چهارمین کتاب پایگاه
دانلود کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسی کنيد ، چرا نام نويسی ؟

استفاده از فايل های پيوست به صورت نامحدود
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات بانک اطلاعات
دسترسی به بخش های ويژه مخصوص کاربران سايت
شرکت در نظرسنجی مقالات برتر بانک اطلاعات

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حاشیه نشینی در شهرها :رضا معطوفی
#1
ضرورت بحث
نخستین و مهم‌ترین تاکیدی که باید در بحث حاشیه‌نشینی شهری کرد این است که حاشیه‌نشینی پدیده‌ای است اجتماعی به این معنا که نتیجه زندگی شهری مدرن است. شهر در جامعه جدید سیستمی اجتماعی است که قواعد مستقل خود را دارد. به وجود آمدن مرکز و پیرامون را باید با توجه به ساختار زندگی شهری بررسی کرد. در این ساختار معمولاً قطب‌های نابرابر شکل می‌گیرد.
ناصر فکوهی و سپیده پارساپژوه، در مقدمه پژوهش خود درباره «محله آلونک‌نشین علی‌آباد» می‌نویسند: «دو مفهوم طرد و حاشیه‌شدن را باید در رابطه با مفاهیم معکوس آنها تعریف کرد و درنظر گرفت. طرد تنها در شرایطی معنی دارد که یک کالبد همبسته وجود داشته باشد. به عبارت دیگر اگر متنی باشد، حاشیه معنا نخواهد داشت.»
 حاشیه‌نشینان معمولاً به گروه‌هایی گفته می‌شود که چه از لحاظ فرهنگی و چه از لحاظ اقتصادی نمی‌توانند در نظام زندگی شهری ادغام شوند و بنابراین در عین اینکه درون نظام زندگی شهری هستند از لحاظ هویتی و مکانی در بیرون آن زندگی می‌کنند. به عبارت دیگر حاشیه‌نشینان نه کاملاً و مطلقاً بیرون از شهر هستند (با عشایر یا روستا‌نشینان متفاوت هستند) و نه کاملاً در زندگی شهری تلفیق شده‌اند. آنان اخراجی‌های درونی نظام زندگی شهری هستند. از زندگی شهری اخراج شده‌اند، اما کاملاً بیرون نرفته‌اند.
همین موقعیت پیچیده نه کاملاً بیرون و نه کاملا درون، دشواری موقعیت آنان و همچنین دشواری کار برنامه‌ریزان و فعالانی را که برای از میان بردن این پدیده تلاش می‌کنند، نشان می‌دهد. اخراج کامل حاشیه‌نشینان تنها سرکوبی مکانیکی است که مسئله‌ را حل نمی‌کند. ادغام آنان اما در زندگی شهری کاری طولانی‌مدت است و به سرعت امکان‌پذیر نیست.
 
بزه و حاشیه نشینی در هم گره خورده اند که به مناطق حاشیه نشین مدرسه آموزش بزه گفته میشود(دکتر حاتمی)
انسان زمانی که در خیابانهای شهرهای امروزی قدم بر می دارد سر در گم وپریشان می شود زیرا شهرها را در تضاد با انسان، انسانیت وتصاویر جالب ترسیم شده از شهرهای آینده در ابتدای تولد شهرها مدرن می یابد.
اندیشه انسان هنوز در شهرها بدنبال اتوپیای افلاطون، مدینه فاضله پیامبر اسلام،شهر خورشید ژان مولتر است.اما واقعیت مشاهدات انسان در شهر ساختاری دیگر را نمایان می کند.
ساختاری مملو از تبعیض، تفاوت و بی عدالتی ،ساختاری مبتنی بر تقسیم ناعادلانه ثروت ملی .....وساختاری دارای دوبخش متن وحاشیه،حاشیه ای که به علت بی عدالتی ،ایجاد شد بابی عدالتی با آن برخورد می شود. با بی عدالتی نقد می شود وبا بی عدالتی در موردش تصمیم می گیرند.
در واقع حاشیه نشینی که یکی از چالشهای اصلی در مسیر رشد وتوسعه پایدار است بدلایلی چون تداوم رشد جمعیت شهری ،تداوم رشد سکونتگاهای غیر رسمی ومهاجرت زاده شده وچونان طفلی ناخواسته خود را به دامان بی مهر وبی عطوفت شهر تحمیل کرده است.ودر ذهن پژوهشگران مسائل شهری سوالات مهمی را باعث شده است .
1-اگر آرمان شهر دست یافتنی است پس توجیه حاشیه نشینی چیست؟
2-آیا نواحی حاشیه نشینی به مرور و در طی دوره تحول و گذار مطابق تئوری دوایر متحدالمرکز ارنست برگس متحول نمیشوند؟
3-آیا مهاجرتهای برون شهری و درون شهری به نواحی حاشیه نشین باعث تحقق الگوی شهرهای چند هسته ای هریس و اولمن نخواهد شد؟
تعاریف حاشیه نشینی
برای تحلیل بحث حاشیه نشینی لازم است که ابتدا به تعریفی حداقلی دست پیدا کنیم ،تعاریفی که در این زمینه ارائه شده متعدد است .از جمله:
1-حاشیه نشینی نوعی زندگی است که با سه شیوه رایج زندگی شهری و روستائی متفاوت بوده و با ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی مخصوص به خود بافت فیزیکی معینی بوجود آورده است که با ساکنین بافت اصلی شهر زندگی میکنند.
2- حاشیه نشینان افرادی هستند که از حالت تولیدی گذشته خود بیرون آمده و به صورت مازاد نیروی انسانی در حاشیه شهرها که مملو از مهاجرین است سکنی گزیده اند آنان عمدتاً به شکل مازاد نیروی انسانی از روستاهها و شهرهای کوچک به این منطقه جذب شده اند.
3-حاشیه نشینان کسانی هستند که در تمام کشورهای جهان در حاشیه و اطراف شهرهای بزرگ زندگی کرده و اکثریت قریب به اتفاق آنان مهاجرند.(اسماعیل قرائی مقدم – جامعه شناس)
4-حاشیه نشینان شهری یا گتوهها(Getto) معمولاً از اقلیتهای شهری هستند که به علت جذب نشدن در متن شهرها به صورت پدیده گتوی مذهبی ،قومی یا زبانی تشکیل شده اند و بوسیله موانع فیزیکی و انسانی ازبقیه بخشهای شهری جدا میشوند(پیتر هاگت)
5-تعریف عددی: محله حاشیه نشین جائی است که هنگام آمار گیری بیش از 50% جمعیت آن محله به یک مذهب -نژاد ، زبان و یا پایگاه اجتماعی – اقتصادی جدا از اکثریت مردم شهر تعلق داشته باشند.
6-تعریف ساختاری: محله ای که درآن خانه ها روبه ویرانی ویا فرسودگی گذاشته وازمصالح کم دوام یابی دوام ساخته شده است .
7- حاشیه نشین کسی است که در شهر زندگی میکند ولی جذب نظام اجتماعی نشده است.
8-(( محله حاشیه نشین جائی است که در آن خانه ها رو به ویرانی گذاشته و از مصالح کم دوام و بی دوام ساخته شده ،درآنها فرهنگ فقرکاملاً غلبه دارد و شاهد جایگزینی توده های روستائیان در آنها هستیم.))(دکتر حسین شکوهی)
-9تعریف ویکی پدیا از حاشیه نشینی:
حاشیه‌نشینی پدیده‌ای است که با اسکان غیررسمی و بدون مجوّز گروه بزرگی از مردم در مکانی در کنارهٔ شهرها ایجاد می‌شود. شهرک‌های حاشیه‌نشینان در اصل «روستای شهر» یا «شهرک‌های روستاگونهٔ درون شهر» هستند.
آلونک‌نشینی به صورت‌های زیر در ایران وجود داشته یا در مقیاس کمی وجود دارد:
زاغه‌نشینی: کندن زاغه‌ای در کوه یا گودی در زمین برای سکونت. در شرق تهران وجود داشته.
آلونک: ساخت سرپناه با وسایل و مصالح کهنه مانند مقوا، حلب، نایلون و قطعات بی‌مصرف خودرو. در شهرک ولی‌عصر همدان، محله خاک‌سفید تهران، حلب‌شهر تهران‌پارس، اجتماع آلونکی پل مدیریت، شهرک‌های آلونکی جنوب منطقه ۱۶ تهران شامل: شهرک بعثت، شهرک شهید عراقی، شهرک مطهری، شهرک طالقانی، شهرک ملک‌آباد، شهرک جوانمرد قصاب، اجتماع آلونکی ۲۰ خانواری در جوانمرد قصاب، شهرک آلونک‌نشین خیابان زنجان جنوبی (منطقه ۱۰ تهران)، منطقه ۱۳ مشهد، و کرمان.
سکونت در محل خشت در کوره‌پزخانه‌ها. نمونه: ساختمان اداری کوره‌پزخانه منطقه ۱۶ تهران.
کپر. ساخته از حصیر. نمونه: بلوچستان و خوزستان
گرگین. دارای دیوار معمولی ولی سقفی حصیری. نمونه: تهران، خوزستان، بندرعباس.
اتاق حلبی. حلبی‌آبادهای تهران: مناطق ۲، ۴، ۱۵ و ۱۸. تبریز، شلنگ‌آباد اهواز.
اتاق با خشت و بلوک. همدان، کرمانشاه، تبریز، تهران.
نمونه زاغه‌نشینی روستایی در ایران، روستای کندوان در استان آذربایجان شرقی است.
آمارمرتبط با حاشیه نشینی:
درسالهای آینده (یعنی 2020) رقم کل حاشیه نشینان شهری جهان تقریباً به 1400 میلیون نفر افزایش خواهدیافت. میزان افزایش کشورهای صنعتی ثروتمند در این مدت حدود پنج میلیون نفر و حجم جمعیت آلونک نشین جهان درحال توسعه به رقم 1355 میلیون نفر خواهدرسید که از این مقدار حدود 75 میلیون نفر از آن کشورهای غرب آسیاست
 
ایران به عنوان شانزدهمین کشور پرجمعیت جهان طی سالهای 1335 - 1380 جمعیتش 3/6 برابر افزایش یافته درحالی که این رشد برای جمعیت جهان کمتر از 2/3 برابر بوده است. رشد جمعیت شهری کشور طی همین مدت (45 سال) بیش از 7 برابر بوده است.
بنابر اعلام مرکزاسکان بشر ملل متحددر سال 1996 یک چهارم جهان فاقدخانه ای در شآن زندگی انسانی بوده اندکه در برگیرنده ی دامنه ی وسیعی از آلونک نشینان ،خیابان خواب ها و سرپناهان بوده است
نزدیک به یک میلیارد نفر در دنیا حاشیه نشین هستند که از این تعداد، 45 میلیون نفر در فقر مطلق به سر می برند،  در ایران نیز  20 درصد مردم در مناطق حاشیه شهرها زندگی می کنند و آن طور که پیش بینی شده این رقم به 40 درصد افزایش می یابد.
از هر چهار قتلی که در تهران اتفاق می افتد 3 مورد مربوط به مناطق حاشیه نشین است.
ایالات متحده آمریکا بیشترین  حاشیه نشینی دنیا  را به خود اختصاص داده است
در ایران 7.5 میلیون حاشیه نشین وجود دارد5 میلیون نفر از آنها  در شهر تهران زندگی می کنند.
بر اساس مطالعات سازمان ملل متحددر سال 2001حدود  920 میلیون جمعیت در حاشیه شهرها زندگی می کنند.
همچنین به تازگی تحقیقات نشان داده 70 درصد جرایم شهری توسط حاشیه‌نشینان اتفاق می‌افتد.
براساس آمارهای رسمی‌جمعیت حاشیه‌نشینان تا ۱۰ سال آینده بیشتر از۳۰ درصد کل جمعیت کشور خواهد شد.
در هند جمعیت زاغه نشین شهرهای این کشور چیزی بین 30 تا 50 درصد کل ساکنین آنهاست در حدود ۵۵٪ از جمعیت شهر بمبئی در زاغه‌نشین‌ها زندگی می‌کنند. این در حالی است که مساحت کل زاغه‌نشین‌ها در بمبئی برابر با حدود ۶٪ از زمین‌های شهری است.[۱] میزان رشد زاغه‌نشین‌ها در بمبئی بیشتر از نرخ کلی رشد شهری است.[۲]
 
بیش از 24 هزار واحد مسکونی رو به ویرانی در نواحی حاشیه نشین شهرهای ترکیه وجود دارد. در حدود 54 درصد جمعیت شهر آنکارا در مناطق حاشیه ای شهر با استاندارد پایین زندگی می‌کنند.
شهر بغداد در حدود 60 هزار نفر و شهر بصره 20 هزار نفر حاشیه نشین دارند.
 قسمت اعظم جمعیت شهر مکزیک در مناطق حاشیه‌ای زندگی می‌کنند
برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد، با توجه به رشد جمعیت جهان، جمعیت زاغه‌نشین‌ها در سال ۲۰۳۰ میلادی را در حدود ۲ میلیارد نفر برآورد کرده‌است.[۴] بر اساس آمار سازمان ملل متحد، هم‌اکنون بیش از یک نفر از هر ۳ ساکن در شهرهای کشورهای در حال توسعه در زاغه زندگی می‌کند
تاریخچه حاشیه نشینی
حاشیه نشینی یا گتو واژه ای است که اولین بار در سال1516 در ونیز به کار گرفته شد ولی اگر به دنبال سیر حاشیه نشینی در طول تاریخ باشیم به قدمتی کهن تر از ونیز، در دوران ساسانیان میرسیم . جائی که اسیران جنگی را در مراکز سکونتگاهی جدا از مردم در حاشیه شهرها سکنی میدادند.
در تاریخ اسلام هم گتوهای یهودی نشین چون خیبر-بنی نظیر و بنی قینقاع وجودداشت . در سال 1179 شورای کلیسا زندگی مسیحیان را در میان یهودیان ممنوع کرد که موجب ایجاد گتوههای متعدد یهودی نشین در اطراف شهرهای بزرگ اروپائی شد. در ایران نیز تا سالهای متمادی اقلیتهای قومی جهت تمایز با سایر گروهها ملزم به استفاده از نوار زرد رنگ روی لباس بودند.
حاشیه نشینی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب
مطالعات کارشناسان مسائل شهری نشان می دهد که تا سال 1320 اقتصاد شهر و روستا به طور نسبی توازن داشت. شروع حرکت های مهاجرتی و آغاز توسعه شهرنشینی ایران با سال های 1332- 1320 مقارن بود (اعتماد، 1381: 190)
تشکیل ارتش، عملیات نظامی در سرکوب خوانین بزرگ، برقراری امنیت در شوارع، خطوط راه آهن ایجاد تونل و راه های شهری و ... تمام عواملی بود که سبب آسان شدن مسافرت و راحتی در حمل و نقل و به دنبال آن نرخ مهاجرت و حرکت روستائیان به شهرها بود به گونه ای که حرکت روستائیان از 08/0 در سال 1300 به 14% در سال 1320 رسید اما با روی کار آمدن دولت مصدق شاهد سیر نزولی مهاجرت آن هم به دلیل ملی شدن صنعت نفت و کاستن بهره مالکانه و اختصاص 2 درصد از درآمد مالکان به عمران روستایی هستیم این اقدامات سبب شد تا افزایش نرخ مهاجرت روستایی در سال 1320 متوقف شده و در سال 1335 علیرغم افزوده شدن یک رقم 6 میلیونی به جمعیت کشور نه تنها افزایش نشان نداد بلکه 5% کاهش یافته است (ورهرام، 1367)
با کودتای 28 مرداد 1332 و مشکلات سیاسی آن روز و روی کار آمدن محمد رضا شاه آن هم با چهره ای متفاوت ما در برهه ای از زمان مملکت شاهد رکود اقتصادی شدید به دلیل ورود کالاهای خارجی، رونق شهرها، فراهم کردن وسایل معیشتی و افزایش نسبی جمعیت و شدت مهاجرت بود. شهر گرائی مردم و روستائیان به حدی رسیده بود که در سال 1341 نرخ مهاجرت روستایی 0520/1% رشد نشان داد که نسبت به 5 سال قبل 10 برابر شده است (هاشم بیگی، 1371: 226)
بنا به یک گزارش در مورد جمع بندی وضع موجود، حاشیه نشینی در ایران 80% ساکنین این مناطق که اکثرا در اطراف تهران تجمع کرده اند و خانه ای از حلب قوطی، حصیر و موارد مشابه دارند از مناطق بندرعباس، اهواز، کرمانشاه، همدان، لرستان، کردستان هجوم آورده اند و 63 درصد از آنها دهقان که 32 درصد آنها به دلیل کمبود آب برای کشاورزی کوچ کرده اند و 4/18 درصد خرده مالکانی بودند که زمین های خود را اجاره داده اند و به تهران آمده اند و 7/10 درصد از ظلم مالکان فرار کرده اند. (زاهدی مازندرانی، 1355: 91)
مهاجرت های روستایی در ده های 40 تا 30 الزاماً به شهرها نبود و کشاورزان از روستایی به روستای دیگر سفر و با همیاری و مشارکت کشاورزان محلی دیگر کار می کردند و از سویی مهاجرت فصلی و موقت بود نه دائمی (وحدانی، 1381: 1140)
در ایران نیز سابقه حاشیه نشینی جدید به سال 32 (سال کودتای آمریکائی) میرسد اما قطعاً اوج حاشیه نشینی با آغاز اصلاحات ارضی هم زمان است در این زمان نخستین اجتماعات آلونک نشین در کوره های آجرپزی جنوب تهران شکل گرفتند تا نیروی انسانی ارزان برای تأمین مواد اولیه شهر روبه رشد تهران فراهم شود.اما به طور کلی میتوان شروع تاریخچه حاشیه نشینی مدرن در ایرن را اینگونه بیان کرد:
گسترش تأسیسات شهری و افزایش درآمد حاصل از نفت عامل ایجاد جاذبه شهری و رونق شهری شده است که این امر در کنار اصلاحات ارضی و مکانیزاسیون عوامل اصلی بروز حاشیه نشینی در ایران شد . اما قطعاً اصلی ترین عامل بروز حاشیه نشینی در ایران اصلاحات ارضی بود.
( اصلاحات ارضی که ناشی از ترس آمریکا از وقوع انقلابهای دهقانی در کشورهای اقماری خود بود در نهایت بدنبال احراز اهداف ذیل بود:
اولاً = کاستن از تجمع نیروههای بالقوه انقلابی در روستاهها و کم کردن خطر اعتراض رعایای فاقد زمین و بزک کردن حکومتهای دست نشانده با بهانه از بین بردن شیوه تولید ارباب رعیتی
دوماً = تولیدات صنایع کشاورزی نیاز به بازار داشت و بدلیل وجود نیروی کار ارزان در روستاهها نیاز به ادوات پیچیده کشاورزی احساس نمیشد که با اصلاحات ارضی و مهاجرت نیروی انسانی به شهرها این صنایع رونق گرفتند.
سوم = صنایع مونتاژ و مصرفی شهرها از یک سو نیاز به کارگر داشت و ازیک سو نیاز به بازار مصرف داشت که بدلیل خود کفا بودن نسبی اقتصاد روستائی بازار مصرفی شکل نمیگرفت و از طرفی کارگران غیر متخصص مورد نیاز صنایع مونتاژ الزاماً باید از منابع ارزان روستائی تأمین میشد.
ایجاد جاذبه درآمدی شهر در کنار کاهش تعمدی درآمد در روستاهها (ارائه یارانه به خرید خارجی محصولات کشاورزی) موجب سیل مهاجرت مهاجران فاقد توانائی به نواحی شهری شد که چون بدون برنامه ریزی و خود به خودی بود ، بخش مسکن را که بالقوه خود دارای مشکل بود را دچار مشکل مضاعف کرد که این امر موجب مکان گزینی این مهاجران کم درآمد در نواحی شد که با رِنج در آمدی آنان هم خوانی داشته باشد.
 
در طی سالهای 50 – 1345 مهاجرت بی رویه و شتابان از مناطق روستایی به شهرهای بزرگ بیشتر شد و از این پس بود که مشکل حاشیه نشینی شهری به عنوان یک مسئله اجتماعی نمایان شد و هنوز ادامه دارد (افتخاری راد، 1380: 50).
در یک بررسی گسترده که در سال 1351 در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران صورت گرفت مشخص شد که 91 درصد از سرپرستان خانواده‌های حاشیه‌نشین در تهران روستایی بوده‌اند 72 درصد آنان قبلاً دهقان محسوب می‌شدند و 59 درصد خرده مالک بوده‌‌اند . همچنین یافته‌های پژوهشی مشابه در سال 1345 نشان داد که 62 درصد از حاشینه‌نشینان تهران کارگر ساده، 12 درصد کارگر نیمه ماهر 14 درصد کارگر ماهر بوده‌‌‌اند. این موارد تا حدودی نشانگر ابعاد حاشیه‌نشینی در ایران پیش از انقلاب بود،
حاشیه نشینی در دوران بعد از انقلاب
در سال 1359 جمعیت ایران به 37700000 نفر بالغ گردید و نرخ مهاجرت روستایی نیز همگام با آن 1% افزایش یافت جنگ بعنوان یکی از مهمترین عوامل مهاجرتی برای ساکنین جنوب و غرب کشور، هجوم آنها به مناطق مرکزی و شرقی کشور به حساب می آمد با نگاهی به ساکنین مناطق حاشیه نشین در خواهیم یافت آنها مهاجرینی هستند که به خاطر اصطکاک و فرسودگی شیوه تولید دستیابی و بازده پایین تولیدات در اثر بی توجهی دولت و درگیر بودن آنها با مسائل مهم تری از بحران، به شهرها هجوم آورده اند. بعد از انقلاب بالا رفتن قیمت زمین، مصالح ساختمانی، وام های با بهره فراوان، اجاره های سنگین عواملی بود که اقشار کم درآمد جامعه که نسل دوم از مهاجرین روستایی بودند نتوانند در شهرها ساکن باشند و به همین خاطر به حاشیه شهرها رفته و شاید در آینده (که هیچ گاه نمی آید) بتوانند به متن برگردند. البته مهاجرت به خارج بعد از انقلاب تحت الشعاع دو جریان بزرگ قرار داشت که تابع اوضاع و احوال عصر خود بوده و در گسترش حاشیه نشینی و به تبع بالا رفتن میزان بزهکاری تاثیر داشت (مهاجرین، 1387: 41 – 40)
کودتای مارکیستی در افغانستان و اشغال آن توسط شوروی سبب مهاجرت افغانها به داخل کشور که از تعداد مهاجران آمار درستی در دست نیست اما در سال 1988 یونسکو طی آماری که منتشر کرد تعداد کل پناهندگان که در ایران زندگی می کنند را 2830000 نفر برآورد کرد که از این عده 2350000 نفر آن آوارگان افغانی و 70000 نفر از آن کردها و عراقی را تشکل می دادند (ReFuges special issue December 1988)
در اواخر دهه 60 که اقتصاد ما، اقتصاد جنگ بود، تولیدات پایین، دبی کیفیت، عدم توازن عرضه و تقاضا افزایش نقدینگی، تورم، شغل های کاذب، ترس از سرمایه گذاری، عدم امید به ادامه حیات نظام و از همه مهمتر افزایش سریع جمعیت که طی 7 سال بیش از 20 میلیون به جمعیت ایران اضافه شد و در دهه های 70 که دوران بعد از جنگ را تجربه کردیم حکومت تا حدودی به اوضاع مسلط شد و باید شاهد عمران و آبادانی شهرها و بازگشت مهاجران جنگ زده به شهرهایشان، اما این عمران و آبادانی با سرعت کمی صورت گرفته و نه تنها جنگ زده ها حاضر به بازگشت نبودند بلکه شهرها و روستاهای خود را محل زندگی نمی دانستند. در نیمه نخست دهۀ هشتاد هم هنوز برنامه های عمرانی و سیاست ها و راهکارهای مثبتی برای سر و شکل دادن به مناطق حاشیه نشینی صورت نگرفته است باید اذعان داشت که قبل از انقلاب با سیاست های غلط و نسنجیده دولت ها بستر و شرایط پدیده حاشیه نشینی را فراهم کردند و بعد از انقلاب نیز به جای جلوگیری از ادامه و گسترش آن زمینه را برای توسعه پایدار آن فراهم کردند ( مهاجرین، 1387، 42)
براساس مطالعات جامعه‌شناختی، 67 شهر کوچک و بزرگ کشور در 16 استان در سال 1380 (بدون احتساب تهران، آذربایجان شرقی و مرکزی) با پدیده حاشیه‌نشینی مواجه هستند، در این محدوده‌ها که بیش از دو میلیون نفر ساکن هستند، تراکم جمعیت مناطق حاشیه‌نشین به طورمتوسط حدود 200 نفر در هکتار است .همچنین مطابق با برآوردهایی که در پژوهش حاشیه‌نشینی در ایران توسط مرکز مطالعات و تحقیقات معماری شهرسازی ایران، صورت پذیرفت، جمعیت حاشیه‌نشینی در 10 شهر بزرگ ایران نظیر تهران، مشهد، شیراز، اهواز حدود 5/3 میلیون نفر تخمین زده شد که اکنون قطعاً بسیار بیشتر از این رقم است. روند برابر شدن شهر و حاشیه آن در ایران موردی که از لحاظ جامعه شناختی و اصول شهرسازی فوق‌العاده حائز اهمیت است روند همسان شدن کمیت و کیفیت شهرهای ایران با حاشیه‌های خود است، چه آنکه با استمرار روند فعلی تاچند سال آینده جمعیت حاشیه‌های هر کلان شهر اختلاف اندکی با جمعیت کلان شهرها پیدا نمی‌کند. هم اکنون 34 درصد از جمعیت حاشیه نشین کل کشور در حاشیه کلان شهرها استقرار یافته‌اند که روز به روز بر تعداد آنها اضافه می‌شود،عدم پویایی مدیریت شهری درکلان شهرهای ایران نیز مزید بر علت شده تا حاشیه‌ شهرها همانند متن شهر ارتقای عمرانی پیدا نکند. به همین دلیل هم اکنون از لحاظ عمرانی بعضی از نقاط کلان شهرها هیچ فرقی با حاشیه خود ندارند و از لحاظ جمعیتی نیز، افزایش روز افزون جمعیت حاشیه نشین باعث می‌شود که در آینده‌ای نه چندان دور حاشیه و متن از هر لحاظ برابر شوند! تبعات حاشیه نشینی و معضلات ملی حاشیه نشینی در ایران براساس دلایل بیشماری اکنون یک معضل ملی محسوب می‌شود که با ادامه روند فعلی بی شک به یک فاجعه ملیمنجر خواهد شد. ابعاد معضلاتی که حاشیه نشینی باعث نشو و نمای آنها شده است، بسیار فراتر از عدم هماهنگی در بافت فیزیکی شهرها است. حاشیه نشینان که متشکل از مهاجران روستایی هستند که از روستا به شهر روی آورده‌اند حامل خصلت‌های اجتماعی communal هستند که با خصایص جامعوی social شهر هیچ سنخیتی ندارد.
تحقیقات داخلی انجام شده
مطالعات متعددی در ایران نیز بر روی حاشیه نشینی و سکونت گاه های غیر رسمی انجام شده است
در سال 1343 وزارت آبادانی و مسکن (مدیریت امور اجتماعی) بررسی های مورد چندی را درباره وضع حاشیه نشینان شهرهای تهران، آبادان، همدان، مشهد، کرمانشاه، اهواز و بندرعباس آغاز کرد. این مطالعات حاصل ماموریت های اداری کارشناسان بود که به رغم محدودیت های اجرایی، نبود امکانات و تسهیلات لازم برای بررسی، و حساسیت های سیاسی، فقط توانستند تصاویری هر چند توصیفی از وضع زندگی آلونک نشینان، زاغه نشینان و حلبی آبادها ارایه کنند. این مطالعات موردی فقط بیان توصیفی از مشکل حاشیه نشینی بود که برای نخستین بار در محافل کارشناسان، برنامه ریزان و مدیران اجرایی مطرح می شد.
در سال 1350 مدیریت بهداشت و رفاه اجتماعی سازمان برنامه و بودجه بر روی وضعیت اقتصادی و اجتماعی حاشیه نشینان مطالعاتی را آغاز نمود و نتایج آن تحت عنوان « گزارش برنامه عمران و رفاه حاشیه نشینان شهری» منتشر گردید. محدوده جغرافیایی و شهری آن طرح، 14 شهر بزرگ کشور (با بیش از یکصد هزار نفر جمعیت) بود. اجرای این طرح، علاوه بر شناسایی مسائل حاشیه نشینان، اقدامی در خصوص تجهیز و توسعه بخش مطالعات جامعه شناسی شهری مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی نیز به شمار می رفت.
این طرح فقط در شهرهای بندرعباس، اهواز، بوشهر، همدان، کرمانشاه و تهران ( در مراحل مقدماتی) اجرا شد و نتایج مطالعات و بررسیها به صورت جزوه انتشار یافت.
در نیمه دوم سال 1350 موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران بنا به درخواست سازمان برنامه و بودجه، طرح گسترده ای برای مطالعه حاشیه نشینی در کشور آغاز کرد. محدوده جغرافیایی این طرح، 14 شهر بزرگ کشور (بیش از یکصد هزار نفر) بود. اجرای این طرح، علاوه بر شناسایی مسائل حاشیه نشینان، اقدامی در خصوص تجهیز و توسعه بخش مطالعات جامعه شناسی شهری موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی نیز بود. این طرح فقط در شهرهای تهران، بندرعباس، همدان، کرمانشاه، بوشهر و اهواز تهیه شد و نتایج مطالعات و بررسی ها بصورت نشریاتی فقط برای چند شهر انتشار یافت.
مطالعات گروه توسعه اجتماعی جوامع ویژه (جوامع حاشیه نشین، عشایری و خوش نشینان روستایی) در برنامه پنجم عمران در سال 1351 با ارزیابی طرح های قبلی خانه سازی و عمران جوامع یاد شده، دیدگاهی نو درباره توسعه و عمران جوامع محروم ارایه کرد.
زاهد زاهدانی در سال 1355 بنا به درخواست برنامه و بودجه به بررسی اجمالی حاشیه نشینان شهر کرمان پرداخت.
از دیگر مطالعات انجام شده قبل از انقلاب می توان به مطالعات مربوط به حاشیه نشینان شیراز، آلونک های شهرآرا، آلونک نشینان سلسبیل شمالی، ساکنان تپه هگمتانه- حیطه قائنی ها نام برد. در سال 1355 شکوئی کتابی تحت عنوان حاشیه نشینان شهری به چاپ رساند و در این کتاب به بیان ویژگی های حاشیه نشینان و مشکلات آنان اشاره نمود.
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1358 در مطالعه مقدماتی درباره زور آباد کرج علل گسترس زورآبادها را، افزایش درآمد نفت در سال های 53 – 52 و تشدید وابستگی ها و پیدایش اختلاف فاحش میان روستا و شهر در زمینه های مختلف می داند.
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1358 در گزارش طرح تحقیقاتی خود به بررسی خوش نشینان سیستان پرداخت. در این گزارش شرایط اقلیمی و کمبود آب و خشک شدن رودخانه هیرمند انگیزه مهاجرت بوده و مهاجرتها بیشتر بخاطر یافتن کار بوده است.
از دیگر مطالعات می توان به حاشیه نشینان و خانه های ارزان قیمت انتشارات دانشگاه تبریز از دکتر حسین شکویی اشاره نمود که در رابطه با شکل گیری سکونت گاه های غیررسمی در شهر و علل توسعه زاغه ها و طبقه بندی زاغه های شهری می باشد. همچنین فرهنگ مناطق حاشیه نشینی و طبقه بندی آنان از جهات فیزیکی را مورد بحث قرار داده است.
زنده دل در سال 1361 در کتاب خود به عنوان حاشیه نشینی، خصیصه های عمده آن را ذکر می کند و حاشیه نشینی را تنها به فرم مسکن یا موقعیت جغرافیایی محل سکونت مربوط نمی داند، بلکه معتقد است حاشیه نشینان از نظر اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی نیز با دخالت نه شهری و نه روستایی دست به گریبان هستند.
دفتر مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران در سال 1362 در تحقیقی به بررسی حاشیه نشینی و حلبی آبادها در تهران پرداخت.
در سال 1366 حسین زاده دلیر طرحی تحقیقاتی تحت عنوان « حاشیه نشینان تبریز» به انجام رسانید که در این تحقیق حاشیه نشینان تبریز را مورد مطالعه قرار داده و نتایج آن توسط دانشگاه تبریز منتشر گردید.
بابائی پور در سال 1366 در مطالعه ای که برای سازمان برنامه و بودجه همدان انجام داد به بررسی مسائل حاشیه نشینان همدان پرداخت. وی معتقد است حاشیه نشینان عموماً مهاجرین روستایی هستند که در خارج از محدوده شهر و بدون مجوز نقشه ساختمانی اقدام به احداث ساختمان می نمایند و از تسهیلات شهری بی بهره اند.
در سال 1366 اکبری در گزارشی که برای سازمان برنامه و بودجه استان سیستان و بلوچستان تهیه کرد، علل و چگونگی گسترش حاشیه نشینی در شهر زابل را در نیم قرن اخیر تغییرات و دگرگونی ها در نظام حاکم بر زراعت و کشاورزی در منطقه می داند که باعث مهاجرت روستائیان به حاشیه شهر شده است.
در سال 1369 عطائیان و موسوی و نبات چیان در یک طرح تحقیقاتی به بررسی حاشیه نشینی در شهر زنجان پرداختند و در آن تاریخچه شهرنشینی را مورد بررسی قرار دادند. آنها حاشیه نشینی را یک پدیده اجتماعی و اقتصادی در شهر زنجان می دانند.
دفتر مطالعات اقتصادی و اجتماعی استانداری کردستان در سال 1369 در یک گزارش به بررسی حاشیه نشیان تفتان سنندج پرداخت و حاشیه نشینی سنندج را معلول نابسامانی های متعدد و مزمن اقتصادی اجتماعی می داند و دوای اصلی جلوگیری از حاشیه نشینی را حرکت مدون بلند مدت در سطح ملی و منطقه ای می داند.
زاهد زاهدانی در سال 1369 کتابی تحت عنوان حاشیه نشینی توسط انتشارات دانشگاه شیراز منتشر و تألیف نمود. این کتاب دارای سه بخش است. بخش اول طرح مسئله بخش دوم حاشیه نشینی در ایران، بخش سوم راه حل های رفع پدیده حاشیه نشینی را مطرح می کند.
وی مفهوم حاشیه نشین را به معنای اعم تمام کسانی می داند که در محدوده اقتصادی شهر ساکن هستند ولی جذب نظام اقتصادی شهر نشده اند، جاذبه شهر و رفاه شهری، این افراد را از زادگاه خویش کند و به سوی قطب های صنعتی و بازارهای کار می کشد و اکثرا مهاجرین روستائی هستند که به منظور گذران بهتر زندگی راهی شهرها می شود.
پیران مطالعات بی شماری بر روی مسکن نابهنجار و سکونت گاه های غیر رسمی داشته است. ایشان در شماره های 3، 4 و 5 اطلاعات سیاسی و اقتصادی در سال 66 ابتدا به شهرنشینی شتابان و ناهمگون اشاره نموده و به مباحثی بسیار جالب در رابطه با زمینه های تاریخی پیدایش مسکن نابهنجار در ایران و جهان سوم پرداخته و در شماره های بعدی در سال 67، آلونک نشینی در تهران را مورد بررسی قرار داده است که در این ارتباط ضمن تشریح کامل مسائل، به مشکلات آلونک نشینان مناطق 2، 4، 8، 10، 15، 16 و 20 شهرداری تهران که حدود 8000 نفر در آن زمان بودند، پرداخت. در این پژوهش مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی و کالبدی آلونک نشینان مورد شناسایی قرار گرفته و با تحلیل مسکن نابهنجار، راه حل هائی جهت بهبود وضعیت این مناطق خصوصا در بعد مسکن ارائه گردید. وی معتقد است در بررسی مسکن و نوع مشاغل آسیب های اجتماعی و جرم و ... توجه کرد.
از سال 1372 تحقیقی به نام حاشیه نشینی در ایران: علل و راه حل ها، توسط مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی ایران شروع شد. در گزارش مرحله اول این پژوهش، فشرده ای از وضعیت اسکان غیر رسمی در جهان و آخرین رویکردها به آن، گزارشی از میزگرد بر پا شده در مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری درباره حاشیه نشینی و چکیده بخشی از تحقیقات انجام شده در این مورد ارائه گردید. در این گزارش آمده که حاشیه نشینان در غیاب برنامه ریزان، خود برای خود برنامه ریزی می کنند. این مطالعات نشان داد که دو کاستی اساسی در نظام برنامه ریزی فضائی کشورهای توسعه یابنده، عللی اساسی برای تبلور پدیده اسکان غیر رسمی، به شکل موجود آن، در این کشورهاست:
-  عدم توجه به توان و نیازهای بخش عمده ای از ساکنان شهرها (کم درآمدها) در برنامه ریزی و طرح ریزی کالبدی
-  عدم توجه به ضرورت قرار گرفتن برنامه ریزی شهری در چارچوب برنامه ریزی منطقه ای گزارش مرحله دوم (سال 1373) با نام چهره نمائی آبادی های پیرامون ده شهر (اراک، اصفهان، اهواز، بندرعباس، تبریز، تهران، زاهدان، شیراز، مراغه و مشهد) برای شناسادن ابعاد اسکان غیر رسمی در پیرامون شهرهای کوچک و بزرگ ایران بود. این بررسی نشان داد:
-  تمام شهرهای مذکور پس از اعمال قواعد طرح های جامع، دچار رشد شتابان جمعیت در آبادی های پیرامونی گشته اند.
-  پدیده اسکان غیر رسمی همچون موجی از مرکز شهرها به پیرامون آنها گسترش می یابد
-    سکونت گاه های غیر رسمی، حتی در کلان شهر تهران، از شعاع 30 کیلومتری از مرکز فراتر نمی روند. در حالی که شهرهای اقماری برای میان درآمدها، با فاصله ای بیشتر از این هم احداث می شوند. این امر توجه به برنامه ریزی برای اسکان کم درآمدها را در حریم شهر و نزدیک محل اشتغال، گوشزد می نماید.
نتایج این گزارش، لزوم توجه به محتوی برنامه ریزی های کالبدی و نیز ضرورت دگرگونی نظام برنامه ریزی فضائی را برای جلوگیری از غلبه اسکان غیر رسمی بر شهرسازی رسمی آشکار کرد. گزارش مرحله سوم تحت عنوان پویایی زندگی در اسکان غیر رسمی تهیه شد که بدنبال شناسایی خصایص اجتماعی، اقتصادی و مسکن خانوارهای ساکن در چند سکونت گاه غیر رسمی اطراف تهران بوده است.
در گزارش مرحله چهارم (1373) با نام برنامه ریزی توسعه، برنامه ریزی کالبدی و اسکان غیررسمی، حاصل مطالعات مراحل قبل برای رابطه اسکان غیر رسمی با برنامه ریزی توسعه و کالبدی، با توجه اصلی به کاستی های نظام برنامه ریزی کالبدی در کشورهای توسعه یابنده و ایران ارائه شده است.
گزارش مرحله پنجم (1374) با نام شهروند دانستن کم درآمدها، به نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات و راه حل ها پرداخته است.
در سال 1377 شهرداری منطقه 6 تهران در خصوص ساماندهی اسکان غیر رسمی مطالعاتی انجام داده است. در این تحقیق اسکان غیر رسمی به شیوه و فضای خاصی از زندگی گفته می شود که در تمامی و یا غالب جهات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، کالبدی، حقوقی و ... با کل شهر و بخش های مجاور خود تفاوت اساسی دارد. در این تحقیق، اسکان غیر رسمی را دارای مفهومی نسبی می داند و بنابر مقتضیات زمانی از شدت وحدت متفاوتی برخوردار است که در مقایسه با محیط پیرامون آن تعریف می شود.
در سال 1379 زبر دست و همکارانش طرحی تحقیقاتی تحت عنوان «بررسی گسترش سکونت گاه های خودرو در اطراف کلان شهر تهران» در دانشگاه تهران به مرحله اجرای در آوردند.
شیخی در سال 1380 در رساله دکتری خود فرایند شکل گیری و دگرگونی سکونت گاه های خودرو پیرامون کلان شهر تهران نمونه موردی اسلام شهر، نسیم شهر و گلستان را مورد بررسی قرار داد. وی در این پژوهش ابتدا به تعریف و تشریح سکونت گاه خودرو می پردازد. سپس چارچوب نظری پایه در مورد سکونتگاه خودرو را مطرح می کند. در مرحله بعد فرآیند شکل گیری، دگرگونی و مراحلی رشد سکونت گاه های خودرو در شهرها مذکور را بررسی می کند.
داودپور در سال 1380 در رساله دکتری خود به بررسی ویژگی های سکونت گاه های خودرو در اطراف کلان شهرها نمونه موردی تهران پرداخت، وی معتقد است سکونت گاه های خودرو پدیده ای است حاصل شرایط اقتصادی اجتماعی کلان شهرها که در زمان های متفاوت اشکال مختلفی پیدا می کند. وی ابعاد مختلف اقتصادی اجتماعی جمعیتی و کالبدی این سکونت گاهها را مورد ارزیابی و مطالعه قرار داد.
تحقیقات خارجی
آرمنگل[1] و همکاران (2006) روابط متقابل ساختار اجتماعی و تبادل اطلاعات را در زمینه اشتغال و بزهکاری مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. این پژوهش یک مدل پویا را که در آن افراد به دو گروه مشخص تعلق داشتند، مورد بررسی قرار می دهد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که اگر شغل افراد نامناسب و ارتکاب جرم سودآورتر از آن باشد، باید زمانهای بیکاری افراد کم باشد و برای مدت طولانی بیکار نمانند، زیرا آنها برای ارتکاب جرم آسیب پذیر می باشند. همچنین سیاستی که تنها بر اساس تنبیه و بازداشت استوار است، در کاهش جرم و بزهکاری کافی نخواهد بود و بایستی با سیاستهای مرتبط با کنش های اجتماعی هماهنگ باشد. (Armengol 2006)
تاوانچی[2] و همکاران (2005) پژوهشی پیرامون سوء استفاده از کودکان مهاجر و خطرات آن برای سلامت روانی آنها در منطقه حاشیه نشین پاتومتانی[3] بانکوک تایلند انجام داده اند، که هدف آنها اندازه گیری درجه شیوع اختلالات رواین عمومی، استفاده جسمی، استفاده و نوشیدن مشروبات الکلی و سوء استفاده از کودکان در خانواده است. ارزیابی یافته های پژوهش نشان می دهد که بیشتر بچه های مورد بررسی، مورد سوء استفاده قرار می گیرند. سابقه سوء استفاده زیاد بوده و همبستگی مستقلی با اختلالات روانی عمومی و استفاده جسمی داشته است. 43 درصد کودکان مهاجرین مناطق روستایی، بیشتر مستقل، بالای 15 سال سن و در جستجوی کار به بانکوک مهاجرت کرده بودند. از دیگر نتایج تحقیق همبستگی مستقل مهاجرت تنها در بین مردان با مسایل روانی است (Tawanchai , J, 2005)
مافی (1996) در پژوهشی با روش اسنادی و کتابخانه ای و با فرض اینکه عامل اقتصادی نقش تعیین کننده ای در ارتکاب جرم و جنایت دارد، به بررسی رابطه مهاجرت با بزهکاری در شهر وین می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از میان مهاجران خارجی افرادی که از درآمد پایین تری برخوردارند، بیشتر مرتکب جرم و جنایت شده اند، به نحوی که بیشتر بزهکاران خارجی در محلاتی سکونت دارند که دارای ساختمان های از رونق افتاده و ارزان قیمت می باشند (مافی، 1378)
احمدی (1995) در پژوهشی که در منطقه « ایلاوارا»[4]ی استرالیا بر روی 600 نفر از جوانان 18- 11 ساله انجام داده است، نشان می دهد که بزهکاری جوانان با قومیت و مهاجرت، پایگاه اقتصادی – اجتماعی، سن، جنس و نفوذ گروه های همسال رابطه معنی داری دارد.
وزارت مسکن و شهرسازی آمریکا (1994) به منظور بررسی تأثیر فقر محلات شهری بر میزان بزهکاری نوجوانان، طرح « حرکت به سوی فرصت» را در پنج شهر لوس آنجلس، بالتیمور، بوستون، شیکاگو و نیویورک به مورد اجرا گذاشت. این طرح در شهر بالتیمور به بررسی خانواده های بسیار فقیری که در یکی از پنج محله فقیرنشین این شهر ساکن بودند، پرداخت. تحلیل کلی اجرای این طرح در شهر بالتیمور نشان داد که محلات، تأثیر چشمگیری بر میزان ارتکاب نوجوانان به بزهکاری دارند و هر چه میزان فقر در سطح محلات شهری بالاتر باشد، میزان ارتکاب نوجوانان در این محلات به جرایم خشونت آمیز بیشتر خواهد بود. بر این اساس ایجاد فرصت برای اسکان خانواده های ساکن مناطق فقرنشین در محلاتی که دارای نرخ پایین تری از فقر هستند، می تواند منجر به کاهش میزان ارتکاب نوجوانان به جرایم خشونت آمیز شود. همچنین با توجه به این که به طور میانگین میزان بزهکاری مردان بیشتر از زنان است، نتایج به دست آمده از این طرح حاکی از میزان بالای ارتکاب پسران به جرایم مالی و خشونت آمیز نسبت به دختران است (هرشفیلد، 1384).
لافون و میشو[5] (1976) تحقیقاتی در شهر گرانویل فرانسه انجام داده و به روشنی مشخص کرده اند که اطفال بزهکار بیشتر در ساختمان های ناسالم و برخی از محلاتی که برای سلامتی اخلاق زیان آور است، ساکن بوده اند. یافته ها نشان می دهند که بزهکاری جوانان در ساختمان های مخروبه و این محلات از حد متوسط مجموع بزهکاری شهرها زیادتر بوده است. در واقع (18 درصد) بزهکارانی که جرایم گوناگون مرتکب شده اند، اغلب در محله های مخروب و ناسالم ساکن بوده و (35 درصد) آنها کسانی بودند که در ساختمان ها و محلات بدنام و فاسد ساکن بودند. این پژوهشگران در پایان رابط محیط سکونت و بزهکاری را تأیید می نمایند (مسعودی فر، 1385)
انواع حاشیه نشینی:
حاشیه نشینی بر اساس معیارهای مختلف انواع متفاوتی دارد که به آنها اشاره می شود
-    بر اسا س محل سکونت : از نظر محل سکونت حاشیه نشینا ن دو دسته هستند 1- حاشیه نشینا ن بومی2- غیر بومی داخلی
الف) حاشیه نشینی بومی :
این نوع حاشیه نشینی شامل آن گروهی است که غیر مهاجرندیا به عبارتی مدت خيلي زیاد ی از مهاجرت آنها گذشته است و به نوعی جزء ساکنان منطقه محسوب می شوند
ب) حاشیه نشینی غیر بومی داخلی:
 این نوع شامل آن گروهی است که از شهرهای کوچکتر یا روستاها به این مناطق مهاجرت می کنند و این دسته از مهاجران بیشتر خاستگاه جغرافیایی مشترکی دارند . در بسیاری از موارد نسلهای دوم و سوم این گروه جذب فرهنگ شهری شده واز زندگی حاشیه ای فاصله می گیرند .
انواع حاشیه نشینی
1.حاشیه نشینی درون شهری
این نوع حاشیه که معمولا در بخش های قدیمی تر شهر دیده می شوند، به مناطق مسکونی گفته می شود که وضعیت نا به سامانی دارد یا به عبارتی دیگر آن قسمت از شهر است که در گذشته وضعیت مطلوب و سامان یافته ای داشته ولی به تدریج شرایط آن نامناسب شده و ساکنان آن به نقاط بهتر و جدیدتری از شهر رفته و در آنجا سکنی گزیده اند.  حاشیه های غیر رسمی یا غیر قانونی   سکونتگاه های یادشده در واقع به منطقه ای مسکونی که بدون مطالعه قانونی برای دریافت زمین و یا اجاره از سوی مقامات مربوطه برای ساختن خانه توسعه یافته است، گفته می شودو در تمای کشور های دنیا میتوان چنین مناطقی را دید
 
2. برون شهری
سکونتگاه های خود رو می باشد که بدون هویت قانونی در اطراف شهر به طور نامنظم و قارچ گونه  پراکنده شده اند.بیشتر مناطق حاشیه نشین برون شهری در تهران در جنوب و جنوب غرب تهران قابل مشاهده است
3.حاشیه گزین
افراد ثروتمند و متمکن برای دوری از هیاهو شهرها و ترافیک و دغدغه های که در شهر ها دارند اغلب مکان های آرام و دنج را برای استراحت خود انتخاب میکنند اگر در تهران این مورد را برسی کنیم لواسانان – دیزین –کلاردشت-کردان از این جمله میباشد
از نمونه شهرک‌های فقیر حاشیه‌نشینان در شهرهای ایران می‌توان به این شهرک‌ها اشاره کرد:
تهران: شهرک‌های متعدّد در منطقه ۱۶ شهر تهران
استان تهران: مناطق حاشیه‌ای در پاکدشت، قیام‌دشت، احمدآباد، حسن‌آباد، خلیج، بادامک و رامینک.
کرج: زورآباد (اسلام‌آباد).
تبریز: آخماقیه، حافظ، خلیل‌آباد، داداش‌آباد، سیلاب، طالقانی، عباسی، کشتارگاه، لاله، مارالان، منبع و یوسف‌آباد[۱]
مشهد: خواجه ربیع.
اردبیل: ابراهیم‌آباد.
سنندج: عباس‌آباد، کانی‌کوزله، حاجی‌آباد و زورآباد.[۱]
همدان: خضر، طالقانی، کشتارگاه، حصار، شاه‌پسند، سنگ سفید، نایب احمد، مجیدیه، دیزج.[۲]
زاهدان: شیرآباد، باباییان، قریب‌آباد، پشت کارخانه نمک و کریم‌آباد.
 
حاشیه‌نشینی و مهاجرت
آغاز شهر گرايي به شيوه نوين در ايران را بايد از سنوات اخير (چيزي در حدود 1300 هـ .ش) به حساب آورد اين روند تا سال 1357 را مي توان به دو دوره تقسيم كرد. دوره اول از سال 1300 شروع و به اجراي قانون اصلاحات ارضي در سال 1340 ختم مي شود در اين دوره نرخ رشد ساليانه شهرنشيني در ايران متوسط 65/2 درصد بوده است. در دوره دوم شهرنشيني كه از سال 1340 تا سال 1375 را در بر مي گيرد نرخ رشد ساليانه به طور متوسط 42/4 درصد بوده است. (هاشم بيگي، 1371: 96)
حركت به سوي جامعه شهري و توسعه شهرنشيني دو مسئله را همراه داشته است اول ايجاد شهرهاي جديد دوم گسترش سريع برخي از آنها (رئيس دانا، 1380: 13-11)
در چند دهه اخير شهرهاي كشورهاي در حال توسعه در معرض گسترش مهاجرت هاي روستايي به شهر بوده اند كه تحت تاثير گزار از اقتصاد كشاورزي به اقتصادي شهري و كاهش امكان اشتغال در نقاط روستايي با هدف دستيابي به فرصت هاي مطلوب تر اقتصادي، اجتماعي بوده است كه اغلب اين گونه افراد در بافت ها و سكونتگاههاي غير رسمي شهرها مستقر شده اند، زاغه نشيني، حاشيه نشيني، اسكان غير رسمي، اسكان خودرو، اسكان نابهنجار و يا هر عنوان ديگر كه براي اين پديده گذاشته شود به هر صورت نوعي الگوي سكونت براي گروهايي از جامعه فقير و فرو دست شهرنشين است (ماهنامه شوراها. 4، 1388:9)
در اين ميان همانگونه كه تحقيقات جمعيت شناسي و جامعه شناسي موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران نيز نشان مي دهد به لحاظ جغرافيايي بيشترين سهم جمعيت اسكان غيررسمي در تهران و ديگر كلانشهرها ايران اسكان يافته اند كه عمدتاً از جمعيت مهاجر تشكيل شده اند (سيف الديني، 1378:
حاشیه‌نشینی پیامد مهاجرت از شهرهای کوچک و روستاها به شهرهای بزرگ است، اما سوال اصلی این است که چه عواملی باعث مهاجرت می‌شود. اسدالله نقدی، جامعه‌شناس در مقاله‌ای با عنوان «مهاجرت و حاشیه‌نشینی در ایران» این عوامل را بررسی کرده است.
حاشیه‌نشینان معمولاً به گروه‌هایی گفته می‌شود که چه از لحاظ فرهنگی و چه از لحاظ اقتصادی نمی‌توانند در نظام زندگی شهری ادغام شوند و بنابراین در عین اینکه درون نظام زندگی شهری هستند از لحاظ هویتی و مکانی در بیرون آن زندگی می‌کنند.
نقدی می‌نویسد در فاصله سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ در ایران چهار میلیون و ۲۷۴ هزار و ۲۰۰ نفر جابه‌جا شده‌اند و تنها در فاصله سال‌های ۵۵ تا ۸۵ یعنی در دوره‌ای سی‌ساله شش میلیون و ۶۵۷ هزار و ۱۶۹ نفر از روستا به شهر مهاجرت کرده‌اند. به گفته وی در این دوره‌ها همواره یک‌سوم رشد جمعیت شهری ناشی از مهاجرت از روستا‌ها به شهر بوده است. او می‌افزاید تحقیقات مختلف نشان می‌دهد اکثر حاشیه‌نشینان شهری منشایی روستایی دارند. بنابراین می‌توانیم بگوییم میان مهاجرت از روستا به شهر و رشد حاشیه‌نشینی نسبتی مستقیم برقرار است.
به طورکلی در مورد ریشه‌ها و انگیزه‌های مهاجرت می‌توان به دو دسته عوامل اقتصادی و فرهنگی ـ هویتی اشاره کرد. نابرابری اقتصادی میان روستا و شهرهای بزرگ خیل مهاجران جویای کار و زندگی اقتصادی بهتر را روانه شهرها می‌کند، اما همچنان که نقدی در تحقیق خود اشاره می‌کند بسیاری از مهاجران هنگامی که به حاشیه‌نشین شهری بدل می‌شوند وضع اقتصادی بهتری پیدا نمی‌کنند حتی اذعان می‌کنند که وضع‌شان بدتر هم شده است. با این همه ماندن در شهر را ترجیح می‌دهند.
غلبه فرهنگ شهری و جذابیت آن مهم‌ترین عاملی است که حاشیه‌نشینان را از بازگشت به محل قبلی زندگی‌شان بازمی‌دارد. زندگی در شهر با این که برای آنها نه وضع اقتصادی بهتری به همراه می‌آورد و نه منزلتی اجتماعی، خود به خود پدیده‌ای جذاب است. در این میان باید توجه داشت این وضع معیشتی بد و نامطمئن می‌تواند حاشیه‌نشینان و به خصوص حاشیه‌نشینان جوان را به شغل‌های کاذب یا غیرقانونی مثل قاچاق سوق دهد.
هویت و زندگی جزیره‌ای: ‌اشاره به یک نمونه
تحقیق مردم‌شناختی فکوهی و پارسا‌پژوه به ما امکان می‌دهد فراتر از بحث‌های کلی درباره عوامل حاشیه‌نشینی این پدیده را از درون بررسی کنیم. این دو مردم‌شناس در تحقیق خود «محله آلونک‌نشین علی‌آباد مهران» واقع در منطقه چهار شهرداری را بررسی کرده‌اند.
نگاهی به ترکیب قومی ساکنان این محله جالب است. ساکنان محله سه منشاء قومی دارند: آذری‌ها که عمدتاً از روستاهای اطراف قزوین، زنجان، تبریز و پارس‌آباد به این محله مهاجرت کرده‌اند. لرها که به علی‌آبادی‌ها مشهور هستند و از روستا‌های اطراف خرم‌آباد و ملایر به این محله آمده‌اند. لرها ـ به همراه آذری‌ها ـ قدیمی‌ترین گروه این منطقه هستند و نام محله، علی‌آباد، نام روستای سابق آنهاست. گروه سوم که در اقلیت هستند از روستاهای اطراف شهرهای خراسان شمالی کوچ کرده‌اند و بالاخره تعداد کمی کرد‌های اطراف کرمانشاه نیز در این محله سکونت دارند.
این گروه‌های قومی اغلب روابطی بسته و درون‌گروهی دارند و ارتباط‌‌شان با گر
[تصویر:  paygah-1.gif]
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نظام مشارکت مردم در مناطق حاشیه نشین MEARAJ 0 2,099 11-19-2013، 07:35 AM
آخرین ارسال: MEARAJ

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما: وبسایت مددکاران اجتماعی ایرانیان در مورخ ۹۲/۱/۱، به منظور ایجاد مرکزی برای دسترسی و هم افزایی فعالیت های علمی و پژوهشی در حوزه های مختلف مددکاری اجتماعی با اهداف ذیل آغاز به کار نموده است: ۱- ایجاد بانک اطلاعات جامع و روزآمد مقالات، با دسترسی آسان، رویه یکسان و رفع محدودیت های شکلی، زمانی و سازمانی موجود ۲- معرفی متخصصین، پژوهشگران و اساتید در حوزه های تخصصی مددکاری اجتماعی جهت تقویت حقوق معنوی ۳- فراهم نمودن بستری برای جریان سازی و مدیریت محتوای مددکاری اجتماعی جهت جلوگیری از تضییع منابع مادی و معنوی جامعه مددکاران اجتماعی ایران، در روندهای تکراری و کلیشه ای کنونی ۴- ایجاد زمینه مساعد برای بومی سازی مددکاری اجتماعی در کشور ۵- گسترش پایگاه های مجازی در حوزه مددکاری اجتماعی ایران