پیشرو و مدیریت سرمایه انسانی بهزیستی
ارتقای تابآوری در میان مددجویان جامعه هدف بدون داشتن ساختار اداری و نیروهای انسانی تابآور غیرممکن خواهد بود. از این رو، ارزیابی ساختارهای ارایه خدمات بهزیستی نشاندهنده چهار بعد اساسی در تابآوری نهادی است:
تابآوری کالبدی
میزان ایمنی و مقاومت فیزیکی ساختمانها، زیرساختها، شیرخوارگاهها و ایمنسازی منازل معلولان در برابر حوادث و بلایای طبیعی.
تابآوری اداری و ساختاری
توانمندی تشکیلات اداری برای تداوم پایداری خدمات بدون وقفه در شرایط بحرانی. این پایداری ارتباط نزدیکی با عملکرد مدیریت روابط عمومی سازمان دارد؛ نهادی که بهعنوان بازوی راهبردی، وظیفه اعتمادسازی، شفافسازی و مدیریت بحرانهای رسانهای را بر عهده دارد.
تابآوری روانی-اجتماعی و حرفهای مددکاران
حمایت روانشناختی از بدنه تخصصی بهزیستی در برابر استرسهای شغلی فرساینده. فرسودگی شغلی مددکاران بهزیستی ناشی از مواجهه مستمر با رنجهای بشری، یکی از چالشهای پنهان سازمان است. عوامل ساختاری (کار زیاد، دیوانسالاری) و عوامل فرهنگی بر این پایداری اثرگذار هستند.
تابآوری اقتصادی و مدلهای حمایت پاسخگو به شوک
تامین منابع پایدار و انعطافپذیر بودجهای فراتر از تغییرات حاکمیتی و نوسانات کلان اقتصادی.
با این حال، بهزیستی در مسیر تحقق این تابآوری ساختاری با موانع متعددی دست به گریبان است. وابستگی شدید اعتبارات سازمان به بودجههای متمرکز دولتی، در کنار تغییرات پیدرپی مدیریتی، اجرای طرحهای بلندمدت را دچار چالش میکند.
ورود نیروهای غیرمتخصص و فاقد مدارک علمی مرتبط به مداخلات تخصصی تابآوری، یکی دیگر از آسیبهای جدی است؛ در حالی که مددکاری اجتماعی فراتر از یک شغل، تخصص بینرشتهای علمی و اخلاقمحور است.
کمبود فضاهای فیزیکی استاندارد که امنیت و رازداری جلسات مددکاری گروهی را تضمین کند، توان اجرایی کارشناسان را محدود میسازد.
برای برونرفت از این موانع، استفاده از تکنیکهای نوین مدیریت دانش نظیر «داستانسرایی سازمانی» و جلسات «بررسی درسآموختهها پس از اقدام» (AAR) جهت ثبت تجربیات گرانبهای مددکاران در بحرانها، و همچنین تدوین استانداردهای عملیاتی مکتوب (SOP) برای افزایش یکپارچگی ارایه خدمات در سراسر کشور یک ضرورت عملیاتی است.
نتیجهگیری و توصیههای سیاستی راهبردی
بررسی همهجانبه ابعاد تابآوری جامعه هدف سازمان بهزیستی کشور تایید میکند که تابآوری، محصول تعامل پویا و چندسطحی فرد، خانواده و ساختارهای اجتماعی-اقتصادی است.
سازمان بهزیستی با گذار از مدلهای حمایتی منفعل به سمت الگوهای فعال خانوادهمحور و جامعهبنیاد، گامهای موثری در تقلیل وابستگی مددجویان برداشته است. با این حال، حفظ این دستاوردها و تقویت پایداری جامعه هدف در مواجهه با شرایط متغیر اقتصادی و محیطی، مستلزم اتخاذ سیاستهای راهبردی زیر از سوی ارکان حاکمیتی و سیاستگذاران رفاه اجتماعی است:
تضمین تخصصگرایی در استخدام و انتصابات
پستهای سازمانی در حوزههای حساسی چون اورژانس اجتماعی، دفاتر توانمندسازی خانواده و مراکز توانبخشی باید منحصراً به دانشآموختگان متخصص رشتههای مددکاری اجتماعی و روانشناسی بالینی اختصاص یابد تا از مداخلات غیراصولی جلوگیری شود.
توسعه و تثبیت الگوهای انتقال خانوادهمحور
طرحهایی همچون زنجیره «رهسپاری» نوجوانان، استقرار «خانههای آمادهسازی» و طرحهای سرمایهگذاری آتیه باید بهعنوان پروتکلهای قانونی و مستمر سازمان، تثبیت گردیده و بودجههای سالانه آنها از نوسانات اداری مصون بماند.
توسعه شبکههای اجتماعی محلهمحور
با تقویت مراکز مثبت زندگی و جلب نظاممند مشارکتهای داوطلبانه مردمی و سمنها بر اساس مدلهای مشارکت عمومی-خصوصی (PPP)، نظارت محلی بر آسیبها و سرعت مداخلات بحران اورژانس اجتماعی در عمق سکونتگاههای غیررسمی ارتقا یابد.
ارتقای نظام تامین اجتماعی چندلایه پاسخگو به شوک
توسعه پوششهای بیمهای کامل برای تمامی سرپرستان خانوار شهری و روستایی و پیادهسازی هفت اصل توانمندسازی اقتصادی جهت سوق دادن پایدار جامعه هدف به سمت خودکفایی و استقلال مالی.
صیانت از سلامت روان و تابآوری کادر مددکاری بهزیستی
استانداردسازی فضاهای فیزیکی جلسات مشاورهای، کاهش بار دیوانسالاری اداری و ارایه آموزشهای خودمراقبتی و تخصصی مداوم برای صیانت از سرمایه انسانی سازمان.
