سومین کتاب پایگاه
دانلود کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسی کنيد ، چرا نام نويسی ؟

استفاده از فايل های پيوست به صورت نامحدود
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات بانک اطلاعات
دسترسی به بخش های ويژه مخصوص کاربران سايت
شرکت در نظرسنجی مقالات برتر بانک اطلاعات

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مروری بر یک گزارش مددکاری فردی
#1
[تصویر:  1356889520682.jpg]
مشکل محمد حسن (مشکلات رفتاری) (اعتیاد، زندانی بودن و بیکاری پدر، اثرات نامناسبی بر کل خانواده و نهایتاً این نوجوان داشته است.)
گزارش مددکاری: الف-شناسایی
1)مشخصات مددجو(دانش‌آموز).نام و نام‌خانوادگی:محمد حسن-م سن:12 ساله‌ میزان تحصیلات:کلاس پنجم ابتدایی. ب- مشخصات خانواده  آدرس:خیابان آذربایجان،چهار راه نواب‌ذ ج- تاریخ ارجاع:... د-ارجاع‌دهنده:معاون دبستان
هـ - دلیل ارجاع:افت تحصیلی،عدم توجه به درس در کلاس و گوشه‌گیری.
 معاون دبستان،دانش‌آموز محمد حسن-م را به این معرفی‌ کرد.به یکی از کلاسهای خالی رفتیم و با هم به صحبت نشستیم.بعد از معرفی خودم و بیان هدفم از حضور در مدرسه،پرسیدم:آیا مایلی‌ خودت را معرفی کنی و راجع به مسایل و مشکلات خود و خانواده‌ات‌ با من صحبت کنی؟جواب مثبت داد و بعد سکوت کرد.دانشجو:وضع درسهایت چطور است؟مددجو:بد نیست.دانشجو:شنیده‌ام قبلا بهتر بوده.مددجو:بله امسال درسم بد شده.چند سؤال در مورد خانواده‌اش پرسیدم،ولی او همان‌طور که‌ سرش پایین بود،ساکت ماند.دانشجو:شغل پدرت چیست؟اما او باز هم سکوت کرد و جواب نداد.پرسیدم:نمی‌خواهی‌ جواب بدهی؟مددجو:بیکار است.دانشجو:از کی بیکار شده؟مددجو:حدودا یکسال می‌شود.دانشجو:قبلا چکاره بوده؟مددجو:کارگر کارخانه.دانشجو:چرا بیکار شد؟جواب نداد.احساس کردم سکوت او معنی‌دار است و نشان از آن دارد که بیان مسأله شغلی پدر برای مددجو آسان نیست،برای همین‌ پرسیدم:اخراجش کردند؟مددجو:بله.دانشجو:علتش را می‌دانی؟  مددجو(بعد از کمی مکث):مسوولان کارخانه گفتند که به او احتیاجی ندارند.دانشجو:فقط همین؟چهرهء مددجو دگرگون شد.مضطرب بود و مرتب با انگشتهایش‌ بازی می‌کرد و دستهایش را به هم می‌مالید.بعد از لحظه‌ای گفت:«پدرم‌ معتاد است.»با این حرف سرش پایین‌تر رفت و صورتش برافروخته‌تر شد.احساس کردم ادامهء مطلب،باعث آزار او می‌شود،لذا موضوع را عوض کردم.دانشجو:مادرت چه می‌کند؟مددجو:خانه‌دار است.گاهی از راه خیاطی و ملیله‌دوزی کمی‌ پور درمی‌آورد،ولی بیشتر اوقات به خواهر و برادر کوچکم رسیدگی‌ صحبت کنم؟مددجو:بله.دانشجو:خانه مال خودتان است یا اجاره‌نشین هستید؟مددجو:اجاره نمی‌دهیم،مال مادربزرگم است.دانشجو:از قبل هم پیش مادربزرگت زندگی می‌کردید؟مددجو:نه،تقریبا یک سال است که به اینجا آمده‌ایم،یعنی از وقتی که پدرم رفت زندان.خانهء قبلی که بودیم،اجاره می‌دادیم.دانشجو:چرا پدرت به زندان رفت؟مددجو:فکر می‌کنم به خاطر این که معتاد بود.دانشجو:الان هم زندان است؟مددجو:نه تقریبا یک ماهی می‌شود که آزاد شده.دانشجو:در مدت این یک ماه،کاری پیدا نکرده؟مددجو:نه.دانشجو:معمولا چکار می‌کند؟مددجو:هر روز به قهوه‌خانه می‌رود.دانشجو:دیگر معتاد نیست؟مددجو:درست نمی‌دانم.بعضی وقتها که با مادرم دعوایش‌ می‌شود،مادرم به او می‌گوید:«دیگر نکش.تا کی می‌خواهی ادامه‌ بدهی؟»فکر می‌کنم هنوز هم می‌کشد سیگار که زیاد می‌کشد.دانشجو:حالا که پدرت بیکار است،خرجی شما از کجا تأمین‌ می‌شود؟مددجو:پدرم کمی پس‌انداز داشت،مادرم هم گاهی کار می‌کند البته پدرم که به پول احتیاج پیدا می‌کند،بعضی وقتها یک چیزی از خانه می‌برد و می‌فروشد.دانشجو:در محل سابق،دوستانی هم داشتی؟مددجو:بله،خیلی.همیشه با آنها فوتبال بازی می‌کردم.دانشجو:از این که آمده‌اید به این محل،ناراحت هستی؟مددجو:بله.آخر اینجا دوستی ندارم.دانشجو:هنوز هم دوستی پیدا نکرده‌ای؟ناراحت شد و سرش را پایین انداخت.بعد از کمی مکث گفت:نه.دانشجو:چرا؟مددجو:آخر می‌گویند پدرت معتاده.زندان بوده.برای همین‌ من هم دست ندارم با آنها بازی کنم.دانشجو:درسهایت برای همین مسائل ضعیف شده؟مددجو:نمی‌دانم.دانشجو:امسال مثل سالهای پیش درس می‌خوانی؟مددجو:هر وقت می‌خواه درس بخوانم،فکرم می‌رود یک‌ جای دیگر.دانشجو:مثلا کجا؟مددجو:پیش پدرم.تا وقتی زندان بود،فکر می‌کردم آنجا چه‌ می‌کند،حالا هم فکر بیکاری و نداریش را می‌کنم.دانشجو:وضع که همیشه این‌طور نمی‌ماند،بالاخره پدرت سر کار می‌رود و به امید خدا،اعتیادش را هم ترک می‌کند.خودت را زیاد نگران نکن.امسال امتحان نهایی داری و باید بیشتر درس بخوانی تا ان‌شاء اللّه بدون تجدید قبول شوی.مددجو ساکت سرش را پایین گرفته بود.به نظر می‌رسید در فکر است.بهتر دیدم مطلب را به شکل دیگری مطرح کنم.دانشجو:دوست داری در آینده چکاره شوی؟مددجو:می‌خواهم دکتر بشوم.دانشجو:برای دکتر شدن باید خوب درس بخوانی.اگر نه‌ نمی‌توانی.باز هم سکوت کرد.دانشجو معلمهایت از تو راضی هستند؟مددجو:بیشترشان،نه.چون درسهایم خوب نیست.بعضی‌ وقتها من را تنبیه می‌کنند.چند بار هم به من گفته‌اند:«تنبل».دانشجو:چرا درسهایت بد شده؟مددجو:سر کلاس می‌خواهم به درس گوش بدهم،ولی‌ نمی‌دانم چرا فکرم می‌رود پیش پدرم یا مثلا پیش خانه و چیزهای دیگر. آن وقت معلم درس که می‌پرسد،نمی‌توانم جواب بدهم و گاهی هم تنبیه‌ می‌شوم.دانشجو:مشکل دیگری نداری که بخواهی به من بگویی؟مددجو:نه،همین بود که گفتم.دانشجو:هفته آینده می‌توانم پدر و مادرت را ببینم؟او پذیرفت و آدرس منزل را به من داد و بعد خداحافظی کردیم.ارزیابی مشکل:مطالعه برنده مددجو نشانگر این است که نمرات سالهای قبل او نسبتا خوب بوده و از سال تحصیلی ... که به مدرسه جدید،آمده در اکثر دروس ضعیف شده است.با توجه به اطلاعات مندرج در پرونده و (به تصویر صفحه مراجعه شود)مصاحبه اولیه با مددجو می‌توان مشکلات دیگری را به صورت زیر دسته‌بندی کرد:1)اعتیاد پدر به مواد مخدر که مشکلات دیگری را به صورت‌ مستقیم و غیرمستقیم برای این نوجوانان بوجود آورده است.2)زندانی بودن پدر به مدت یکسال،اثرات نامناسبی بر کل خانواده‌ و نهایتا بر این نوجوان داشته است.3)بیکاری پدر که اقتصاد خانواده را ضعیف کرده،نهایتا موجب‌ احساس ناامنی برای این دانش‌آموز شده است.4)مهاجرت از محلهء قبلی که محل تولد و گذران دوران کودکی‌ دانش‌آموز بوده،به محلهء جدید،آن هم به علت مشکلات اقتصادی و خانوادگی،موجب از دست ددن دوستان و قطع شدن بسیاری از روابط اجتماعی مددجو در کوچه و محله شده است.از آنجا که تغییر منحل،تغییر مدرسه را هم به دنبال داشته،عضویت او در گروههای همسن و سال نیز به‌ حالت تعلیق درآمده و نهایتا دانش‌آموز در یک زمان خود را در محله‌ای‌ غریب،مدرسه‌ای جدید و ناآشنا،همراه با سایر مشکلات خانوادگی یافته‌ است.نتیجه این که مشکلات چهارگانهء فوق الذکر چنان به دانش‌آموز فشار آورده که فرصت‌های مناسب برای تمرکز حواس در کلاس درس را از او گرفته است و دانش‌آموز با نیروی محدود خود قادر به مقابله با این همه‌ مشکلات نیست،لذا او تسلیم حوادث شده است.این وضعیت و نتابج‌ حاصل از آن،اثرات منفی متعددی بر وضعیت روحی،روانی این‌ دانش‌آموز داشته که ضعف درسی نمود عینی آنهاست و به وسیله معلم و مدرسه مشاهده شده است،این اثرات منفی احتمالا در آینده شغلی و خانوادگی این نوجوان نیز مؤثر خواهد بود.طرح کمکی: برنامه کمکی که برای حل مشکلات این دانش‌آموز تنظیم شد،به‌ شرح زیر است:1)تماس و مصاحبه‌های مرتب با خانواده و بخصوص پدر مددجو برای ترک اعتیاد او با کمک سازمانهای مسؤول مثل سازمان بهزیستی‌ کشور.2)پس از ترک اعتیاد پیگیری برای اشتغال او به کار از طریق‌ وزارت کار و امور اجتماعی و یا مؤسسات خصوصی.3)ادامهء مصاحبه با دانش‌آموز در جهت تقویت او برای درک بهتر واقعیت‌ها و رفع احساس تنهایی و ناامنی او.4)جلب همکاری مسوولان و معلمهای دبستان برای همکاری،ارائه‌ کمک بیشتر در دروس و اجرای تشویق بیشتر ازتنبیه،در مورد این‌ دانش‌آموز.نتیجه:اجرای قسمتی از طرح کمکی در مدت سه ماه انجام شد، گرچه،بعدها پیگیری نشد که آیا پدرش پس از ترک مجددا معتاد شده است‌ یا خیر؟ولی همین اقدامات موجب بهبود وضع درسی دانش‌آموز شد که درج‌ تمام مراحل آن در این صفحات محدود،میسر نیست.نکات آموزنده این گزارش:1)رابطه حرفه‌ای دانشجو با دانش‌آموز دارای مشکل، از نکات‌ مثبت و آموزنده این گزارش است.مددجو در بیان مشکلات، در حد نسبتا خوبی به دانشجوی مددکار اعتماد کرد و اغلب مسایل و مشکلات خود را به‌ راحتی با او در میان گذاشت.2)روند مصاحبه و تمرکز آن بر مشکلات مددجو و همراه کردن‌ مصاحبه با مشاهده، از نکات آموزنده و مناسب این گزارش است.3)تشخیص مشکل از لابه‌لای مصاحبه و پروندهء مددجو به راحتی‌ امکان‌پذیر است.در این گزارش،سعی شده است تا منابع مهم ناراحتی را که از چهار طرف به مددجو فشار می‌آورند، شناسایی و روابط بین‌ مشکلات را هم در حد امکان مطرح کنیم.بعلاوه،سعی کرده‌ایم هر کدام از مشکلات خانواده را نیز وقتی به‌ عنوان علت مشکل مددجو نقش بازی می‌کند،ارزیابی کنیم. بدیهی است که‌ هر یک از مشکلات دانش‌آموز،خود دارای علل متعددی است و اثرات‌ جانبی آنها بر سایر ابعاد خانواده نیز می‌تواند در ادامه مددکاری این خانواده‌ مطرح باشد. برای مثال، مشکل اعتیاد تنها بر درس دانش‌آموز و آیندهء او اثر منفی نمی‌گذارد، بلکه بر کل خانواده،تک تک اعضاء آن،خود پدر معتاد، محلهء آنها و کل جامعه تأثیر منفی دارد.به همین علت در تشخیص و ارزیابی مشکلات و راه‌حل کمکی آن،اثرات منفی آینده نیز در نظر گرفته‌ شده است.4)طرح کمکی یا برنامه درمانی محدود به مشکلاتی است که‌ مستقیما به دانش‌آموز فشار می‌آوردند و راه حل سایر مشکلات خانواده در این گزارش نیامده است.5)بدیهی است برای رعایت اصل رازداری حرفه‌ای،کلیه اسامی و آدرس‌های این گزارش،تغییر داده شده است.
نویسنده: [size=14px]عزت الله سام آرام 
[تصویر:  paygah-1.gif]
پاسخ
#2
Thumbs Up 
(11-04-2013، 07:08 AM)'MEARAJ' نوشته است:  
[تصویر:  1356889520682.jpg]
مشکل محمد حسن (مشکلات رفتاری) (اعتیاد، زندانی بودن و بیکاری پدر، اثرات نامناسبی بر کل خانواده و نهایتاً این نوجوان داشته است.)
گزارش مددکاری: الف-شناسایی
1)مشخصات مددجو(دانش‌آموز).نام و نام‌خانوادگی:محمد حسن-م سن:12 ساله‌ میزان تحصیلات:کلاس پنجم ابتدایی. ب- مشخصات خانواده  آدرس:خیابان آذربایجان،چهار راه نواب‌ذ ج- تاریخ ارجاع:... د-ارجاع‌دهنده:معاون دبستان
هـ - دلیل ارجاع:افت تحصیلی،عدم توجه به درس در کلاس و گوشه‌گیری.
 معاون دبستان،دانش‌آموز محمد حسن-م را به این معرفی‌ کرد.به یکی از کلاسهای خالی رفتیم و با هم به صحبت نشستیم.بعد از معرفی خودم و بیان هدفم از حضور در مدرسه،پرسیدم:آیا مایلی‌ خودت را معرفی کنی و راجع به مسایل و مشکلات خود و خانواده‌ات‌ با من صحبت کنی؟جواب مثبت داد و بعد سکوت کرد.دانشجو:وضع درسهایت چطور است؟مددجو:بد نیست.دانشجو:شنیده‌ام قبلا بهتر بوده.مددجو:بله امسال درسم بد شده.چند سؤال در مورد خانواده‌اش پرسیدم،ولی او همان‌طور که‌ سرش پایین بود،ساکت ماند.دانشجو:شغل پدرت چیست؟اما او باز هم سکوت کرد و جواب نداد.پرسیدم:نمی‌خواهی‌ جواب بدهی؟مددجو:بیکار است.دانشجو:از کی بیکار شده؟مددجو:حدودا یکسال می‌شود.دانشجو:قبلا چکاره بوده؟مددجو:کارگر کارخانه.دانشجو:چرا بیکار شد؟جواب نداد.احساس کردم سکوت او معنی‌دار است و نشان از آن دارد که بیان مسأله شغلی پدر برای مددجو آسان نیست،برای همین‌ پرسیدم:اخراجش کردند؟مددجو:بله.دانشجو:علتش را می‌دانی؟  مددجو(بعد از کمی مکث):مسوولان کارخانه گفتند که به او احتیاجی ندارند.دانشجو:فقط همین؟چهرهء مددجو دگرگون شد.مضطرب بود و مرتب با انگشتهایش‌ بازی می‌کرد و دستهایش را به هم می‌مالید.بعد از لحظه‌ای گفت:«پدرم‌ معتاد است.»با این حرف سرش پایین‌تر رفت و صورتش برافروخته‌تر شد.احساس کردم ادامهء مطلب،باعث آزار او می‌شود،لذا موضوع را عوض کردم.دانشجو:مادرت چه می‌کند؟مددجو:خانه‌دار است.گاهی از راه خیاطی و ملیله‌دوزی کمی‌ پور درمی‌آورد،ولی بیشتر اوقات به خواهر و برادر کوچکم رسیدگی‌ صحبت کنم؟مددجو:بله.دانشجو:خانه مال خودتان است یا اجاره‌نشین هستید؟مددجو:اجاره نمی‌دهیم،مال مادربزرگم است.دانشجو:از قبل هم پیش مادربزرگت زندگی می‌کردید؟مددجو:نه،تقریبا یک سال است که به اینجا آمده‌ایم،یعنی از وقتی که پدرم رفت زندان.خانهء قبلی که بودیم،اجاره می‌دادیم.دانشجو:چرا پدرت به زندان رفت؟مددجو:فکر می‌کنم به خاطر این که معتاد بود.دانشجو:الان هم زندان است؟مددجو:نه تقریبا یک ماهی می‌شود که آزاد شده.دانشجو:در مدت این یک ماه،کاری پیدا نکرده؟مددجو:نه.دانشجو:معمولا چکار می‌کند؟مددجو:هر روز به قهوه‌خانه می‌رود.دانشجو:دیگر معتاد نیست؟مددجو:درست نمی‌دانم.بعضی وقتها که با مادرم دعوایش‌ می‌شود،مادرم به او می‌گوید:«دیگر نکش.تا کی می‌خواهی ادامه‌ بدهی؟»فکر می‌کنم هنوز هم می‌کشد سیگار که زیاد می‌کشد.دانشجو:حالا که پدرت بیکار است،خرجی شما از کجا تأمین‌ می‌شود؟مددجو:پدرم کمی پس‌انداز داشت،مادرم هم گاهی کار می‌کند البته پدرم که به پول احتیاج پیدا می‌کند،بعضی وقتها یک چیزی از خانه می‌برد و می‌فروشد.دانشجو:در محل سابق،دوستانی هم داشتی؟مددجو:بله،خیلی.همیشه با آنها فوتبال بازی می‌کردم.دانشجو:از این که آمده‌اید به این محل،ناراحت هستی؟مددجو:بله.آخر اینجا دوستی ندارم.دانشجو:هنوز هم دوستی پیدا نکرده‌ای؟ناراحت شد و سرش را پایین انداخت.بعد از کمی مکث گفت:نه.دانشجو:چرا؟مددجو:آخر می‌گویند پدرت معتاده.زندان بوده.برای همین‌ من هم دست ندارم با آنها بازی کنم.دانشجو:درسهایت برای همین مسائل ضعیف شده؟مددجو:نمی‌دانم.دانشجو:امسال مثل سالهای پیش درس می‌خوانی؟مددجو:هر وقت می‌خواه درس بخوانم،فکرم می‌رود یک‌ جای دیگر.دانشجو:مثلا کجا؟مددجو:پیش پدرم.تا وقتی زندان بود،فکر می‌کردم آنجا چه‌ می‌کند،حالا هم فکر بیکاری و نداریش را می‌کنم.دانشجو:وضع که همیشه این‌طور نمی‌ماند،بالاخره پدرت سر کار می‌رود و به امید خدا،اعتیادش را هم ترک می‌کند.خودت را زیاد نگران نکن.امسال امتحان نهایی داری و باید بیشتر درس بخوانی تا ان‌شاء اللّه بدون تجدید قبول شوی.مددجو ساکت سرش را پایین گرفته بود.به نظر می‌رسید در فکر است.بهتر دیدم مطلب را به شکل دیگری مطرح کنم.دانشجو:دوست داری در آینده چکاره شوی؟مددجو:می‌خواهم دکتر بشوم.دانشجو:برای دکتر شدن باید خوب درس بخوانی.اگر نه‌ نمی‌توانی.باز هم سکوت کرد.دانشجو معلمهایت از تو راضی هستند؟مددجو:بیشترشان،نه.چون درسهایم خوب نیست.بعضی‌ وقتها من را تنبیه می‌کنند.چند بار هم به من گفته‌اند:«تنبل».دانشجو:چرا درسهایت بد شده؟مددجو:سر کلاس می‌خواهم به درس گوش بدهم،ولی‌ نمی‌دانم چرا فکرم می‌رود پیش پدرم یا مثلا پیش خانه و چیزهای دیگر. آن وقت معلم درس که می‌پرسد،نمی‌توانم جواب بدهم و گاهی هم تنبیه‌ می‌شوم.دانشجو:مشکل دیگری نداری که بخواهی به من بگویی؟مددجو:نه،همین بود که گفتم.دانشجو:هفته آینده می‌توانم پدر و مادرت را ببینم؟او پذیرفت و آدرس منزل را به من داد و بعد خداحافظی کردیم.ارزیابی مشکل:مطالعه برنده مددجو نشانگر این است که نمرات سالهای قبل او نسبتا خوب بوده و از سال تحصیلی ... که به مدرسه جدید،آمده در اکثر دروس ضعیف شده است.با توجه به اطلاعات مندرج در پرونده و (به تصویر صفحه مراجعه شود)مصاحبه اولیه با مددجو می‌توان مشکلات دیگری را به صورت زیر دسته‌بندی کرد:1)اعتیاد پدر به مواد مخدر که مشکلات دیگری را به صورت‌ مستقیم و غیرمستقیم برای این نوجوانان بوجود آورده است.2)زندانی بودن پدر به مدت یکسال،اثرات نامناسبی بر کل خانواده‌ و نهایتا بر این نوجوان داشته است.3)بیکاری پدر که اقتصاد خانواده را ضعیف کرده،نهایتا موجب‌ احساس ناامنی برای این دانش‌آموز شده است.4)مهاجرت از محلهء قبلی که محل تولد و گذران دوران کودکی‌ دانش‌آموز بوده،به محلهء جدید،آن هم به علت مشکلات اقتصادی و خانوادگی،موجب از دست ددن دوستان و قطع شدن بسیاری از روابط اجتماعی مددجو در کوچه و محله شده است.از آنجا که تغییر منحل،تغییر مدرسه را هم به دنبال داشته،عضویت او در گروههای همسن و سال نیز به‌ حالت تعلیق درآمده و نهایتا دانش‌آموز در یک زمان خود را در محله‌ای‌ غریب،مدرسه‌ای جدید و ناآشنا،همراه با سایر مشکلات خانوادگی یافته‌ است.نتیجه این که مشکلات چهارگانهء فوق الذکر چنان به دانش‌آموز فشار آورده که فرصت‌های مناسب برای تمرکز حواس در کلاس درس را از او گرفته است و دانش‌آموز با نیروی محدود خود قادر به مقابله با این همه‌ مشکلات نیست،لذا او تسلیم حوادث شده است.این وضعیت و نتابج‌ حاصل از آن،اثرات منفی متعددی بر وضعیت روحی،روانی این‌ دانش‌آموز داشته که ضعف درسی نمود عینی آنهاست و به وسیله معلم و مدرسه مشاهده شده است،این اثرات منفی احتمالا در آینده شغلی و خانوادگی این نوجوان نیز مؤثر خواهد بود.طرح کمکی: برنامه کمکی که برای حل مشکلات این دانش‌آموز تنظیم شد،به‌ شرح زیر است:1)تماس و مصاحبه‌های مرتب با خانواده و بخصوص پدر مددجو برای ترک اعتیاد او با کمک سازمانهای مسؤول مثل سازمان بهزیستی‌ کشور.2)پس از ترک اعتیاد پیگیری برای اشتغال او به کار از طریق‌ وزارت کار و امور اجتماعی و یا مؤسسات خصوصی.3)ادامهء مصاحبه با دانش‌آموز در جهت تقویت او برای درک بهتر واقعیت‌ها و رفع احساس تنهایی و ناامنی او.4)جلب همکاری مسوولان و معلمهای دبستان برای همکاری،ارائه‌ کمک بیشتر در دروس و اجرای تشویق بیشتر ازتنبیه،در مورد این‌ دانش‌آموز.نتیجه:اجرای قسمتی از طرح کمکی در مدت سه ماه انجام شد، گرچه،بعدها پیگیری نشد که آیا پدرش پس از ترک مجددا معتاد شده است‌ یا خیر؟ولی همین اقدامات موجب بهبود وضع درسی دانش‌آموز شد که درج‌ تمام مراحل آن در این صفحات محدود،میسر نیست.نکات آموزنده این گزارش:1)رابطه حرفه‌ای دانشجو با دانش‌آموز دارای مشکل، از نکات‌ مثبت و آموزنده این گزارش است.مددجو در بیان مشکلات، در حد نسبتا خوبی به دانشجوی مددکار اعتماد کرد و اغلب مسایل و مشکلات خود را به‌ راحتی با او در میان گذاشت.2)روند مصاحبه و تمرکز آن بر مشکلات مددجو و همراه کردن‌ مصاحبه با مشاهده، از نکات آموزنده و مناسب این گزارش است.3)تشخیص مشکل از لابه‌لای مصاحبه و پروندهء مددجو به راحتی‌ امکان‌پذیر است.در این گزارش،سعی شده است تا منابع مهم ناراحتی را که از چهار طرف به مددجو فشار می‌آورند، شناسایی و روابط بین‌ مشکلات را هم در حد امکان مطرح کنیم.بعلاوه،سعی کرده‌ایم هر کدام از مشکلات خانواده را نیز وقتی به‌ عنوان علت مشکل مددجو نقش بازی می‌کند،ارزیابی کنیم. بدیهی است که‌ هر یک از مشکلات دانش‌آموز،خود دارای علل متعددی است و اثرات‌ جانبی آنها بر سایر ابعاد خانواده نیز می‌تواند در ادامه مددکاری این خانواده‌ مطرح باشد. برای مثال، مشکل اعتیاد تنها بر درس دانش‌آموز و آیندهء او اثر منفی نمی‌گذارد، بلکه بر کل خانواده،تک تک اعضاء آن،خود پدر معتاد، محلهء آنها و کل جامعه تأثیر منفی دارد.به همین علت در تشخیص و ارزیابی مشکلات و راه‌حل کمکی آن،اثرات منفی آینده نیز در نظر گرفته‌ شده است.4)طرح کمکی یا برنامه درمانی محدود به مشکلاتی است که‌ مستقیما به دانش‌آموز فشار می‌آوردند و راه حل سایر مشکلات خانواده در این گزارش نیامده است.5)بدیهی است برای رعایت اصل رازداری حرفه‌ای،کلیه اسامی و آدرس‌های این گزارش،تغییر داده شده است.
نویسنده: [size=14px]عزت الله سام آرام 
 
عااالی بود،خیلی دنبال همچین مطالبی میگشتم
واقعاممنونم

 

 
پاسخ
#3
(09-24-2015، 06:34 PM)'شادی' نوشته است:  
(11-04-2013، 07:08 AM)'MEARAJ' نوشته است:  
[تصویر:  1356889520682.jpg]

مشکل محمد حسن (مشکلات رفتاری) (اعتیاد، زندانی بودن و بیکاری پدر، اثرات نامناسبی بر کل خانواده و نهایتاً این نوجوان داشته است.)
گزارش مددکاری: الف-شناسایی
1)مشخصات مددجو(دانش‌آموز).نام و نام‌خانوادگی:محمد حسن-م سن:12 ساله‌ میزان تحصیلات:کلاس پنجم ابتدایی. ب- مشخصات خانواده  آدرس:خیابان آذربایجان،چهار راه نواب‌ذ ج- تاریخ ارجاع:... د-ارجاع‌دهنده:معاون دبستان
هـ - دلیل ارجاع:افت تحصیلی،عدم توجه به درس در کلاس و گوشه‌گیری.
 
معاون دبستان،دانش‌آموز محمد حسن-م را به این معرفی‌ کرد.به یکی از کلاسهای خالی رفتیم و با هم به صحبت نشستیم.بعد از معرفی خودم و بیان هدفم از حضور در مدرسه،پرسیدم:آیا مایلی‌ خودت را معرفی کنی و راجع به مسایل و مشکلات خود و خانواده‌ات‌ با من صحبت کنی؟
جواب مثبت داد و بعد سکوت کرد.
دانشجو:وضع درسهایت چطور است؟
مددجو:بد نیست.
دانشجو:شنیده‌ام قبلا بهتر بوده.
مددجو:بله امسال درسم بد شده.
چند سؤال در مورد خانواده‌اش پرسیدم،ولی او همان‌طور که‌ سرش پایین بود،ساکت ماند.
دانشجو:شغل پدرت چیست؟
اما او باز هم سکوت کرد و جواب نداد.پرسیدم:نمی‌خواهی‌ جواب بدهی؟
مددجو:بیکار است.
دانشجو:از کی بیکار شده؟
مددجو:حدودا یکسال می‌شود.
دانشجو:قبلا چکاره بوده؟
مددجو:کارگر کارخانه.
دانشجو:چرا بیکار شد؟
جواب نداد.احساس کردم سکوت او معنی‌دار است و نشان از آن دارد که بیان مسأله شغلی پدر برای مددجو آسان نیست،برای همین‌ پرسیدم:اخراجش کردند؟
مددجو:بله.
دانشجو:علتش را می‌دانی؟
  مددجو(بعد از کمی مکث):مسوولان کارخانه گفتند که به او احتیاجی ندارند.
دانشجو:فقط همین؟
چهرهء مددجو دگرگون شد.مضطرب بود و مرتب با انگشتهایش‌ بازی می‌کرد و دستهایش را به هم می‌مالید.بعد از لحظه‌ای گفت:«پدرم‌ معتاد است.»با این حرف سرش پایین‌تر رفت و صورتش برافروخته‌تر شد.احساس کردم ادامهء مطلب،باعث آزار او می‌شود،لذا موضوع را عوض کردم.
دانشجو:مادرت چه می‌کند؟
مددجو:خانه‌دار است.گاهی از راه خیاطی و ملیله‌دوزی کمی‌ پور درمی‌آورد،ولی بیشتر اوقات به خواهر و برادر کوچکم رسیدگی‌ صحبت کنم؟
مددجو:بله.
دانشجو:خانه مال خودتان است یا اجاره‌نشین هستید؟
مددجو:اجاره نمی‌دهیم،مال مادربزرگم است.
دانشجو:از قبل هم پیش مادربزرگت زندگی می‌کردید؟
مددجو:نه،تقریبا یک سال است که به اینجا آمده‌ایم،یعنی از وقتی که پدرم رفت زندان.خانهء قبلی که بودیم،اجاره می‌دادیم.
دانشجو:چرا پدرت به زندان رفت؟
مددجو:فکر می‌کنم به خاطر این که معتاد بود.
دانشجو:الان هم زندان است؟
مددجو:نه تقریبا یک ماهی می‌شود که آزاد شده.
دانشجو:در مدت این یک ماه،کاری پیدا نکرده؟
مددجو:نه.
دانشجو:معمولا چکار می‌کند؟
مددجو:هر روز به قهوه‌خانه می‌رود.
دانشجو:دیگر معتاد نیست؟
مددجو:درست نمی‌دانم.بعضی وقتها که با مادرم دعوایش‌ می‌شود،مادرم به او می‌گوید:«دیگر نکش.تا کی می‌خواهی ادامه‌ بدهی؟»فکر می‌کنم هنوز هم می‌کشد سیگار که زیاد می‌کشد.
دانشجو:حالا که پدرت بیکار است،خرجی شما از کجا تأمین‌ می‌شود؟
مددجو:پدرم کمی پس‌انداز داشت،مادرم هم گاهی کار می‌کند البته پدرم که به پول احتیاج پیدا می‌کند،بعضی وقتها یک چیزی از خانه می‌برد و می‌فروشد.
دانشجو:در محل سابق،دوستانی هم داشتی؟
مددجو:بله،خیلی.همیشه با آنها فوتبال بازی می‌کردم.
دانشجو:از این که آمده‌اید به این محل،ناراحت هستی؟
مددجو:بله.آخر اینجا دوستی ندارم.
دانشجو:هنوز هم دوستی پیدا نکرده‌ای؟
ناراحت شد و سرش را پایین انداخت.بعد از کمی مکث گفت:
نه.
دانشجو:چرا؟
مددجو:آخر می‌گویند پدرت معتاده.زندان بوده.برای همین‌ من هم دست ندارم با آنها بازی کنم.
دانشجو:درسهایت برای همین مسائل ضعیف شده؟
مددجو:نمی‌دانم.
دانشجو:امسال مثل سالهای پیش درس می‌خوانی؟
مددجو:هر وقت می‌خواه درس بخوانم،فکرم می‌رود یک‌ جای دیگر.
دانشجو:مثلا کجا؟
مددجو:پیش پدرم.تا وقتی زندان بود،فکر می‌کردم آنجا چه‌ می‌کند،حالا هم فکر بیکاری و نداریش را می‌کنم.
دانشجو:وضع که همیشه این‌طور نمی‌ماند،بالاخره پدرت سر کار می‌رود و به امید خدا،اعتیادش را هم ترک می‌کند.خودت را زیاد نگران نکن.امسال امتحان نهایی داری و باید بیشتر درس بخوانی تا ان‌شاء اللّه بدون تجدید قبول شوی.
مددجو ساکت سرش را پایین گرفته بود.به نظر می‌رسید در فکر است.بهتر دیدم مطلب را به شکل دیگری مطرح کنم.
دانشجو:دوست داری در آینده چکاره شوی؟
مددجو:می‌خواهم دکتر بشوم.
دانشجو:برای دکتر شدن باید خوب درس بخوانی.اگر نه‌ نمی‌توانی.
باز هم سکوت کرد.
دانشجو معلمهایت از تو راضی هستند؟
مددجو:بیشترشان،نه.چون درسهایم خوب نیست.بعضی‌ وقتها من را تنبیه می‌کنند.چند بار هم به من گفته‌اند:«تنبل».
دانشجو:چرا درسهایت بد شده؟
مددجو:سر کلاس می‌خواهم به درس گوش بدهم،ولی‌ نمی‌دانم چرا فکرم می‌رود پیش پدرم یا مثلا پیش خانه و چیزهای دیگر. آن وقت معلم درس که می‌پرسد،نمی‌توانم جواب بدهم و گاهی هم تنبیه‌ می‌شوم.
دانشجو:مشکل دیگری نداری که بخواهی به من بگویی؟
مددجو:نه،همین بود که گفتم.
دانشجو:هفته آینده می‌توانم پدر و مادرت را ببینم؟
او پذیرفت و آدرس منزل را به من داد و بعد خداحافظی کردیم.
ارزیابی مشکل:
مطالعه برنده مددجو نشانگر این است که نمرات سالهای قبل او نسبتا خوب بوده و از سال تحصیلی ... که به مدرسه جدید،آمده در اکثر دروس ضعیف شده است.با توجه به اطلاعات مندرج در پرونده و (به تصویر صفحه مراجعه شود)
مصاحبه اولیه با مددجو می‌توان مشکلات دیگری را به صورت زیر دسته‌بندی کرد:
1)اعتیاد پدر به مواد مخدر که مشکلات دیگری را به صورت‌ مستقیم و غیرمستقیم برای این نوجوانان بوجود آورده است.
2)زندانی بودن پدر به مدت یکسال،اثرات نامناسبی بر کل خانواده‌ و نهایتا بر این نوجوان داشته است.
3)بیکاری پدر که اقتصاد خانواده را ضعیف کرده،نهایتا موجب‌ احساس ناامنی برای این دانش‌آموز شده است.
4)مهاجرت از محلهء قبلی که محل تولد و گذران دوران کودکی‌ دانش‌آموز بوده،به محلهء جدید،آن هم به علت مشکلات اقتصادی و خانوادگی،موجب از دست ددن دوستان و قطع شدن بسیاری از روابط اجتماعی مددجو در کوچه و محله شده است.از آنجا که تغییر منحل،تغییر مدرسه را هم به دنبال داشته،عضویت او در گروههای همسن و سال نیز به‌ حالت تعلیق درآمده و نهایتا دانش‌آموز در یک زمان خود را در محله‌ای‌ غریب،مدرسه‌ای جدید و ناآشنا،همراه با سایر مشکلات خانوادگی یافته‌ است.
نتیجه این که مشکلات چهارگانهء فوق الذکر چنان به دانش‌آموز فشار آورده که فرصت‌های مناسب برای تمرکز حواس در کلاس درس را از او گرفته است و دانش‌آموز با نیروی محدود خود قادر به مقابله با این همه‌ مشکلات نیست،لذا او تسلیم حوادث شده است.این وضعیت و نتابج‌ حاصل از آن،اثرات منفی متعددی بر وضعیت روحی،روانی این‌ دانش‌آموز داشته که ضعف درسی نمود عینی آنهاست و به وسیله معلم و مدرسه مشاهده شده است،این اثرات منفی احتمالا در آینده شغلی و خانوادگی این نوجوان نیز مؤثر خواهد بود.
طرح کمکی: برنامه کمکی که برای حل مشکلات این دانش‌آموز تنظیم شد،به‌ شرح زیر است:
1)تماس و مصاحبه‌های مرتب با خانواده و بخصوص پدر مددجو برای ترک اعتیاد او با کمک سازمانهای مسؤول مثل سازمان بهزیستی‌ کشور.
2)پس از ترک اعتیاد پیگیری برای اشتغال او به کار از طریق‌ وزارت کار و امور اجتماعی و یا مؤسسات خصوصی.
3)ادامهء مصاحبه با دانش‌آموز در جهت تقویت او برای درک بهتر واقعیت‌ها و رفع احساس تنهایی و ناامنی او.
4)جلب همکاری مسوولان و معلمهای دبستان برای همکاری،ارائه‌ کمک بیشتر در دروس و اجرای تشویق بیشتر ازتنبیه،در مورد این‌ دانش‌آموز.
نتیجه:اجرای قسمتی از طرح کمکی در مدت سه ماه انجام شد، گرچه،بعدها پیگیری نشد که آیا پدرش پس از ترک مجددا معتاد شده است‌ یا خیر؟ولی همین اقدامات موجب بهبود وضع درسی دانش‌آموز شد که درج‌ تمام مراحل آن در این صفحات محدود،میسر نیست.
نکات آموزنده این گزارش:
1)رابطه حرفه‌ای دانشجو با دانش‌آموز دارای مشکل، از نکات‌ مثبت و آموزنده این گزارش است.مددجو در بیان مشکلات، در حد نسبتا خوبی به دانشجوی مددکار اعتماد کرد و اغلب مسایل و مشکلات خود را به‌ راحتی با او در میان گذاشت.
2)روند مصاحبه و تمرکز آن بر مشکلات مددجو و همراه کردن‌ مصاحبه با مشاهده، از نکات آموزنده و مناسب این گزارش است.
3)تشخیص مشکل از لابه‌لای مصاحبه و پروندهء مددجو به راحتی‌ امکان‌پذیر است.در این گزارش،سعی شده است تا منابع مهم ناراحتی را که از چهار طرف به مددجو فشار می‌آورند، شناسایی و روابط بین‌ مشکلات را هم در حد امکان مطرح کنیم.
بعلاوه،سعی کرده‌ایم هر کدام از مشکلات خانواده را نیز وقتی به‌ عنوان علت مشکل مددجو نقش بازی می‌کند،ارزیابی کنیم. بدیهی است که‌ هر یک از مشکلات دانش‌آموز،خود دارای علل متعددی است و اثرات‌ جانبی آنها بر سایر ابعاد خانواده نیز می‌تواند در ادامه مددکاری این خانواده‌ مطرح باشد. برای مثال، مشکل اعتیاد تنها بر درس دانش‌آموز و آیندهء او اثر منفی نمی‌گذارد، بلکه بر کل خانواده،تک تک اعضاء آن،خود پدر معتاد، محلهء آنها و کل جامعه تأثیر منفی دارد.به همین علت در تشخیص و ارزیابی مشکلات و راه‌حل کمکی آن،اثرات منفی آینده نیز در نظر گرفته‌ شده است.
4)طرح کمکی یا برنامه درمانی محدود به مشکلاتی است که‌ مستقیما به دانش‌آموز فشار می‌آوردند و راه حل سایر مشکلات خانواده در این گزارش نیامده است.
5)بدیهی است برای رعایت اصل رازداری حرفه‌ای،کلیه اسامی و آدرس‌های این گزارش،تغییر داده شده است.
نویسنده: [size=14px]عزت الله سام آرام

 
عااالی بود،خیلی دنبال همچین مطالبی میگشتم
واقعاممنونم

 درود بر شما

 



 
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما: وبسایت مددکاران اجتماعی ایرانیان در مورخ ۹۲/۱/۱، به منظور ایجاد مرکزی برای دسترسی و هم افزایی فعالیت های علمی و پژوهشی در حوزه های مختلف مددکاری اجتماعی با اهداف ذیل آغاز به کار نموده است: ۱- ایجاد بانک اطلاعات جامع و روزآمد مقالات، با دسترسی آسان، رویه یکسان و رفع محدودیت های شکلی، زمانی و سازمانی موجود ۲- معرفی متخصصین، پژوهشگران و اساتید در حوزه های تخصصی مددکاری اجتماعی جهت تقویت حقوق معنوی ۳- فراهم نمودن بستری برای جریان سازی و مدیریت محتوای مددکاری اجتماعی جهت جلوگیری از تضییع منابع مادی و معنوی جامعه مددکاران اجتماعی ایران، در روندهای تکراری و کلیشه ای کنونی ۴- ایجاد زمینه مساعد برای بومی سازی مددکاری اجتماعی در کشور ۵- گسترش پایگاه های مجازی در حوزه مددکاری اجتماعی ایران