سومین کتاب پایگاه
دانلود کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسی کنيد ، چرا نام نويسی ؟

استفاده از فايل های پيوست به صورت نامحدود
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات بانک اطلاعات
دسترسی به بخش های ويژه مخصوص کاربران سايت
شرکت در نظرسنجی مقالات برتر بانک اطلاعات

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جامعـه آنومیـک و بحـران هویت جوانـان
#1
 جامعـه آنومیـک و بحـران هویت جوانـان [تصویر:  9256.jpg] [تصویر:  ShowGallery.jpg]چکیده: خلاصه سخنرانی آقای دکتر پیران. این سخنرانی مبتنی بر یافته های پژوهشی که بر روی 210 نوجوان و جوان انجام گرفته، تنظیم شده است. مفاهیم“جامعه آنومیک” و“هویت” هر دو مفهوم از مفاهیم مناقشه برانگیز علوم اجتماعی به خصوص روان شناسی است. در ابتدا لازم است خلاصه ای از سیر تاریخی این دو مفهوم بیان گردد. آنومی چیست؟ آنومیا در یونان باستان به معنای فاقد قانون ( ناعادلانه)، بی اخلاقی( غیرقابل ارزشیابی با اخلاق) به کار برده شده است. در تعابیر مختلفی که از این مفهوم شده نوعی اغتشاش و بی نظمی است که بالاخره نمی توان پی برد که بار مثبت دارد یا بار منفی. زیرا گرچه در بیشتر متون منفی به کار می رود ولی جاهایی نشان دهنده یک جریان ساخت شکنانه است، مثل اینکه یک سنتی را می شکند، یک بندی را پاره می کند و یا قیدی را آزاد می کند که نهایتا برداشتی مثبت است.


متن مقاله:رد پای آنومی را در متون ایرانی نیز می توانیم به خوبی پیداکنیم، خصوصا در عرفان. در قرن شانزدهم و هفدهم در یونان و روم به معنی بی اعتناییبه قانون ازلی و بی توجهی به قانون الهی تعبیر شده است. ژان ماری گویو از آن بهمعنای مثبت استفاده می‌کند و معتقد است از یک نظر یک “ضداجتماعی”، به آینده ایده آلتوجه دارد. ولی دورکهایم جامعه شناس فرانسوی در نقد نظریه ژان گویو به آن معنایمنفی می دهد. در دو کتاب او تقسیم کار در جامعه (1893) و سپس کتاب خودکشی (1897) ردپای این واژه را می بینیم، که در برگیرنده حالت یا صفتی است که در آن مجموعه ای ازقواعد حاکم بر کارکردهای اجتماعی مفقود شده است. به نظر دورکهایم علت اصلی وقوعحالت آنومیک، سرعت شتابان صنعتی شدن است. منافع متضاد طبقات و گروه های اجتماعی،زمانی برای رسیدن به تعادل ندارد و هیچ کس جای خودش نیست. دروکهایم اشاره می کند کهشهری شدن باعث می شود نیازهای کارکردن افزایش پیدا کند، ولی شرایط تشفی این نیازهاوجود ندارد. او در مورد ازدیاد خودکشی در چنین حالتی می گوید، آنومی حالت و وضعیتیاز محیط اجتماعی است که بر اساس کارکرد این محیط اجتماعی نرخ خودکشی افزایش پیدا میکند. این اوضاع و شرایط گویای بهم ریختن قواعد تنظیم کننده جامعه است. این مفاهیماشاره دارد به این که جامعه دارای قواعد تنظیم کننده است، بعد از طی یک به تعادل می رسد و تعادل را باز تولید می کند. وی از دو نوع آنومی اقتصادی و آنومیخانواده سخن می گوید. وی می گوید آنومی اقتصادی حاکی از فروپاشی چارچوب ارزشهایپذیرفته شده ای است که چشم داشت ها را به ثبات می گرایاند. یعنی جامعه قواعدی داردکه چشم داشت های آدمی را تنظیم می کند. وی در مورد آنومی اقتصادی می گوید: شرایطیاست که آرزوهای بی پایان به هر قیمت تجویز می گردد و برای آنها هیچ توجیه عقلانیارزشی یا دلایلی مبتنی بر توانمندی نمی توان ارائه کرد. شرایطی که در نبود قاعدهخود قاعده مند شده است و آدمیان قربانیان شرایطی هستند که در تب و تاب به کف آوردنآروزهای بی پایان در رنج جانکاه و دائمی به سر می برند. اما آنومی خانواده، مربوطاست به روابط زناشویی و خانوادگی. زن و شوهر و خانواده در چارچوب تعریف شده قرارنمی گیرند و احساسات کنترل ناشده، رها می گردند. چون این چارچوب دیگر پاسخ احساساتو عواطف تشدید شده و آرزوهای گسترش یافته را نمی دهد. لذا باید پاره شود. بشکند وفرو بریزد. دورکهایم می گوید طلاق علت قدرتمند این نوع آنومی است.مرتن جامعه شناس دیگر آنومی را ناشی ازفروپاشی ساختار فرهنگی می داند و معتقد است زمانی این نوع آنومی رخ می دهد که تمایزمادی بین ارزشها و اهداف فرهنگی به وجود بیاید. وی از چهار شیوة انطباق با شرایطآنومیک صحبت می کند.1. شیوه همسازی و همرنگی: که ایرانی ها دراین زمینه خیلی قوی هستند، زیرا چاره ای نداشته اند. در یونان قدیم وقتی که طراحیشهری می شود، نشست گاههایی را برای شهروندان تعبیه می نمایند تا شهروندان در اینمکان ها بتوانند با یکدیگر تبادل فکر کنند. ولی در ایران چنین مفهومی بنام شهرسازییا طراحی شهری وجود ندارد. در متن های قدیمی ایران به کلمه شهرساز بر نمی خوریم ولیمعمار داریم، که امروز نیز شهرسازی ما زیر سیطره معماران است. در همسازی و همرنگیهم هدف های فرهنگی وجود دارد و هم وسایل نمادی شده.2. شیوه دیگر انطباق، نوآوری است که اینروزها نوآوری در بزهکاری رایج شده است.مثلا می گوید هدف فرهنگی وجود دارد، ولینمی خواهد از وسایل نهادینه شده برای کسب آن استفاده نماید و از روش ها و راه هایخلاف برای طی مدارج استفاده می نماید.3. شیوه دیگر انطباق، مقررات گرایی است: قائل بودن به یک اصالت شکلی، مانند بروکرات هایی که فقط به تبصره و قانون فکر میکنند و نمی گذارند کار پیش برود.4. شیوه دیگر انطباق، انقلابی گری وشورشگری است. در اینجا می تواند هم هدف های مثبت هم منفی وجود داشته باشند.و دراینجا او می خواهد یک سری وسایل نمادی شده جدید و یا یک سری وسایل نمادی شده موجودرا تعریف کند. بنابراین یک سری را منفی نقد می کند و یک سری را تأیید و خلق مینماید.مطالعه کجروی و جرم و تبهکاری: کم کم آنومیبه معنای یک ویژگی شخصیتی به کار می رود و جنبه سایکولوژیک پیدا می کند که با مفهوماز خود بیگانگی یکسان می شود و بعد مقیاس سنجش از خود بیگانگی رایج می شود و ازاینجا به بعد مفهوم آنومی بین جامعه شناس و روان شناس در نوسان است.دکتر پیران در ادامه بحث تعریفی از هویتارائه می نماید:هویت: از کلمه Idendity لاتین سرچشمه گرفتهکه به معنای همانی و تداوم است. به عبارتی پایداری و تداوم در حین دگرگونی و وحدتدر عین کثرت است. هم به وضعیت و شرایط و هم ایستار و برداشت و هم باور ارتباطدارد.اما هویت در عرصه جدید در غرب با مفهومفردگرایی رابطه دارد. آدم هایی که دچار سرگشتگی شده اند و به ذره تبدیل شده اند. جامعه ای که آدم ها را به اتم تبدیل کرده، این سئوال مطرح است که واقعا هر کسیکیست؟ در تحلیل هویت دوجریان به چشم می خورد. یکی نظریه سایکودینامیک(پویاییروانی)ودیگری تحلیل جامعه شناختی.بحث پویایی روانی، بر پایه نظرات فرویدقرار دارد که، بعد نظریه همسان سازی است که کودک خود را با اشیاء خارجی یا باوالدین و یا شخصی خارجی همسان می کند، “همانندسازی” می کند.به نظر او سوپر ایگو ( Super Ego)، والدینهستند که در همانندسازی کودک ظاهر می شوند و از آن طریق او یک هویت برای خود تعیینمی کند و دائما این هویت را تقویت می کند و تغییر می دهد. بالاخره در یک دوره ای کمکم شکلی برای این هویت پیدا می کند. در نظریه سایکودینامیک، ساخت روانی دارای هستهمرکزی است که با هویت پایدار یا متداوم است، اگرچه حاکی تناقض بوده ولی مشخص میشود. یعنی یک چارچوب تعریف شده که در آن این نوسانات می تواند اتفاقبیافتد.لیختن اشتاین از ظرفیت “ همان ” ماندن درغوغای تغییر مداوم یاد می کند اما تحول در این دیدگاه با نظریه اریکسون آغاز میشود. او هویت را فرایندی می داند که در درون فرد و در درون فرهنگ اجتماع ( محله) ساخته می شود. پدیده ای که هویت را به وجود می آورد از دو پدیده فرد و فرهنگ سرچشمهمی گیرد. اریکسون اولین کسی است که در خلال جنگ جهانی دوم بحران هویت را مطرح میکند و می گوید بیمارانی هستند که مفهوم همانی شخصی و تداوم فرهنگی را از دست دادهاند. او در تقسیم بندی خود می گوید جوانی به عنوان بحرانی فراگیر است که در واقعامکان اغتشاش در هویت شخصیتی در دوره نوجوانی به صورت بالقوه وجود دارد که نهایتااز طریق ایمان به یک ایدئولوژی اجتماعی تبدیل می شود. و در اینجاست که بحران قابلحل می شود. او معتقد است هر جامعه دارای نیاز روان شناختی برای نظامی از ایده هاستکه برداشتی از جهان را قابل قبول می کند. این برداشت، مبنای ساختن ارزشهایی می شودکه جوان با رجوع به آن ارزشها، بحران جوانی را طی می کند و به یک شخصیت و هویتپایدار تا آخر عمر می رسد. در این رابطه بحران شخصی و نقطه ی تاریخی شدیدا به هممرتبط هستند. هویت یابی فرایند نامگذاری و جایگاه یابی خودمان در مقوله هایی است کهدر اجتماع بنا شده است. زبان در این فرایند نقش کلیدی دارد. هر دو سنتسایکوداینامیک و جامعه شناختی به مبنای وصل دنیای درونی و بیرونی است. عده ایمعتقدند که دنیای مدرن، حس هویت را زایل کرده و شرایط آنومیک را پدید آورده است. داستان کوتاه قرن بیستم، گویای این هیچ انگاری و این هم زیستی آنومی و هویت است. درتمامی این داستان صحبت از فروپاشی نفس است و بعد همزمان تقاضا برای هویت است یعنیبرگردیم و هویت خود را کشف کنیم و چیستی خود را تعریف کنیم. دو نوع نگاه به اینفورپاشی وجود دارد. یکی خوش بینانه می گوید، که دنیای جدید دارای فردیت و انتخاب ازمیان هویت های متکثر است. لذا انتخاب آنها بسیار گسترده شده و انواع هویت ها را نمیتوانند انتخاب کنند و در مقابل نگاه بدبینانه می گوید، فرهنگ توده وار بیگانگی راهمه گیر می کند، لذا در دنیای همه بیگانه و دنیای آنومیک، دنیای بی هویت به وجود میآورد. در اینجا باید به مسئله جوان هم نگاهی بکنیم در چهل سال گذشته بالاترین میزانجوان را در حوزه عمومی شاهد هستیم، وقتی جوان را در بحث عمومی نگاه می کنیم، جوانتبدیل می شود به کار، ازدواج، اوقات فراغت و . . . .این برداشت از جوان نه با مذهب هماهنگ استنه با هیچ چارچوب عقلانی ( اینکه جوان را به عنوان کار یا یک شغل بپنداریم). ازنکته های مهم یافته های این تحقیق، بی هویتی و انکارگرایی این جواناناست.وقتی یک فضایی فراهم می شود(مانند مسابقاتفوتبال) یکبار سیاسی و یا جنبش اجتماعی پیدا می کند. یعنی اگر تا به حال غیرعلنیبود، وقتی شرایط فراهم شد علنی می شود.این جوانان معتقدند که بدون استثنا پدران ومادران ما را کجرو تعریف می کنند. خطر دیگری که این جوانان را تهدید می کند مسئلهسکس است و مصرف گرایی آن و زیاده خواهی و بیخودی مصرف کردن است. نکته دیگری که درخلال تحقیقاتم به آن برخورد کردم مصرفی شدن همه ارزشهاست. شبکه ای شکل گرفته کهالگوی مصرف گرایی سکس است. که به خاطر محدودیت های اعمال شده به یک نوع مصرف گراییو یافتن جنبه های اقتصادی تبدیل شده است و سن این افراد بین 14 تا 18 سال است. یکقواعد رفتاری و الگو جدید برای این کار تعریف شده است. واژه سازی شده و زبان بخصوصیبوجود آمده است. در بین این جوانان چند خرده فرهنگ شکل گرفته است. کارکرد خردهفرهنگ، ارائه راه حل به درگیری ها و تضاد درونی است. جوانان دچار چند چهره گی شدهاند. در هر موقعیتی دقیقا خود را با شرایط تطبیق می دهند. دیالوگ بین معلمان اینشاگردان، رکیک، توهین آمیز و تحقیر آمیز است. فکر می کنم این دوران سخت ترین دورانبرای معلمان است، چون مشارکت نیست و الگو در آموزش و پرورش الگوی آمرانهاست.در بحث هویت مفاهیم و ارزشها فرو پاشیدهاست. مفاهیم جدیدی تعریف و موضوعات جدیدی مطرح شده اند. این جوانان تضادهای درونیخودشان را از حالت رسمی، از خانواده خارج کرده اند و در بیرون آن را تعریف می کنند. خطر این کار این است که آنها را در معرض انحراف، اعتیاد، الکلیسم، ایدز و . . . قرار می دهد. در اینجا نقش خیانتی که رسانه ملی می کند فراموش شدنی و بخشیدنی نیست. مثلا سریال خشایار که همه جوان ها هم خوششان آمده و استقبال کرده اند، نگاه کنید یکشخصیت دروغ گو یا به عبارتی خالی بند محبوب ترین آدم سریال است. خالی بندی، گوشایستادن، فضولی کردن، لات بازی درآوردن و تمام ارزشهای منفی را قبحش را ریختن کاریاست که در این سریال آموخته می شود. خنگ ترین و هالوترین شخصیت داستان اتفاقادانشجوست. این یعنی چه؟ خرده فرهنگ جوان ها الگوهای ضدفرهنگی و ضدارزشی را جذب میکند و ارزشهای تبلیغ شده و تأکید شده رسمی را پس می زند و انکار می کند. این خردهفرهنگ باز هم از یک طریقی راههایی برای حالت بینابینی که نمی توانیم تصمیم بگیریم،به وجود می آورد و مهم ترین مسأله راهی برای ارائه خود، این جوانان به شدت نیازمنداین هستند که خودشان را به نحوی نشان دهند، فریاد می زنند که من هستم، من جوانهستم. من باید یک جوان پرانرژی و شورشی باشم، من باید خلاف کنم، باید گناه کنم. تظاهرات این تلاش برای ارائه خود به شکل هایی جلوه می کند. مهم ترین این تظاهر جنبهمالی پیدا می کند. کفش چند صد هزار تومانی، موبایلی که آهنگ چنان بزند. کامپیوترچنان، CD فلان و . . . درجه بندی می شود. هرچه وضع مالی پایین می آید تظاهرات ارائهخود جنبه های رادیکال تری پیدا می‌کند و فردی می شود. مثلا در میهمانی من این کاررا بکنم تا همه ببینند که من خیلی مهم هستم.آقای دکتر پیران در انتها پیشنهاد کردند کهبیایید یک جنبشی راه بیاندازیم مثل جنبش حفظ هویت محله، مثل جنبش زنان، یک جنبشیبرای نجات جوانان، ایشان گفتند من ضمن اینکه خوش بین هستم، بدبین عمل گرا هستم. فکرمی‌کنم این لایه را کنار بزنیم اینها توانمند هستند، بسیار بسیار باهوش هستند. واقعا اگر یک بسیج اجتماعی بشود این پوسته باز می شود، که می تواند یک نیرویی برایدگرگونی آینده ایران باشد. من معتقدم دگرگونی آینده ایران دارد اتفاق می افتد. توسط همین‌ها که ما فکر می کنیم کجرو هستند.این حالت موقتی است و اگر ادامه پیدا کندیک بحران اجتماعی فراگیر اتفاق خواهد افتاد که قابل جمع کردن نیست. چند نکته درمورد این جوانان قابل ذکر است. اینها بدون استثنا “ تیک” دارند، اضطراب و هیجاندارند. تنش دارند بین فردیت نوجوان و جوان. تنش ناشی از باخودبیگانگی دارند، تنشدارند بین آزادی مطلق و توانایی کامل و یک هنجارهای فوق محدود کننده، تنش دارند ازترس مرگ و خطر کردن دائمی در عرصه خیابان، تنش دارند به چشم داشت های یک نسل بزرگتر و تمایلات جوانی و هیچ توجیهی برای چشم داشت های جامعه و نسل بزرگ تر ندارند.
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  هویت اجتماعی و پیشگیری از انحرافات اجتماعی MEARAJ 0 1,375 11-21-2013، 11:42 PM
آخرین ارسال: MEARAJ

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما: وبسایت مددکاران اجتماعی ایرانیان در مورخ ۹۲/۱/۱، به منظور ایجاد مرکزی برای دسترسی و هم افزایی فعالیت های علمی و پژوهشی در حوزه های مختلف مددکاری اجتماعی با اهداف ذیل آغاز به کار نموده است: ۱- ایجاد بانک اطلاعات جامع و روزآمد مقالات، با دسترسی آسان، رویه یکسان و رفع محدودیت های شکلی، زمانی و سازمانی موجود ۲- معرفی متخصصین، پژوهشگران و اساتید در حوزه های تخصصی مددکاری اجتماعی جهت تقویت حقوق معنوی ۳- فراهم نمودن بستری برای جریان سازی و مدیریت محتوای مددکاری اجتماعی جهت جلوگیری از تضییع منابع مادی و معنوی جامعه مددکاران اجتماعی ایران، در روندهای تکراری و کلیشه ای کنونی ۴- ایجاد زمینه مساعد برای بومی سازی مددکاری اجتماعی در کشور ۵- گسترش پایگاه های مجازی در حوزه مددکاری اجتماعی ایران