چهارمین کتاب پایگاه
دانلود کنید

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسی کنيد ، چرا نام نويسی ؟

استفاده از فايل های پيوست به صورت نامحدود
بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات بانک اطلاعات
دسترسی به بخش های ويژه مخصوص کاربران سايت
شرکت در نظرسنجی مقالات برتر بانک اطلاعات

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زنان‏ قربانیان آسیب‏ های جامعه‏ اند
#1
شرح گزارش

آنچه پیش رو دارید،گزارشی است از مهم‏ترین آسیب‏های اجتماعی‏ مرتبط با زنان یعنی فحشا و فرار که کارشناسان سازمان بهزیستی کشور به‏ بررسی آن می‏پردازند.

در این گزارش،وضعیت فحشا و سپس فرار دختران به عنوان بستری که‏ می‏تواند زمینه‏ ساز فحشا باشد بررسی خواهد شد و سپس اقدامات سازمان‏ بهزیستی و مشکلات و تنگناهای این سازمان در حل مشکلات اجتماعی‏ زنان مورد توجه قرار می‏گیرد. معرفی دو مرکز اورژانس اجتماعی یا"123"و صدای مشاور یا"148"از مهم‏ترین اقدامات بهزیستی در مواجهه با آسیب‏های اجتماعی است که در این گزارش معرفی خواهد شد.همچنین‏ بررسی اجمالی وضعیت زنان سرپرست خانوار که به دلیل نبود برابری‏ جنسیتی در عرصه اشتغال و اجتماع آن‏ها را در معرض آسیب قرار می‏دهد از بخش‏های دیگر گزارش است.در پایان نظر کارشناسی دو تن از صاحبنظران مسائل اجتماعی و حقوقی دکتر ناهید مطیع و اشرف‏ گرامی‏زادگان در مورد محورهای گزارش طرح و بیان می‏شود:


بلوار کشاورز،صبح یک روز بهاری

نگاهش به اطراف می‏چرخد، زیر تیغ آفتاب،چشمان سبز رنگش برق‏ می‏زند،همین‏طور پارچه زربافت روسری قرمز رنگش،کمی نگران به نظر می‏رسد؛می‏پرسم:"خانم ببخشید،ساعت دارید؟"انگار که رشته افکارش‏ پاره ‏شده،به خود می‏آید و تند و تیز به طرفم برمی‏گردد.تازه می‏فهمم پشت‏ لنز چشمان و آرایش غلیظ صورتش،دخترکی است که به سختی 17 سال از عمرش سپری شده،که با صدای کودکانه می‏گوید:"ده و ربع‏"،چند قدمی‏ فاصله می‏گیرم در حالی که هنوز به چشمانش خیره مانده ‏ام.او دیگر مرا نمی‏ بیند،بی ‏اعتنا به خودروی سفید رنگی که برایش چراغ می‏زند،روی‏ می‏گرداند و لبخند به لب و خرامان به آن سو می‏رود،جوانکی پشت فرمان منتظر اوست.با عشوه ‏ای کودکانه سوار می‏شود و صدای چرخش لاستیک‏ها روی آسفالت با موزیک تند داخل ماشین در گوش عابران‏ می‏پیچد،آن‏ها دور می‏شوند...

***
خیابان کریم خان زند عصر یک روز بهاری...

پیاده که می‏شود با یک دست عینک آفتابی و با دست دیگر حریر روی سرش را مرتب می‏کند، موهای شرابی رنگش زیر تیغ آفتاب برق می‏زند. دکمه‏ های مانتو را می ‏بندد و آرام در طول خیابان‏ حرکت می‏کند. موتور سواری به او نزدیک‏ می‏شود و چیزی می‏گوید،جواب نمی‏دهد.دو جوان با خودروی شیکی از کنارش می‏گذرند، راننده نیش ترمزی می‏زند و بعد بوق و چراغ... اما او به حرکتش ادامه می‏دهد؛دنبالش می‏روم، طوری راه می‏رود که توجه عابران را به خود فرا می‏خواند،موتور سوار برمی‏گردد،با نوک کفش‏ ضربه ‏ای به...او می‏زند،هتاکی می‏کند،مثل ماده‏ گرگی به سمت موتور سوار حمله می‏برد و با کیف دستی به صورت مرد میانسال می‏کوبد؛ مردم می‏رسند،دور آن‏ها را می‏ گیرند و هر کس‏ چیزی می‏گوید:"بابا من اینو می‏شناسم‏"،"این‏ حالش خوب نیست‏"،"آخه زن مجبوری این قدر آرایش کنی‏"،"لابد خودش کاری کرده‏"و...

صدای زنانه‏ ای می‏گوید:"این جور زنا رو باید گذاشت سینه دیوار."و من دور از آن جمع‏ می‏پرسم:"آیا مرد موتوری را کسی مجازات‏ می‏کند؟"هیچ‏کس صدای مرا نمی‏شنود.

***
پارک لاله،غروب یک روز بهاری...

گرگ و میش هواست،روی نیمکت رنگ و رو رفته‏ ای نشسته، سال‏هاست که به همۀ نیمکت‏های رنگ و رو رفته بوستان‏های شهر سر می‏زند؛ناخن‏های بلند و قرمز رنگ و سیگاری که لابه‏ لای انگشتانش به انتها رسیده‏ و او آخرین پک را به او می‏زند.دود سیگار پهنای صورتش را می‏پوشاند.دخترک‏ نوجوانی به او نزدیک می‏شود،چیزی در گوشش می‏گوید و او با انگشت طرفی را نشان می‏دهد.دخترک لباسش را به هم‏ می‏مالد و روسری‏ اش را عقب می‏کشد و راه می‏افتد.زن همان‏جا نشسته‏ چروک زیر چشمانش حتا با رنگ‏ طلایی موهایش پنهان نمانده؛می‏ترسم‏ نزدیک شوم و چیزی بپرسم،فقط نگاهش می‏کنم،او به دور شدن طعمه ‏اش که‏ برای مرد میانسال آن خیابان فراهم کرده،نگاه‏ می‏کند و در حالی که دندان‏های زرد رنگش، چشمان بی‏حالت و خون گرفته‏ اش پشت رنگ‏ و روغن غلیظی پیداست،سیگار دیگری بر لب‏ می‏گذارد و کبریت می‏کشد...


***
"فحشا" از آن جرایم زنانه ‏ای ایست که کم‏تر کسی حاضر است از تابلوی آن بگذرد و آن را به‏ عنوان آسیب اجتماعی مورد بررسی قرار دهد. بحث از فحشا و پدیده روسپی‏گری،بیش از آن‏ که عمل خلاف عفت عمومی یا براساس‏ قوانین مدنی و مجازات اسلام جرم باشد،یک‏ پدیده اجتماعی است که بیمارگونه،سفرۀ خود را در تمام جوامع پهن می‏کند،اما کمیت‏ و کیفیت آن به شرایط اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و سیاسی وابسته است.شاید پس از پیروزی انقلاب اسلامی و خراب کردن خانه ها و شهرک‏های فساد به نظر می‏رسید که نطفۀ فحشا در درون خفه شده و مجازات سنگین‏ زنان و مردان مسئول آن شهرها منجر به‏ ریشه‏ کنی فحشا در ایران شده است.حال آن که‏ گذشت 26 سال،زمینه و بستری شد تا این‏ آسیب اجتماعی بار دیگر حرکت خزنده‏ وار خود را در میان زنان و مردان ادامه دهد.

اما طرح و بیان این بیماری اجتماعی در فرهنگ‏ ملی ایران،خط قرمزی است که سیاست‏ها و برنامه ‏های کلان کشور به خاطر حفظ شأن و قداست سیاست گذاران خود،از چاره ‏جویی آن‏ طفره می‏روند تا آن‏جا که منابع غیر رسمی- که غالبا از میان پژوهشگران و آسیب‏ شناسان اجتماعی هستند-گهگاه خبر می‏دهند که‏"در سال 1379،روسپی‏گری 600 درصد رشد داشته است‏"یا"بیش از 84 هزار روسپی و 250 خانه فساد در تهران فعالند"یا هشدار می‏دهند که‏"برخوردهای قهری یا روسپیان و نگهداری آنان در سلول‏های مشترک با سایر زندانیان نه تنها راه مهار فحشا نیست که منجر به‏ اشاعه بیش‏تر این بیماری خواهد شد."

کارشناسان مسائل اجتماعی در بیان علل و زمینه‏ های گسترش پدیده فحشا در جامعه، دیدگاه ‏های متفاوتی دارند.اما به طور عمده‏ می‏توان به تأثیرفقر، تربیت خانوادگی، بیکاری،نوسان شرایط اقتصادی،بی ‏سوادی و نبود آگاهی، اختلاف با همسر و فریب اعتماد بی‏ جا اشاره‏ کرد،که البته این عوامل در بروز سایر انواع بزه در میان اقشار مختلف جامعه مؤثر خواهد بود.

به نظر می‏رسد با تأسیس و راه ‏اندازی وزارت‏ رفاه و تأمین اجتماعی از سال گذشته،بستر مناسبی برای توجه به این گونه آسیب‏های‏ اجتماعی فراهم شود،هرچند در بیان و تشریح‏ مسئولیت‏های این وزارتخانه توجه اکید و مشخصی به آسیب‏های اجتماعی مانند فحشا و فرار دختران و زنان جوان دیده‏ نمی‏شود،اما رویکرد  ویژه ‏ای به ساماندهی پدیده بچه‏ های خیابانی و کار در شهرهای بزرگ،تأمین خدمات‏ حمایتی آحاد جامعه در قبال بروز یا تشدید معلولیت‏ها و آسیب‏های اجتماعی و تحت‏ پوشش قرار دادن آسیب‏ دیدگان در سه سطح‏ پیشگیری،درمان و توانبخشی همواره با اجرای‏ برنامه‏ های آموزشی برای پیشگیری از بروز آسیب‏های اجتماعی از جمله مهم‏ترین نکات‏ پیشنهادی سیاستگذاران در این وزارتخانه است.

این در حالی است که بسیاری از کشورهای‏ غیر مسلمان چون باتابو و خط قرمزی به نام‏ فحشا روبه‏رو نیستند،به همزیستی‏ مسالمت ‏آمیز با این پدیده تن داده‏اند و در کنار آگاه ‏سازی زنان از ریسک‏های موجود در روسپی‏گری،حمایت و تأمین اجتماعی‏ ویژه ‏ای برای آنان در نظر گرفته‏ اند. امروز اکثر روسپیان در کشور ما،زنان‏ بی ‏سرپرست یا بد سرپرست هستند که در بسیاری از موارد نبود آگاهی و اجبار خانواده‏ عاملی در ورود آن‏ها به این بازار بوده است‏ و چه بسیارند که در این بازار با انواع‏ بیماری‏های مقاربتی،ضرب و شتم از سوی‏ مشتریان مرد و خلف وعده در گرفتن‏ دستمزد روبه رو هستند ولی قبح عمل آنان‏ از سوی جامعه تا آن جاست که نه تنها هیچ‏ اتحادیه و سازمان غیر دولتی جرأت حمایت‏ از حقوق آن‏ها را ندارد و نه سیاست‏های‏ کلان جامعه،جایی را برای حمایت و احقاق حق این زنان باز می‏کند بنابراین با وجودی که همه می‏دانند واقعیتی به نام‏ فحشا در ایران حیات دارد ولی هیچ مرجعی‏ نمی‏تواند یا نمی‏خواهد فارغ از ارزش‏های‏ موجود( value free )و به عنوان یک آسیب‏ اجتماعی آن را بررسی کند.

فرار مقدمه فحشا

آخرین گزارش‏های‏"سازمان بین المللی‏ مهاجرت‏"نشان می‏دهد که خرید و فروش زنان‏ و دختران سالانه هشت میلیارد دلار برای‏ باندهای مافیایی درآمد دارد،به طوری که‏ قاچاق زنان پس از قاچاق اسلحه و مواد مخدر، سومین قاچاق پردرآمد دنیا محسوب می‏شود. کارشناسان دفتر آسیب‏دیدگان سازمان بهزیستی‏ چندی پیش ضمن تأیید این خبر از رشد سالانه‏ 15 درصد دختران فراری در ایران ابراز نگرانی‏ کرد.وی فرار کودکان 8 تا نوجوان 17 ساله را از فنون همه ‏گیر دانست و گفت:"در کشور ما نیز شیوع این پدیده در میان دختران شدت یافته، به طوری که سن فحشا را نیز به شدت کاهش‏ داده است،به همین خاطر میان فراریان،زنان‏ آسیب‏ دیده 15 ساله نیز دیده می‏شوند."

به گفته همین کارشناس،بیش‏ترین آمار دختران فراری به استان‏های کرمانشاه،لرستان، همدان،خراسان و استان‏های شمالی کشور اختصاص دارد که در این مناطق به دلیل وجود بافت فرهنگی،تحکم بیش از حد بر دختران، مشکلات خانوادگی،تحت تأثیر تجملات‏ زندگی شهری قرار گرفتن منجر به فرار دختران‏ بیش از پسران شده است.

نمایه گزارش:

می‏توانیم همه ما فحشا را به عنوان یک آسیب‏ اجتماعی ببینیم که قابل پیشگیری است.

فرار دختران از جمله پدیده ‏های اجتماعی است که‏ نه تنها خانواده که مدرسه و رسانه ‏های جمعی نیز در بروز آن مقصرند.

بسیاری از قوانین دست و پاگیر در جامعه مانع‏ فعالیت مؤثر سازمان‏های حمایت‏ کننده از زنان است.

تبلیغات گسترده ‏ای در مورد وجود مراکز حمایت‏ کننده از زنان و کودکان آسیب‏ دیده انجام نمی‏شود.

مسئولان و سیاستگذاران معمولا زمانی به سراغ‏ کارشناسان می‏روند که آسیب اجتماعی تبدیل به‏ بحران شده باشد.

با وجود تلاش سازمان بهزیستی در ارائه خدمات به‏ زنان سرپرست خانوار،این کمک‏ها کفاف زندگی آن‏ها را نمی‏دهد و آنان در معرض آسیب‏های اجتماعی قرار دارند.

شمارۀ 123 و 148 از سوی بهزیستی آماده ارائه‏ خدمات اورژانسی اجتماعی و مشاوره به افراد در معرض آسیب است.

والدین در هنگام فرار دخترانشان باید به نکات‏ مهمی توجه کنند.

کارشناسان بهزیستی به دلیل ضعف قوانین و اختیار تام پدر در ولایت فرزند قادر به انجام وظیفه نیستند.

چهار مرکز مداخله در بحران و در مرکز اسکان‏ موقت زنان پناه جو در تهران فعال است.


حسین اسدبیگی اواخر فصل بهار و فصل‏ تابستان را بیش‏ترین زمان فرار دختران دانست که‏ بیش از 80 درصد آن‏ها حتا در صورت اجبار خانواده به بازگشت،از این کار خودداری می‏کنند و حاضر نیستند به جمع خانواده برگردند.

آمار دختران فراری در سال چقدر است؟

-آماری از تعداد دختران فراری در ایران‏ نداریم و هرچه قدر که گفته می‏شود،براساس‏ فرض و تخمین است که معمولا سعی می‏شود آمارها کم‏تر از حد واقعی باشد.اما در ایالات‏ متحده امریکا آمارها شفاف‏تر است.در امریکا سالانه 450 هزار نوجوان از خانه فرار می‏کنند و 127 هزار نوجوان هم یا با اجبار یا توافق والدین‏ خانه را ترک می‏کنند،از این تعداد سه چهارم‏ دختر و یک چهارم پسر هستند.

در ایران هم دختران بیش‏تر از پسران فرار می‏کنند؟

-توسط نیروی انتظامی،شهرداری یا بهزیستی‏ از ترمینال‏ها و مراکز شهری جمع‏ آوری‏ می‏شوند،گزارش می‏دهند که 80 درصد پسر و تنها 20 درصد یا حتا کم‏تر دختر بوده ‏اند در صورتی که اگر تحقیق شود،احتمالا دختران‏ بیش‏تر از پسران هستند،به طوری که در ایران‏ روزی 60-50 دختر توسط نیروی انتظامی‏ دستگیر می‏شوند که علت دستگیری‏ها ولگردی در خیابان و فرار از خانه است.

پس مثل سایر امور آمارها در مورد آسیب‏های اجتماعی مرتبط با زنان‏ پنهان‏کاری می‏کنند؟

-آمارهای نیروی انتظامی این را نشان‏ می‏دهد که تعداد دختران فراری در سال‏ 1378 نسبت به سال 1365،20 برابر شده‏ است.در سال 1380 حدود 2300 دختر فراری به وسیله نیروی انتظامی جمع ‏آوری‏ شد.در جای دیگر نیروی انتظامی اعلام کرد که در چهار ماهه آخر سال 1380،6156 نوجوان فراری دستگیر شده ‏اند که نسبت به‏ سال 1378،10 درصد بیش‏تر بوده و متوسط سن این دختران 16 سال اعلام شده است.

این سن به کف سن فحشا که در کشور 13 سال گزارش شده،نزدیک است،شاید به همین خاطر دختران فراری پس از این کار دیگر جایگاهی در خانواده‏ شان ندارند.

اسدبیگی:البته تحقیقات انجام شده نشان‏ می‏دهد که وضعیت خانواده این نوجوانان‏ در فرارشان بی‏ تأثیر نبوده است.آزار جنسی‏ توسط پدر و برادر بزرگ‏تر،ناسازگاری با والدین یا ناپدری یا نامادری،رابطه نامشروع‏ با دوست پسر و ترس از افشای این رابطه، ازدواج‏های اجباری،محدودیت در ایجاد رابطه با دوستان هم‏جنس،حس ماجراجویی و افسردگی از زندگی روزمره،همه این‏ها می‏تواند زمینه مناسبی برای فرار دختران باشد که نقش خانواده در آن بسیار پررنگ است."

گزارش‏های موجود از کانون اصلاح و تربیت‏ نشان می‏دهد که دخترانی که با فرار دست به بزه‏ زده ‏اند،25 درصد برای بار دوم و 25 درصد برای‏ بار سوم از خانه فراری شده ‏اند.کارشناسان‏ مسائل اجتماعی به خانواده هشدار می‏دهند که‏ "اختلال در خوردن(پرخوری و یا کم‏خوری)، اختلال در خواب،اختلال در ارتباط با دوستان‏ شامل گوشه ‏گیری یا ارتباط بیش از حد با دوستان و بریده شدن از اعضای خانواده است،حبس‏ کردن خود در اتاق،افت نمرات درسی،پرسه‏ زدن در خیابان‏ها و بالاخره پرخاشگری در محیط خانه و مردسه و پس ‏انداز کردن پول از مهم‏ترین نشانه ‏هایی است که می‏تواند به فرار دختران و حتا پسران ازخانه منجر شود.
اسدبیگی،کارشناس آسیب ‏دیدگان بهزیستی‏ در این باره می‏گوید:"والدین با کارهای مثبت‏ می‏توانند از فرار نوجوانانشان جلوگیری کنند، تشویق دختران نوجوان زمانی که کارهای مثبتی‏ انجام می‏دهند و قدرانی از آن‏ها،پذیرش‏ اشتباهات از سوی خودشان،صحبت و نشستن‏ پای درد دل دخترانشان و حفظ غرور و جلب‏ اعتماد آن‏ها از رویگردانی دختران به سوی‏ جامعه و فرار جلوگیری خواهد کرد."

برای پیشگیری از فرار دختران چه راه‏هایی‏ را پیشنهاد می‏کنید؟

-به آن‏ها احترام بگذاریم و درکشان کنیم. موعظه و سخنرانی مناسب نیست،به‏ دخترانمان برچسب نزنیم،همیشه صفات‏ مثبت را به نوجوان‏مان نسبت دهیم، احساسات خود و دخترمان را به بحث‏ بگذاریم و در موردش صحبت کنیم،به‏ دخترمان مسئولیت بدهیم و برای کارهای‏ خوبشان پاداشی در نظر بگیریم،با آن‏ها بحث‏ و مشاجره نکنیم،گاهی والدین تصور می‏کنند وقتی دخترشان تهدید می‏کند"فرار می‏کنم‏" جدی نسبت به او می‏گویند:"نمی‏توانی،که او جری ‏تر می‏شود.اگر نوجوان عصبانی و خشمگین است صبر کنیم تا آرام و خونسرد شود.نوجوان نیاز به تماس چشمی و صدای‏ ملایم دارد و باید بداند که وقتی به حرف‏هایش‏ گوش می‏دهیم،دلیل بر این نیست که همه‏ گفته‏هایش درست است،بلکه می‏خواهیم‏ بداند به حرف‏هایش گوش می‏دهیم ولی دلیل‏ بر موافقت با حرف‏های او نیست."

حالا اگر دختر نوجوانی فرار کرد، والدین باید چه اقدامی انجام دهند و اگر برگشت چه کار کنند؟

-به نظر من ابتدا دوستان،همسایه‏ ها و اقوام و حتا کارکنان مدرسه را در جریان امر قرار دهیم، پنهان‏کاری و ترس از آبروریزی درست نیست، جاهایی را که نوجوان‏مان تمایل رفتن به آن‏جا دارد،بررسی کنیم.اتاق،کمد،میز تحریر و وسایل‏ شخصی او را بازبینی کنیم تا سرنخی پیدا شود. دقت کنیم که چیزی گم‏شده یا نه مثل عکس، پول،لباس،چک بانکی،دفترچه بانکی و...از مکالمات تلفنی انجام‏ شده از طرف مخابرات‏ پرینتی تهیه کنیم تا شاید نوجوان‏مان با شخص یا اشخاص مشکوکی تماس برقرار کرده باشد، بیمارستان‏ها،ترمینال‏ها و مراکز عمومی شهر را بررسی کنیم و بالاخره با پلیس 110 در قسمت‏ گمشدگان ارتباط برقرار کنیم.

اما در صورت بازگشت،باید به دخترمان‏ اطمینان بدهیم که امنیت و آرامش کامل خواهد داشت و وقتی برگشت عشق و علاقه خود را به‏ او نشان دهیم و درباره عملش با او مشاجره‏ نکنیم بلکه پای حرف و درد دل او بنشینیم و اگر خودمان نمی‏توانیم از مشاوران متخصص‏ کمک بگیریم،توجه کنیم که آیا دخترمان‏ سلامت مانده و آسیب جنسی ندیده باشد.

دختران فراری در معرض چه آسیب‏ هایی‏ قرار دارند؟

- متاسفانه از بسیاری دختران فراری، استفاده ‏های جنسی کوتاه مدت می‏شود یا طعمه‏ قاچاقچیان انسان می‏شوند که در دنیای کنونی این‏ پدیده بسیار زیاد شده و به آن برده ‏داری نوین‏ می‏گویند.زنان و دختران ربوده شده معمولا از نقاط مختلف منطقه به کشورهای اروپای غربی‏
منتقل می‏شوند که از آن‏ها به عنوان روسپی در برخی محافل استفاده می‏کنند.
این قاچاق در ایران هم دیده شده است؟

-بله،در ایران هم قاچاق زنان وجود دارد، بعضی از دختران از ایران به کشورهای عربی‏ حاشیه خلیج ‏فارس فرستاده می‏شوند،بعضی‏ هم از مرزهای غربی خارج می‏شوند و به اروپا می ‏روند. عده ‏ای هم از استان‏های مجاور پاکستان به این کشور برده و فروخته می‏شوند. بالاخره این که در دو سال گذشته این خبر در نشریات درج شد که 50 دختر از پاکستان به‏ ایران برگردانده شده و در مراکز بازپروری‏ مشهد نگهداری شده ‏اند.

شما چه راه ‏حلی برای این مشکل دارید؟

-در تمام آسیب‏های اجتماعی پیشگیری مهم‏تر از درمان است.باید از قبل مراقب بود تا مشکلی‏ پیش نیاید.افراد باید به مکانیزم‏ هایی مجهز باشند تا در صورت بروز مشکل بتوانند با آن مقابله کنند. متاسفانه والدین همان راه‏هایی را که خود در زندگی رفته ‏اند و تجربه کرده ‏اند به فرزندان‏شان‏ منتقل می‏کنند.درحالی که نوجوانان نیازمند آموزش هستند و باید با آن‏ها در مورد بسیاری از مسائل‏شان صحبت کرد،مثل مسائل دوران بلوغ‏ که معمولا والدین در این زمینه آموزشی به فرزندان‏ نمی‏دهند یا ممکن است از روی شرم چیزی‏ نگویند.اما وقتی نوجوان با مسئله روبه‏ رو شد احساس خطر و ناامنی می‏کند و از کسانی که‏ اطلاعات کم(و ناقصی)دارند،اطلاعات غلطی‏ دریافت می‏کنند.پس اگر این‏گونه آموزش‏ها از طریق خانواده،مدرسه و رسانه‏ های جمعی ارائه‏ شود،از آسیب‏های اجتماعی بیش‏تری جلوگیری‏ خواهد شد.

پیمان‏ نامه‏ای برای قاچاق دختران

مسئله فرار دختران جوان به عنوان زمینه‏ اشاعه فحشا و قاچاق آنان به سایر کشورها، تهدیدی برای بسیاری از کشورهاست تا آن‏جا که کشورهای مختلف کنوانسیون‏ها و پیمان‏ نامه‏ های متعددی را برای آن تهیه‏ کرده ‏اند،که اولین آن در سال 1921 و آخرین‏ آن در سال 2000 به نام کنوانسیون‏"مبارزه با جرایم سازمان ‏یافته فراملی‏"تدوین شده‏ است.پروتکل انتقال غیر قانونی مهاجران و پروتکل قاچاق انسان را در همین سال 132 کشور امضا کرده‏اند که ایران نیز با کمی‏ تأخیر سال گذشته به آن پیوست.

یکی از تحقیقات انجام شده بر روی 50 دختر فراری توسط یکی از کارشناسان ازشد علوم‏ اجتماعی(1)این نتیجه را تأکید می‏کند که اغلب‏ دختران فراری به خانواده‏ هایی تعلق دارند که‏ مادران محبت خود را به طور مشروط به فرزندان‏ اعطا می‏کنند و پدر در خانواده آن‏ها نماد دولت‏ است که نه تنها تکیه‏ گاه عاطفی و اقتصادی‏ دختران محسوب نمی‏شود که با استفاده از قدرت جسمی و مشروعیت قانونی و عرفی خود سعی بر اعمال نوعی سلطه بر آن‏ها دارد.همچنین دختران فراری که معمولا از هوش و تحصیلات‏ پایینی برخوردارند، قادر به استقلال خود نیستند و تحت تاثیر گرایش تسلیم جویانه در برابر پسران‏ و مردان قرار می‏گیرند.

اما گذشته از نقش خانواده که در کاهش بزه‏ و آسیب‏های اجتماعی در همه جوامع مؤثر است،از نقش سازمان‏های دولتی و غیر دولتی‏ در آموزش،ارتقای سطح آگاهی،حمایت‏های‏ مادی و معنوی نیز دخالت در بحران‏ها و آسیب‏های اجتماعی نباید غافل ماند.اگرچه‏ وزارت نوپای رفاه و تأمین اجتماعی،توجه به‏ آسیب‏های اجتماعی را در برنامه‏ های خود گنجانده،اما این توجه هنوز در حد طرح مواد کلی در برنامه ‏های پیشنهادی است و سازمان‏ بهزیستی به عنوان یکه‏ تاز پرسابقه در میان‏ سازمان‏های دولتی کار شناسایی،پیشگیری و حتا درمان آسیب‏های اجتماعی را بر عهده دارد، در حالی که گسترش آسیب‏های مرتبط با مسائل زنان و دختران به نوعی عملکرد گذشته‏ این سازمان را مورد سؤال قرار خواهد داد.

بهزیستی:امکانات کم است‏ کارشناس نداریم

یکی از کارشناسان آسیب ‏دیدگان اجتماعی‏ در سازمان بهزیستی توضیح می‏دهد که‏ بهزیستی با طیف وسیعی از زنان تحت خشونت‏ خانگی،روسپی و دختران فراری و نیز خانواده ‏های آنان سروکار دارد.به عقیده‏ فرانک ایمانی،آسیب‏های مربوط به زنان را باید در بعد اجتماعی آن بررسی کرد و دختران‏ نوجوان زمانی از خانه فرار می‏کنند و به‏ آسیب‏های اجتماعی مبتلا می‏شوند که در محیط خانه درگیری‏ها و کشمکش‏های‏ موجود،مکانیزم مقابله را از آن‏ها سلب کند و چون کسی برای کمک به آن‏ها در مقابله با کشمکش‏ها در محیط خانواده وجود ندارد،از خانه بیرون می‏زنند.

عملکرد بهزیستی را در مواجهه با آسیب‏ های اجتماعی به خصوص دختران و زنان آسیب‏ دیده چگونه ارزیابی می‏کنید؟

ایمانی:سازمان بهزیستی برای رویارویی با آسیب‏های اجتماعی مربوط به زنان با ممنوعیت‏های قانونی روبه‏روست،که اجازه‏ نمی‏دهد کارشناسان بهزیستی با مددکاران به خانه‏ و حریم خصوصی افراد وارد شوند و از زنان‏ آسیب‏دیده و تحت خشونت حمایت کنند.اگر زنی کتک خورده یا در معرض تهدید جانی به‏ سازمان مراجعه کند،بخواهیم حتا یک شب او را نگه داریم،از نظر قانونی این اجازه داده نمی‏شود، مگر این که مأمور اداره سرپرستی مجوز صادر کند. در غیر این صورت به راحتی شوهر می‏تواند از کارشناس یا مددکار شکایت کند،یعنی قانون آن‏ چنان حق را به مرد می‏دهد که در این زمینه جایی‏ برای کار تخصصی وجود ندارد،در بسیاری موارد مشکل خانم‏ها در همان مرحله اول آسیب بدون با خبر شدن فامیل و خانواده‏اش،حل می‏شود.در حالی که آن‏قدر محدودیت وجود دارد که امکان‏ استفاده از زنان در معرض آسیب از امکانات بهزیستی‏ بسیار پایین است.

این امر نمی‏تواند ناشی از ناآگاهی خود زنان هم باشد؟

ایمانی:خیر،اتفاقا بعضی اوقات از ناآگاهی‏ خانواده‏ ها استفاده می‏کنیم تا بتوانیم مداخله کنیم، یعنی اگر خانواده ‏ای بداند از نظر قانونی اجازه  ورود به خانه را نداریم،ممانعت می‏کند.حتا گاهی از ناآگاهی مردان نسبت به قوانین استفاده‏ می‏کنیم تا بتوانیم از بچه‏ ها یا خانم‏ها حمایت‏ کنیم.این‏طور هم نیست که فکر کنید خانم‏ها نسبت به حق و حقوق خود کاملا ناآگاه باشند. شاید اگر خانمی بداند که با یک ازدواج چطور خود را محدود می‏کند،هیچ وقت تن به ازدواج‏ نمی‏دهد و این را به جرأت می‏گویم،برای این که‏ وقتی یک دختر ازدواج می‏کند،چون از مملکت‏ خارج شود،باید از شوهرش اجازه بگیرد و اگر شوهر بخواهد از مملکت خارج شود،زن باید تابع شوهر باشد و این یک مشکل است.

مشکل دیگر سازمان بهزیستی،مسائل مالی، تجهیزات و...است.شما بودجه بخش‏ آسیب‏ های اجتماعی سازمان بهزیستی را با کمیته امداد امام خمینی مقایسه کنید،مثل قطره‏ در مقابل دریاست.ما با چنگ و دندان مراکز بهزیستی را نگه داشته‏ ایم.

بهزیستی از چه زنانی حمایت می‏کند؟

ایمانی:زنان کتک‏ خورده،خیابانی،و مطلقه و دختران فراری

چه خدماتی به این زنان ارائه می‏دهد؟

ایمانی:در مورد دختران فراری و زنان‏ روسپی،تلاش بر این است که از هم جدا نگهداری شوند،دختران آسیب ندیده به‏ خانه‏ های سلامت و روسپیان حرفه ‏ای به مراکز بازپروری فرستاده می‏شوند.ما آنان را تحت‏ آموزش قرار می‏دهیم،برایشان کاریابی می‏کنیم‏ و تا آن‏جا که بشود تلاش ما در برگردانیدن آنان‏ به خانواده ‏هاست و پس از بازگشت و ترخیص‏ به وضعیت آنان نظارت خواهیم داشت.ضمن‏ این که برخی از زنان مشکل شخصیتی و روانی‏ دارند و به مراقبت‏های خاص نیازمندند.

عوامل گرایش یا ریشه آسیب‏های‏ اجتماعی مرتبط با زنان چیست؟

ایمانی:به نظر من فقر.
بسیاری از زنانی که به بازپروری فرستاده‏ می‏شوند،فرزندانی دارند،با آن‏ها چه می‏کنید؟

ایمانی:متاسفانه ما از نظر قانونی هیچ حقی‏ نداریم،یک بچه را از والدینش جدا کنیم،حتا زنی که بچه به بغل تکدی می‏کند و یا در اطرافش سرگردان است،سازمان از ما می‏خواهد که به وضعیت این بچه ‏ها رسیدگی‏ کنیم،ولی ما اصلا حق قانونی نداریم،در حالی‏ که پدر نسبت به بچه‏"ولایت قهری‏"دارد،بار معنایی این واژه آن‏قدر بالاست که حتا اگر این‏ پدر یک شخص روانی باشد و مجنون بودنش‏ از نظر پزشکی قانونی ثابت شود،باز هم ولایت‏ از او سلب نمی‏شود و هیچ مؤسسه‏ ای در جمهوری اسلامی ایران اعم از بهزیستی یا مراکز آن حق جدا کردن بچه را از پدر ندارند.حال در این شرایط اگر پدر فرزندش را بکشد،در حالی‏ که دیه یه او تعلق نمی‏گیرد،ما چطور می‏خواهیم از فرزندان حمایت کنیم؟

در مورد موقعیت جغرافیایی زنان‏ آسیب‏ دیده چه اطلاعاتی دارید؟

ایمانی:اگر می‏خواهید درباره تهران‏ اطلاعات بگیرید باید به بهزیستی استان تهران‏ مراجعه کنید.

وضعیت کنونی زنان روسپی در منطقه و کشور همسایه چگونه است،آیا در مورد ورود آن‏ها به خاک ایران اطلاعاتی دارید؟

ایمانی: اطلاعات در این زمینه چندان دقیق‏ نیست ولی آنچه باعث تأسف است،این که به‏ تازگی مطلع شده‏ ایم شماری از زنان روسی، فلیپینی و کره‏ ای به مناطق پارس جنوبی در میادین گازی وارد شده ‏اند.در این مناطق بازار کار مردان خوب است و چون همسرش در کنارش نیست،این زنان به آن‏جا مهاجرت‏ کرده ‏اند،ولی از وضعیت آن‏ها در کشورهای‏ همسایه اطلاعاتی نداریم.

آگاهی مردم نسبت به فحشا چقدر است،چقدر برای حل این مشکل اجتماعی همکاری می‏کنند؟

ایمانی:مردم می‏دانند روسپی و روسپی‏گری‏ چیست ولی دیدگاه آن‏ها با توجه به تنوع‏ فرهنگی بسیار بد است،طوری که در شهر تهران که به نظر فضای بازتری وجود دارد.بارها به مراکز حمایتی ما حمله شده و ما مجبور شده ‏ایم آن مراکز را تعطیل کنیم.

یعنی مردم مانعی برای حل این مشکل‏ هستند؟

ایمانی:باور کنید که در بعضی اوقات در استان‏ها ناچاریم زنی را برای بازپروری به‏ استان‏ها یا شهرهای همجوار منتقل کنیم چون‏ اگر زنی با این عنوان در محل و مکانی شناخته‏ شود مردهایی که اهل این روابط هستند آسایش‏ برای آن زن نمی‏گذارند.حتا اگر آن زن بخواهد از این روابط دوری کند.مراکز ما به همین خاطر تابلو ونشانی ندارند تا اهالی محل ندانند در آن‏جا چه فعالیتی صورت می‏گیرد.مردم‏ معمولا به بچه‏ ای که متعلق به زن روسپی است‏ کمک نمی‏ کنند،تا شاید در آینده شاهد بزهکاری آن کودک هم نباشیم.چون آگاهی‏ مردم پایین است.مردم نمی‏دانند در جامعه‏ ای‏ زندگی می‏کنند که اگر کودکی به فساد کشیده‏ شود،به مرور سایر افراد را هم فاسد خواهد کرد آن‏قدر که منجر به سرپوش گذاشتن خواهد شد  و گفتن این که اصلا در جامعه ما فساد وجود ندارد.

الو،یک دو سه/123

سازمان بهزیستی در تلاش است تا با وجود امکانات ناچیز دولتی در حمایت از آسیب ‏دیدگان اجتماعی و به ویژه زنان،حمایت سازمان‏های‏ غیردولتی را به خود جلب کند.تاکنون 92 سازمان غیر دولتی در سراسر کشور با سازمان بهزیستی مرتبط هستند ولی کارشناسان این سازمان‏ همکاری این تعداد شرکت و سازمان خصوصی را برای حمایت از زنان‏ آسیب‏دیده اجتماعی کافی نمی‏دانند.

در حال‏ حاضر زنان 18 تا 60 سال‏ می‏توانند به مدت‏ حداقل 20 سال با سرمایه ‏گذاری‏ ماهانه 50 هزار ریال تحت پوشش‏ بیمه زنان خانه ‏دار قرار بگیرند.

با وجود گذشت شش سال از فعالیت اورژانس اجتماعی 123 هنوز بسیاری از خانواده ‏ها از فعالیت این مراکز بی‏ اطلاعند.اورژانس اجتماعی یا مرکز مداخله در بحران‏های اجتماعی،از دختران فراری و زنان در معرض‏ آسیب هم حمایت می‏کند.در این مراکز به جز افرادی که خود معرف هستند و خودشان برای کمک گرفتن مراجعه می‏کنند،عده ‏ای از سوی مراجع‏ قضایی معرفی می‏شوند که می‏توانند 20 تا 40 روز در این مراکز اسکان یابند.

در مرکز اورژانس اجتماعی گروه تخصصی از مددکاران، روان‏شناسان،روان‏پزشکان و در صورت نیاز مشاوران حقوقی فعالند و بیش‏ترین مراجعان مرکز را زنان و دختران جوان تشکیل می‏دهند.از مهم‏ترین اقدامات مرکز حفظ خانواده ‏ها و بازگرداندن آسیب ‏دیدگان به‏ کانون خانواده ‏شان است. ولی اگر این امکان فراهم نشد برای اقامت‏ طولانی ‏تر افراد به خانه سلامت،مراکز بازپروری یا مراکز ارشاد که مرکزی‏ برای افراد در معرض آسیب‏های اجتماعی است فرستاده می‏شوند تا از بروز رفتارهای ناهنجار و فردی جلوگیری شود.

کم نیستند زنانی که به عنوان سرپرست خانوار برای کاریابی به اورژانس‏ اجتماعی مراجعه می‏کنند و می‏توانند تا شش ماه تحت سرپرستی‏ مددکاران مرکز باشند تا به استقلال مالی برسند.علاوه بر این،کارشناسان‏ 123 از حقوق کاری زنان سرپرست خانوار نیز حمایت می‏کنند،چرا که‏ بیش‏تر این زنان،تخصص و تحصیلاتی پایین دارند و مددکاران مرکز حقوق کاری آن‏ها را پیگیری خواهند کرد.

علاوه بر ارائه کمک به زنان آسیب ‏دیده یا در معرض آسیب، اورژانس‏های‏ اجتماعی سه سال است که خط تلفن کودک را با شماره 33711111 راه ‏اندازی‏ کرده ‏اند که تا کنون 80 پرونده کودک‏ آزاری در آن بررسی شده است،این‏ مرکز کودک‏ آزاری‏ها را شامل آزارهای جسمی،جنسی و روانی بر کودکان ثبت و از کودکان آزاردیده حمایت می‏کند از سال گذشته شماره ‏اش‏ به 123 تغییر داده و در حال حاضر با پنج کابین و کارشناسان مددکاری و روان‏شناسی به طور 24 ساعته خدمات ارائه می‏کند.

بر اساس این گزارش،123 تا کنون پرونده ‏های مربوط به همسرآزاری‏ را هم بررسی کرده و با اولین تماس آسیب‏ دیدگان یا اطرافیان آنان، بلافاصله مددکار به محل اعزام می‏کند،در صورت صحت کودک یا همسرآزاری،پی‏گیری قانونی آن آغاز می‏شود و اورژانس‏ اجتماعی به عنوان شاکی خصوصی گزارشی را تهیه و به نزدیک‏ترین‏ کلانتری ارئه می‏کند.

هم‏ اینک استان تهران از خدمات چهار مرکز مداخله در بحران بهره ‏مند است و شهرستان‏های کرج و ورامین نیز مراکز خاص خود را دارند.با وجود این،تعداد کارکنان حرفه ‏ای این مراکز ناچیز است و برای انجام‏ فعالیت‏های تخصصی نمی‏ توان به نیروی اندک متخصص و اعتبارات‏ ناچیز آن متکی بود.
[تصویر:  paygah-1.gif]
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  کاشان نیازمند مکان موقت برای زنان و دختران فراری در معرض آسیب است شبکه خبری ایران 0 1,845 02-07-2014، 06:43 PM
آخرین ارسال: شبکه خبری ایران
  زنان و آسیب های اجتماعی: زنان، قربانیان آسیب های جامعه اند MEARAJ 0 1,951 11-15-2013، 07:48 AM
آخرین ارسال: MEARAJ
  "حمایت "کلمه ای نا مفهوم برای زنان و دختران آسیب دیده MEARAJ 0 2,000 11-15-2013، 07:33 AM
آخرین ارسال: MEARAJ
  قربانیان تجاوز فراموش شدگان جامعه MEARAJ 0 1,869 11-15-2013، 07:30 AM
آخرین ارسال: MEARAJ
  مراکز بازپروری زنان آسیب دیده اجتماعی MEARAJ 0 2,279 11-15-2013، 07:27 AM
آخرین ارسال: MEARAJ
  عوامل موثر در بازگشت مجدد زنان و دختران آسیب دیده اجتماعی به مراکز بازپروری MEARAJ 0 2,349 11-14-2013، 07:38 PM
آخرین ارسال: MEARAJ
  زنان و آسیب های اجتماعی: زنان، قربانیان آسیب های جامعه اند MEARAJ 0 1,924 11-14-2013، 07:37 PM
آخرین ارسال: MEARAJ
  خانه خورشيد، پناهگاه زنان آسیب‌دیده + تصویر سلامت اجتماعی برای همه 0 2,164 11-05-2013، 07:23 AM
آخرین ارسال: سلامت اجتماعی برای همه
  زندگی پس ازطلاق،زنان آسیب دیده‌تر swstar 0 1,715 11-04-2013، 05:22 AM
آخرین ارسال: swstar
  توانمندسازی زنان آسیب دیده توسط اورژانس اجتماعی swstar 0 1,857 11-04-2013، 05:12 AM
آخرین ارسال: swstar

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره ما: وبسایت مددکاران اجتماعی ایرانیان در مورخ ۹۲/۱/۱، به منظور ایجاد مرکزی برای دسترسی و هم افزایی فعالیت های علمی و پژوهشی در حوزه های مختلف مددکاری اجتماعی با اهداف ذیل آغاز به کار نموده است: ۱- ایجاد بانک اطلاعات جامع و روزآمد مقالات، با دسترسی آسان، رویه یکسان و رفع محدودیت های شکلی، زمانی و سازمانی موجود ۲- معرفی متخصصین، پژوهشگران و اساتید در حوزه های تخصصی مددکاری اجتماعی جهت تقویت حقوق معنوی ۳- فراهم نمودن بستری برای جریان سازی و مدیریت محتوای مددکاری اجتماعی جهت جلوگیری از تضییع منابع مادی و معنوی جامعه مددکاران اجتماعی ایران، در روندهای تکراری و کلیشه ای کنونی ۴- ایجاد زمینه مساعد برای بومی سازی مددکاری اجتماعی در کشور ۵- گسترش پایگاه های مجازی در حوزه مددکاری اجتماعی ایران