سومین کتاب پایگاه
دانلود کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسی کنيد ، چرا نام نويسی ؟

استفاده از فايل های پيوست به صورت نامحدود
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات بانک اطلاعات
دسترسی به بخش های ويژه مخصوص کاربران سايت
شرکت در نظرسنجی مقالات برتر بانک اطلاعات

کلمات کلیدی: مددکاری اجتماعی, مددکاری جامعه ای,
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نظریه ها و روشهای مددکاری جامعه ای
#1
[تصویر:  lodestar_logo_1.jpg?itok=_kjI9evp]
مقصود از مددکاری جامعه ای، یک کار اجتماعی رسمی است که از آن دسته از مسایلی که مردم با آنها مواجه اند و افراد و گروهها را متأثر می سازد و مسئولین و نیز منابع جامعه و سازمان های غیردولتی خواهان مقابله با آن ها هستند. (احـمـدی، ۱۳۸۲)
مددکاری جامعه ای بر آنست تا مردم را تشویق نماید تا منابع و امکانات خود را کشف کنند و آنها را در جهت ایجاد تغییرات مثبت در جامعه شان به کار گیرند…
مردم حق دارند در تصمیم گیری هایی که بر زندگی شان اثر می گذارد مشارکت نمایند و البته در این راه، مسئولیت موفقیت ها و شکست هایشان را خودشان بر عهده بگیرند.
جامعه بر پایه ی دو مفهوم احساس تعلق و ارزش های مشترک بنا گذارده شده است… مردم اگر در تصمیم گیری ها مشارکت داده نشوند از رهبران فاصله می گیرند. و در عوض، با شناخت و مسئولیت پذیری تقویت خواهند شد. وسیله و هدف مددکاری جامعه ای، فقط ارائه خدمات و تدارک منابع برای آنها نیست، بلکه هدف آن، میسر ساختن فرایند کشف و یادگیری درون یک اجتماع به هم پیوسته و دارای حس زندگی جمعی است.
مددکاری جامعه ای: عبارتست از جریان طرح نقشه و توسعه خدمات اجتماعی به منظور فراهم کردن نیازهای بهداشتی و رفاهی و اقتصادی یک جامعه و گروههای بزرگتر اجتماع در مددکاری جامعه ای، مددکار کاملا اگاه است که هیچ نوع فعالیت یا برنامه ای نباید به سلامت –بهزیستی و نیازهای سایر گروهها آسیبی برساند.کوشش مددکاری جامعه ای در استفاده از منابع اجتماعی ان است که تعادلی سالم بین میزان کوشش از فرصت و مواهب مربوط به پیشگیری و یا درمان و تعادلی عادلانه برای دریافت کمک بوجود اورد. مددکار مانع دریافت کمک از سایر فرصتها برای هیچ کدام از گروههای اجتماعی نمیگردد. ولی می کوشد تا افراد و گروههای محروم دیگر نیز از مواهب- امکانات وفرصتهای موجود استفاده کنند و نیز کوشش می کنند تا امکانات موجود را توسعه دهد و فرصتها و امکانات جدیدی برای استفاده عموم بوجود اورد.
مددکاری جامعه ای: عبارت است از طرح و توسعه خدمات به منظور فراهم کردن نیازهای بهداشتی، آموزشی، رفاهی و اقتصادی جامعه.
یکی از مهمترین روش های مددکاری جامعه ای برنامه ریزی اجتماعی است. بخصوص در جوامع صنعتی امروز که سرعت تکنولوژی به سرعت رو به افزایش است، هر گونه تعامل و یا تأخیری در برنامه ریزی و اجرای آ ن، جامعه را نسبت به جوامع پیشرفته عقب خواهد انداخت.
در مددکاری جامعه ای عمّده ترین مشخصه از یک طرف مشارکت همه جانبه افراد و اقشار جامعه مورد نظر، و از سوی دیگر تأمین نیاز جمعی دریک محدوده جغرافیایی مشخص، اعم از شهر یا روستا است. جامعه ترکیبی از گروههای اجتماعی است.
جامعه دارای هویت و مشخصات خاص خود است. مددکاری که با جامعه کار می کند، فعالیت او مستلزم آگاهی از نهادها و ساختارها و روابط بین آنها در جامعه است.
برای شناخت یک جامعه ابتدا باید در آن جامعه نفوذ کرد، سپس به شناخت جامعه بپردازیم و سعی کنیم مونوگرافی آن منطقه را بدست آوریم.
نظریه های مرتبط با کار در جامعه :
نظریه توانمند سازی:
واژه EMPOWER در فرهنگ فشرده آکسفورد «قدرتمند شدن»، «مجوز دادن»، «ارائه قدرت» و «تواناشدن» معنی شده است. در معنای خاص قدرت بخشیدن و دادن آزادی عمل به افراد برای اداره خود و در مفهوم سازمانی به معنای تغییر در فرهنگ و شهامت در ایجاد و هدایت یک محیط سازمانی است. به بیان دیگر توانمندسازی عبارت است از طراحی و ساخت سازمان به نحوی که افراد ضمن کنترل خود آمادگی قبول مسئولیتهای بیشتری را نیز داشته باشند. توانمندسازی در کارکنان باهوش، دلگرم، درستکار و مطمئن شرایطی فراهم می آورد که در لوای آن زندگی کاری خود را کنترل و به رشد کافی برای پذیرش مسئولیتهای بیشتر در آینده دست خواهندیافت.
توانمندسازی ضمن تغییر در نحوه نگرش افراد و قضاوت آنها در رابطه با مسائل مختلف فردی و سازمانی، باعث به وجود آمدن این باور در آنها می شود که آزادی و اختیار منابع مطمئنی برای تواناشدن است.
از این رو، وقتی گروهی از افراد درسازمانها توانمند می شوند، روابط آنها با صاحبان قدرت تغییر می کند و در اهداف مشترکشان سهیم خواهندشد. افراد توانمندشده در ارتباطات خود با دیگران و صاحبان قدرت مانند شرکتها و دولت تغییر ایجاد می کنند. این افراد در کسب و کار و تجارت نیز در روابط خود با دیگرهمکاران، مدیریت و فرایندکاری تغییر ایجاد خواهندکرد. در حال حاضر، سازمانها وارد عصر جدیدی شده اند. کارکنان، شرکای سازمان و بخشی از گروه شده اند بنابراین، نه تنها ضروری است که مدیران دارای خصوصیات رهبری شوند، بلکه تمام کــارمنـدان هم باید روشهایی که به کار می گیرند، خود راهبر باشند. این فکر مطلوب، کاملاً دموکراتیک و نشان دهنده احترام برای اشخاص و شخصیت آنها و بسیار اخلاقی است.
در رابطه با سیر تاریخی توسعه نظریات توانمندسازی «ریچارد کوتو» از دو نوع توانمندسازی به شرح زیر نام می برد.
اولین نوع «توانمندسازی روان – سیاسی» است که باعث افزایش عزت نفس (احترام به خود) شده و نتـایج آن در رفتار با دیگران جلوه پیدا می کند، به عبارت دیگر توانمندسازی مستلزم اعتماد و توقعات و مهمتر از آن توانایی کارکنان درمورد یک تغییر واقعی در رفتار است.
نوع دوم «توانمندسازی روان – نمادین» است، که علاوه بر افزایش عزت نفس در کارکنان باعث تغییر در مجموعه ای از پدیده های غیرقــابل تغییر می شود. یک بار دیگر تاکید می کنیم که اجرای توانمندسازی واقعی، مستلزم درک مجموعه ای از تفاوتهای روحی و تعهد و التزام مدیران و کارکنان خواهدبود که براساس صداقت و اعتماد متقابل استوارگردیده باشد.
تغییر در فرهنگ، رفتار و ترک عادتهای کهنه و قدیمی روش بسیار مناسبی است تا بتوانیم به کمک آن و براساس یک سیستم ارزشی مبتنی بر ارزشهای اخلاقی و انسانی، رابطه بسیار نیرومندی بین مدیر و کارکنان به وجود آوریم. این ارزشها باید به گونه ای طراحی شوند که موردتایید مدیر و کارکنان باشند.
نظریه های تغییرات:
نظریه های مربوط به تغییر اجتماعی را می توان به طرق گوناگون طبق بندی نمود که معروف ترین آنها تمایز این نظریه ها در دو دسته نظریه های خطی و نظریه های دورانی یا دوری است .
منظور از نظریة خطی تبیین حرکت جامعه بر روی خط مستقیم و عبور از مراحلی است که در نهایت به نقطة تعالی پیش بینی شده ای می رسد و نظریه دورانی تبیین حرکت جامعه به گونه ای است که تمدن از مراحل پیدایش، رشد، تکامل به انحطاط می رسد و به عبارتی دیگر نوعی تکرار تاریخ را در آن مشاهده می کنیم.
در بین نظریات خطی، به نظریه های اگوست کنت و مارکس را که ازاهمیت بیشتری برخوردارند اشاراتی می کنیم:
نظریة خطی اگوست کنت را می توانیم در ” قانون مراحل سه گانه ” وی مشاهده کنیم، که سیر تکامل تفکر بشر را از مرحلة ربانی به مرحلة متافیزیکی (مابعدالطبیعی) ودر نهایت به مرحلة اثباتی مورد بررسی قرار می دهد در حقیقت قانون سه مرحله ای کنت جنبه ای ذهن گرا و ایده آلیستی دارد. با این همه او هریک از مراحل تحول ذهن نوع بشر را با یک نوع سازمان اجتماعی و سلطة سیاسی خاص آن مرحله مرتبط ساخته است:
مرحلة ربانی تحت سلطة کاهنان معابد است و حاکمان نظامی در آن فرمانروائی می کنند. ذهن بشر در این مرحله جریان امور را در ارتباط با ارادة ارباب انواع قرار می دهد و به عبارت دیگر کلیة تحولات و حوادث و وقایع را با ارادة خدایان تببین و توجیه می کند.
مرحله متافیزیکی (ما بعدالطبیعی) یا فلسفی سازمان اجتماعی تحت سلطة کلیسا است و ویژگیهای آن بیشتر با ویژگیهای دورة قرون وسطی مطابقت می کند. در این مرحله ذهن بشر جریان امور طبیعت و زندگی بشر را به نیروهائی نسبت می دهد که خودشان نهانی هستند ولی آثارشان آشکار است و به عبارت دیگر در تبیین و توجیه علل و قایع و تحولات بشر به عقل خود رجوع می کند. به عقیده اگوست کنت مرحلة فلسفی یا متافیزیکی با مرحلة اول تفاوت چندانی ندارد و تنها فرقش آنست که در این مرحله استدلال و تعقل جای تخیل را گرفته ولی هنوز فکر انسان دنبال حقایق مطلق و باطنی است که بدرستی نمی تواند به آنها پی ببرد.
مرحلة سوم مرحلة اثباتی است که تازه آغاز شده است جامعه تحت تسلط مدیران صنعتی و هدایت دانشمندان است دراین مرحله انسان سعی در کشف روابط علی و ارتباطی می نماید که ممکن است خواه در لحظه ای معین و خواه در طی زمان بین پدیده ها یافت شود . به عبارت دیگر در این مرحله تخیل و تعقل هردو تابع مشاهده و تجربه می شوند . این مرحله را مرحلة علمی یا تحققی می نامند. [02]
پارتو در کتاب ” ذهن و جامعه ” در چهار چوب نظریه ” گردش برگزیدگان ” خود تغییری از تاریخ ارائه می دهد که طبق آن هر تغییر اجتماعی از مبارزه گروهها بر سر قدرت سیاسی حاصل می شود و بدین ترتیب ما به تناوب شاهد دوره های بسیار سختی هستیم که قدرت را گروه برگزیده جدیدی که به تازگی پیروز شده است اعمال می کند و سپس به دوره های آرامتر و انسانی تری می رسیم که اعمال قدرت به وسیلة گروه برگزیده برخاسته از اعماق جامعه صورت می گیرد .. و بدین ترتیب پارتو در نظریه گردش نحبگان خود اقتدار و حاکمیت ارثی نجبا و اشراف را مورد تردید قرار می دادو اعتقاد داشت که اقتدار یا حاکمیت فقط به اشخاصی که از لحاظ کیفی و هم از لحاظ عینی برتر هستند تعلق می گیرد و گردش نخبگان در نظر وی در عین حال هم واقعیتی عینی و هم عاملی استکه بوسیلة آن یک جامعة بطور طبیعی به موجودیت خود ادامه داده و پیشرفت می نماید .
آرنولد توئین بی و سوروکین و اسپنگلر را نیز از جمله متفکرانی می دانند که دارای نظریات دورانی هستند.
نظریه نوسازی و توسعه:
جامعه شناسی توسعه عمدتاً با ۳ دیدگاه مواجه است:
نوسازی (Modernization) مفهومی است که در کل، معادل فرایندی برای دگرگونی جامعه به کار می‌رود.
اصطلاح نوسازی برای تحلیل مجموعه پیچیده‌ای از تحولاتی که در همه زمینه‌ها برای انتقال از جامعه سنتی و کشاورزی به جامعه صنعتی رخ می‌دهد به کار برده می‌شد. نوسازی شامل تحولات در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و روانی است.
اصطلاح نوسازی گرچه به صورت معادلی برای توسعه بکار می‏رود، اما دارای مفهوم خاص خود می‏باشد. در واقع در نوسازی بیشتر بر “فرد” تکیه می‏شود، در حالیکه در توسعه بر “جامعه”. تعریف راجرز از نوسازی چنین است: نوسازی فراگردی است که طی آن افراد از زندگی به شیوه سنتی به مرحله‏ای از زندگی پیچیده‏تر و پیشرفته‏تر (به لحاظ تکنولوژیکی) گام می‏نهند. نوسازی در طول دهه های ۵۰ و ۶۰، پارادایم غالب در مطالعات توسعه بود. .( فرجـاد، ۱۳۸۰)
“امتیاز مفهوم نوسازی بر مفهوم توسعه این است که بخاطر توجه آن به فرد، بیشتر با عوامل فرهنگی-روانی سر و کار دارد تا عوامل اقتصادی-سیاسی و این مسئله طبیعتاً حیطه این مفهوم را محدودتر و کاربرد آن را آسانتر می‏کند”. اما این به آن معنا نیست که نوسازی تنها به ابعاد روانی توسعه می‏پردازد.
در کار جامعه ای از سه مدل استفاده می کنیم که این سه مدل عبارتند از:
۱) مدل توسعه محلی( locality development)
2) مدل برنامه ریزی (planning)
3) مدل اقدام اجتماعی (social action)
توسعه محلی:
توسعه محلی از جهت فلسفی و تکنیک به مدل اهداف اجتماعی مددکاری گروهی نزدیک است. در این مدل از گروه برای تغییرات اجتماعی استفاده می شود و ارتقای سطح اگاهی اجتماعی و توسعه روابط بین فردی از اهمیت زیادی برخوردار است. با توجه به اینکه در مدل توسعه محلی مداخله عملی بیش از مفهوم سازی در هدف دارای اهمیت می باشد، بنابراین می توان گفت که روش شناسی مدل از فعالیت های جنبش اسکان، الهام گرفته است.
مدل توسعه محلی سعی می کند که تغییر اجتماعی از طریق مشارکت بخش بزرگی از جامعه صورت گیرد. این مدل هنگامی به کار می رود که منابع و امکانات به اندازه موجود نیست و انچه که مردم به دنبال آن هستند، بسیار ناکافی است، بنایراین همه ی اعضای جامعه برای رسیدن به هدفشان با یکدیگر کار و تلاش خواهند کرد و در این هنگام است که درک و احساسشان در مورد جامعه گسترش می یابد و انگیزه و علاقه بیشتری در جهت دستیابی به هدف بدست می آورند. این امر اشاره به دو اصل مهم در مددکار دارد؛ اصل مشارکت و خود تصمیم گیری که در کار جامعه ای به جای انها می توان به اصل دموکراتیک اشاره نمود.
مددکار در این مدل نقش واسطه را ایفا خواهد کرد. او شان فردی هریک از اعضای جامعه را تشخیص و هریک از آنان را مورد پذیرش قرار خواهد داد. دانشش در مورد این جامعه و جوامع دیگر همراه با مهارتش در باز کردن و مطرح ساختن عقاید اعضا، همچنین ارزش هایش در مورد بحث دموکراتیک و رای اکثریت به کمک خواهد امد. وی در جهت یک توافق عمومی در بین تمام اعضا کار خواهد نمود و برای اعضا مشخص خواهد نمود که انان در صورتی که رای اکثریت را بپذیرند و به ان احترام گذارند، صرف نظر از نتیجه ای که بدست آید، راضی تر بوده و برای جامعه مفید ترند.
قابل توجه است که در مدل توسعه محلی، بدلیل وسعت جامعه، اغلب مددکارن گروه های بانفوذ را به عنوان نمایندگان جامعه مورد نظر انتخاب نموده و از طریق انان با جامعه به صورت غیر مستقیم وارد ارتباطات حرفه ای می شوند.
دکتر سام آرام در کتاب خود، رشد و توسعه محلی را چنین تعریف می کند؛ « جریانی است که رشد اقتصادی و اجتماعی را بوسیله تشریک مساعی فعالانه جامعه و اعتماد به ابتکارات مردم برای تمام افراد جامعه به وجود می آورد.»
به طور کلی می توان گفت: هدف از رشد و توسعه محلی گسترش دموکراسی، مشارکت و اعتماد به نفس در بین مردم منطقه مورد نظر برای توسعه است که معمولا از طریق نمایندگان مورد اعتماد مردم ( رهبران بومی) در جامعه صورت می گیرد.

برنامه ریزی اجتماعی:
سابقا این روش در مددکاری جامعه ای را می توان در انجمن سازماندهی امور خیریه جستجو نمود. در مجموع اهداف و روشهای آنان بسیار با یکدیگر همپوشانی داشته به طوری که هدف اصلی را در این روش می توان اصلاح و بهبود شرایط به گونه ای منطقی و کنترل شده دانست . ضمنا مدیریت به عنوان یک تخصص در مددکاری اجتماعی ، مدیون این رویکرد است .
غنی آبادی در (۱۳۷۵) ، مبانی مدل برنامه ریزی اجتماعی را بر این فرضیه که تغییر اجتماعی ، یک فرایند عقلانی است، در نظر می گیرد. سازمان دهنده جامعه یا مدیر در مدل برنامه ریزی اجتماعی به شناسایی مشکلات اجتماعی، علل آن و راه حلهای احتمالی آن اقدام می کند . نقش حرفه ای او اقداماتی همچون گردآوری اطلاعات، تحلیل گری، طراحی برنامه ،اجرای برنامه و ارزیابی را شامل می شود . مدل برنامه ریزی اجتماعی،سازماندهی جامعه را به عنوان فرآیند تکنیکی حل مشکلات در نظر می گیرد. راه مقابله با مشکلات اجتماعی از طریق برنامه ریزی عقلانی، تغییر آگاهانه، برنامه ریزی شده و کنترل شده ممکن می گردد. بنابراین مدل برنامه ریزی اجتماعی نیازمند برنامه ریزان متخصص با مهارتها و توانمندی های حرفه ای است . بر اساس این ضابطه ، در نظر گرفتن اصل مشارکت و تا حدودی فردیت در مدل برنامه ریزی اجتماعی کمرنگ خواهد بود.
بنابراین در مدل برنامه ریزی اجتماعی مددکار به عنوان یک متخصص حرفه ای ایفای نقش می نماید . وی باید در زمینه جمع آوری اطلاعات ، تعریف وضعیت و مشکل ، بررسی و ارزیابی ، تعیین اهداف و راهکارها، شناسایی منابع و موانع ، نظارت و ارزیابی ، دانش و مهارت کافی داشته تا بتواند نیاز های جامعه را در سطوح مختلف بخشهایی که وی را بکار گرفته اند، پاسخگو باشد. بدیهی است این متخصصین می بایست رضایت و دستیابی به نتایجی را که مد نظر سازمان ها و ارگان هایی است که انان را به خدمت گرفته اند، مورد توجه قرار دهند. بدین ترتیب انها کمتر به تضاد یا توافق عمومی در جامعه مددجویی نگاه می کنند. به عقیده انها جامعه( مددجویان)، چون متخصص در زمینه برنامه ریزی و حرفه مددکاری نیستند، نمی توانند نقش اساسی در این زمینه داشته باشند و صرفا به عنوان مصرف کنندگان تخصص و دانش برنامه ریزان در نظر گرفته می شوند. اما بدیهی است که در بخش های نخستین اجرایی در مدل برنامه ریزی که به جمع اوری اطلاعات و نیاز ها بر می گردد و همچنین در مرحله اجرای برنامه، تا حدی می توان به توافق عمومی و نقش مردم(مددجویان) در برنامه ریزی اشاره کرد که ابته در مقایسه با مدل توسعه محلی بسیار محدود می باشد. پیکارد نیز مطرح می کند که برنامه ریزان در قیاس با همکارانش در توسعه جامعه ای کمتر به طرف فلسفه ها و عملکرده های مددکاری اجتماعی روی می آورند و بیشتر به تحقیق و ارزیابی تمایل دارند، اگرچه ممکن است آنها زمینه هایی در مددکاری اجتماعی سنتی نیز داشته باشند.( زاهدی اصل، ۱۳۸۷: ۲۱).
دکتر سام آرام(۱۳۷۴)، برنامه ریزی اجتماعی را چنین تعریف می کند:« بکارگیری فنون و روش های تنظیم برنامه برای رسیدن به هدف های مشخص جامعه با تاکید بر هدف های اقتصادی و اجتماعی و یا حل یک مشکل آسیب شناختی»
ایشان معتقد هستند که برنامه ریزی اجتماعی معمولا روش های اجرایی برای بهتر شدن کیفیت زندگی را مطرح می کند و در مورد مشکلات و مسایل، راهکار هایی را پیشنهاد می دهد و در نهایت انتخاب با خود جامعه است.
در مجموع برنامه ریزی اجتماعی کوشش همه جانبه و یک رشته از فعالیت های جامعوی است که برای تنظیم سیاست ها و خط مشی ها و چگونگی سرمایه گذاری ها در نظر گرفته می شود که نه تنها بخش اجتماعی نظیر آموزش و پرورش، رفاه اجتماعی، بهداشت، مسکن، تغذیه و فعالیت های اجتماعی را شامل می گردد، بلکه جنبه های اجتماعی سایر بخش ها نظیر مسکن، صنایع، کشاورزی و عمران منطقه ای را دربر می گیرد.
اقدام اجتماعی:
مدل اقدام اجتماعی با مدل های برنامه ریزی اجتماعی و توسعه محلی تفاوتی اساسی دارد. چرا که آنها از دیدگاه های آزادی خواهانه و محافظه کارانه نشات می گیرند یعنی به دنبال اصلاحات هستند و این در حالی هست که اقدام اجتماعی از اصول رادیکال تبعیت می کند که این خود باعث انتقاد فراوان در جامعه می گردد.
اتفاق نظر رادیکال ها در این است که کارکرد سیستم فعلی به نفع عموم مردم نیست بلکه به نفع طبقه حاکم جامعه می باشد.
از نظریه پردازان مشهور و برجسته اقدام اجتماعی می توان( سائول الینسکی، فرانسس فاکس پیون، ریچارد کوارد و جورج وایلی) را نام برد. این نظریه پردازان اصول اقدامات اجتماعی را با توجه به اصو رادیکا مورد نظر قرار داده اند.
مدل اقدام اجتماعی که به وسیله سائول الینسکی( ۱۹۰۹-۱۹۷۲) پدر روش شناسی رادیکال و بنیاد مناطق صنعتی اش توضیح داده شده است، به فرآیند توسعه جامعه ای و برنامه ریزی به عنوان یک ابزار به کار گرفته شده برای پیشی گرفتن بر اقدام اجتماعی مورد نیاز توجه می کند. تئوری الینسکی سه جز مهم را مطرح می کند : جامعه سازماندهی و قدرت. وی معتقد است که انها چارچوبی اساسی برای تفسیر و ارزیابی سازماندهی جامعه ای مداوم ایجاد می نمایند. الینسکی در واقع جامعه شناسی بود که به صورت کاربردی از یک دیدگاه جامعه شناسانه برای درک ساختار اجتماعی شهری، تعیین مشکلات جامعه ای مشترک و جستجوی راه حل های نهادی و ساختاری از طریق سازمان های کاربردی مردمی که توسط مجلات کنترل می شدند، استفاده نمود.( فرجـاد، ۱۳۸۰)
الینسکی در بحث جامعه مطرح می کند که جوامع محلی، جوامعی خود مختار و مستقل از ساختار اجتماعی نیستند بلکه آنان انعکاس و بازتاب فرآیند های گسترده تر یک جامعه شهری هستند. بنابراین به سازمان دهندگان اجتماعی توصیه می کند که ارتباط بین جوامع محلی و ساختار های اجتماعی وسیع تر را درک کنند. همچنین عنوان می نماید که اکثرا راه حل های بسیاری از مشکلات محلی، نیازمند مداخله، حمایت یا گاهی اوقات انحصار سازمان ها و موسسات خارجی است.
الینسکی معتقد است که ظهور مجدد اقدام اجتماعی ممکن بوده و توزیع مجدد قدرت و درامد از طریق اقدام در سطح جامعه امکان پذیر است. گروه محروم پس از سازماندهی میتواند سهم عادلانه خود را از اجتماعی بزرگتر دریافت دارد و توزیع مجدد قدرت و منابع از طریق ایجاد تغییر در خط مشی های رسمی سازمان ها یا جوامع، ممکن گردد.
به طور کلی می توان گفت که مدل اقدام اجتماعی مربوط به کار مستقیم با افراد است؛ گروه هایی از افراد که براساس علایق مشترک، یا به دلیل وجود نابرابریها و فشار های اجتماعی به یکدیگر می پیوندند. ساختار قدرت خارج از سیستم گروه های فوق می باشد و بنابراین اقدامات نیز باید بر اهداف خارجی متمرکز باشند.( شــولــمن، ۲۰۰۰)
مددکاری جامعه ای (کار با جامعه Community work)
عبارت است ازفعالیتی منظم وهدفمند که بابسیج امکانات مادی ومعنوی وجلب مشارکت های اعضاء جامعه که در جهت پاسخ به نیازجمعی و یا حل معضلات اجتماعی درجوامع شهری و یا روستایی انجام می گیرد. درمددکاری جامعه ای عمّده ترین مشخصه از یک طرف مشارکت همه جانبه افراد واقشارجامعه مورد نظر، وازسوی دیگرتأمین نیازجمعی دریک محدوده جغرافیایی مشخص،اعم از شهر یا روستا است. جامعه ترکیبی از گروههای اجتماعی است. جامعه به مجموعه ای ازانسانها گفته می شود که در یک مکان جغرافیایی با یک آداب و رسوم مشترک در کنارهم زندگی می کنند.هر جامعه ای دچار یکسری مسائل است که این مسائل خود به دو دسته تقسیم بندی می شوند :”مشکل عام” و”مشکل خاص”. جامعه دارای هویت و مشخصات خاص خود است. مددکاری که با جامعه کار می کند، فعالیت اومستلزم آگاهی از نهادها و ساختارها وروابط بین آنها در جامعه است. برای شناخت یک جامعه ابتدا باید درآن جامعه نفوذ کرد، سپس به شناخت جامعه بپردازیم وسعی کنیم مونوگرافی آن منطقه را بدست آوریم. (۱)
اصلی ترین شیوه مددکاری اجتماعی، مددکاری جامعه ای است؛ تا جایی که در غرب به مددکاران اجتماعی مهندسان جامعه اطلاق می شود. مددکاری جامعه ای، کاربرد دانش جامعه شناسی است. برای اینکه یک مددکار اجتماعی بتواند مددکاری جامعه ای بکند، نیازمند دانش جامعه شناسی و نظریه های توسعه است. در این شیوه مددکار اجتماعی روی جوامع کار می کند و در رشد و توسعۀ آنها دخالت می کند. این جامعه ممکن است یک مدرسه باشد و یا یک بیمارستان، یک کارخانه، یک روستا، شهر و یا حتی یک کشور.
مددکاران اجتماعی برای رشد و توسعۀ جوامع به سه فعالیت دست می زنند:
اول مطالعات اجتماعی است. در این فعالیت مددکار اجتماعی با ورود به یک جامعه، شروع به مطالعه و تحقیق می کند، نیاز سنجی و امکان سنجی می کند و منابع را می شناسد.
دوم برنامه ریزی اجتماعی است. مددکار اجتماعی بعد از بدست آوردن اطلاعات بر مبنای آنها برنامه ریزی می کند. برنامه ریزی برای اینکه تغییری مثبت در جامعه ایجاد کند و جامعه به طرف توسعه خیز بردارد.
سوم اقدام اجتماعی است. بعد از اینکه مددکار اجتماعی مطالعات و برنامه ریزیهای خود را انجام داد، دست به اقدام اجتماعی می زند. در اقدام اجتماعی مددکار نقش یک رهبر را بازی می کند تا جامعه را به توسعه برساند. (۲)
مراحل کار با جامعه
ارتباط مقدماتی
شناخت مقدماتی
ارتباط حرفه ای
شناخت عمیق

ارزیابی تشخیص
طرح نقشه
اقدام اجتماعی
تغییر را در جامعه می دهیم تا به وضع مطلوب برسیم
پیگیری.
مدل های کار با جامعه
مدل برنامه ریزی
مدل توسعه محلی
مدل اقدام اجتماعی
مفهوم توسعه اجتماعی

منابع:
۱٫ مری، مافت؛ خوزه بی، اشفورد. (۱۳۷۹). اصول و مبانی مددکاری اجتماعی، خدیجه السادات غنی آبادی، نشر موسسه انتشارات آوای نور
۲٫ احـمد ، احـمـدی (۱۳۸۲)،روانشناسی نوجوانان وجوانان،اصفهان،انتشارات مشعل، چاپ دهم۳٫ اقــلیما، مـصطـفی (۱۳۸۱)، مـددکاری فـردی؛ تهران ، انـتشارات دانـژه، چـاپ اول
۴- زاهدی اصل،محمود (۱۳۸۷)،مبانی مددکاری اجتماعی،تهران،انتشارات علامه طباطبائی،چاپ چهارم
۵- شــولــمن، لارنـــس(۱۳۸۰)، مددکاری اجتماعی(مهارت کارباگروهها) جلد دوم؛ مترجم مـنیرالسادات میربها واکـبربخشی نیا، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی؛ چاپ اول
۶- فرجـاد، محـمدحسین(۱۳۸۸)، مبـانی مـددکاری اجتـماعی ،تـهران،نــشرعــلم،چــاپ اول
۱- http://eloquent.persianblog.ir/post/19
2- http://www.mehrazar.org/services/social-work/social-work.htm
 
منبع: سایت تخصصی مددکاران اجتماعی
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نظریه های مرتبط در کار با جامعه MEARAJ 0 1,878 04-27-2014، 04:10 PM
آخرین ارسال: MEARAJ
  مدل های مددکاری جامعه ای MEARAJ 0 2,527 04-27-2014، 04:04 PM
آخرین ارسال: MEARAJ
  تعاریف مددکاری جامعه ای MEARAJ 0 1,883 04-27-2014، 03:53 PM
آخرین ارسال: MEARAJ
  مددكاری جامعه ای (كار با جامعه Community work) MEARAJ 0 2,857 09-01-2013، 08:04 PM
آخرین ارسال: MEARAJ
  مددکاری جامعه ای چیست؟ iran 0 2,297 09-01-2013، 07:17 AM
آخرین ارسال: iran
  مددکاری جامعه ای یا کار با جامعه-دکترسید احمدحسینی iran 0 2,239 09-01-2013، 07:15 AM
آخرین ارسال: iran
  مددکاری جامعه ای MEARAJ 0 2,277 08-31-2013، 03:44 PM
آخرین ارسال: MEARAJ

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما: وبسایت مددکاران اجتماعی ایرانیان در مورخ ۹۲/۱/۱، به منظور ایجاد مرکزی برای دسترسی و هم افزایی فعالیت های علمی و پژوهشی در حوزه های مختلف مددکاری اجتماعی با اهداف ذیل آغاز به کار نموده است: ۱- ایجاد بانک اطلاعات جامع و روزآمد مقالات، با دسترسی آسان، رویه یکسان و رفع محدودیت های شکلی، زمانی و سازمانی موجود ۲- معرفی متخصصین، پژوهشگران و اساتید در حوزه های تخصصی مددکاری اجتماعی جهت تقویت حقوق معنوی ۳- فراهم نمودن بستری برای جریان سازی و مدیریت محتوای مددکاری اجتماعی جهت جلوگیری از تضییع منابع مادی و معنوی جامعه مددکاران اجتماعی ایران، در روندهای تکراری و کلیشه ای کنونی ۴- ایجاد زمینه مساعد برای بومی سازی مددکاری اجتماعی در کشور ۵- گسترش پایگاه های مجازی در حوزه مددکاری اجتماعی ایران