مددکاری اجتماعی | بانک اطلاعات جامع - تخصصی مددکاری اجتماعی ایران
'حمایت 'کلمه ای نا مفهوم برای زنان و دختران آسیب دیده - نسخه‌ی قابل چاپ

+- مددکاری اجتماعی | بانک اطلاعات جامع - تخصصی مددکاری اجتماعی ایران (http://iraniansocialworkers.ir/forum)
+-- انجمن: بانک اطلاعات آسیبهای اجتماعی ایران (http://iraniansocialworkers.ir/forum/forumdisplay.php?fid=9)
+--- انجمن: زنان و دختران آسیب دیده (http://iraniansocialworkers.ir/forum/forumdisplay.php?fid=89)
+--- موضوع: 'حمایت 'کلمه ای نا مفهوم برای زنان و دختران آسیب دیده (/showthread.php?tid=439)



'حمایت 'کلمه ای نا مفهوم برای زنان و دختران آسیب دیده - سلامت اجتماعی برای همه - 09-25-2013

زنان و دخترانی که به دلیل مشکلات و محیط نامناسب خانوادگی دچار فقر محبت و اختلالات روانی شده، آسیب می بینند و گاهی شرایط آنچنان رغم می خورد که مورد سوء استفاده عده ای فرصت طلب قرار می گیرند.

صبح توس: همیشه، قاچاق‌چیان انسان،‌ در گوشه و کنار جامعه و در لباس‌های گوناگون، منتظر طعمه‌هایی از این دست هستند تا با دادن وعده‌هایی طلایی، یا ترسیم رؤیاهایی که این دختران، تشنه‌ شنیدن آنها هستند، دختران بیچاره را به ورطه‌ هلاکت بکشانند.


آنان در واقع، قربانیان تجارت خطرناک «قاچاق انسان» هستند؛ موضوعی که در ادبیات رسانه‌ای ، کمتر به آن پرداخته شده است.


امروزه مراکزی تحت عنوان مراکز مراقبت ویژه از آسیب دیدگان اجتماعی در تمام کشور و از جمله خراسان رضوی دایر شده تا این زنان و دختران را با فعالیت های مددکاری آماده بازگشت به جامعه کنند.


مهسا 19 سال دارد و در 15 سالگی از خانه فرار کرده می گوید: پدر و برادرم اعتیاد شدیدی داشتند و من را معتاد کرده و مجبور می کردند برایشان مواد تهیه کنم و خانه ما مدام پاتوق آدم های ناجور بود.


وی ابراز می کند: علاوه بر این مدام مرا کتک می زند، مادر م هم به دلیل اختلال روانی در آسایشگاه بستری بود، تنها بودم و بچه و رنج کشیده و با کمترین محبت یک پسر غریبه جذب شدم، او برای من زندگی ایده آل و روز های قشنگی را ترسیم کرد، روز هایی که حتی در خواب هم نمی دیدم.


مهسا می افزاید: به علت محیط نا امن خانواده و به امید یک زندگی بهتر از خانه فرار کردم اما در اوج بد بختی خدا دستم را گرفت چون دچار تردید شده و در خیابان سر در گم شدم.


وی ابراز می کند: در حال سر در گمی به وسیله پلیس امنیت اخلاقی دستگیر شدم چون اعتیاد داشتم مدتی در یکی از مراکز ترک اعتیاد بستری شدم تا ترک کنم و بعد با رأی دادگاه به اینجا منتقل شدم.





مهسا عنوان می کند: اوایل می ترسیدم و فکر می کردم مرا به زندان آورده اند اما خیلی زود متوجه شدم که اینجا خانه من است.


وی با اشاره به آموختن مهارت های زندگی به کمک مددکاران و روانشناسان تصریح می کند: چیزهای زیادی آموختم اینجا زندگی کردم و بزرگ شدم.


مهسا ابراز می کند: عاشق درس بودم ولی مجبور شدم ترک تحصیل کنم ولی اینجا دارم درس می خوانم و دوست دارم روان شناس شوم تا مانند مددکاران خوبی که به من کمک کردند به دیگران کمک کنم.



مریم 25 ساله یکی دیگر از دختران آسیب دیده است که به خبرنگار ما می گوید: پدر و مادرم از هم جدا شده بودند و من زیر دست ناپدری آنقدر کتک خورده و عذاب کشیدم که با اولین کلمه محبت آمیز مردی که 10 سال از خودم بزرگ تر بود عاشقش شدم.





وی می افزاید: با تصور اینکه تمام بد بختی هایم به آخر رسیده با او ازدواج کردم ولی خیلی زود فهمیدم قصد دارد مرا به به دیگران بفروشد ولی چون تن ندادم دوباره کتک ها شروع شد، این بود که فرار کردم.


مریم ابراز می کند: راه باز گشتی به خانه ناپدری ام نداشتم، از محیط بیرون می ترسیدم به بهزیستی پناه بردم و به اینجا منتقل شدم.


وی اظهار می کند: ناراحتی های روحی ای که برایم ایجاد شده بود با کمک جلسات مددکاری و کار درمانی اینجا تا حدودی درمان شد، اگر پدر و مادرم از هم جدا نمی شدند شاید هیچوقت به چنین جایی نمی رسیدم.


زنان و دختران نیازمند حمایت اند و اگر در خانواده حمایت نمی شوند، باید در جامعه مورد حمایت قرار بگیرند تا تحت شرایط به دام سود جویان و قاچاقچیان انسان نیوفتند و به چنین سرنوشت های تلخی دچار نشوند.


دختران در معرض آسیبی که از طریق مراکز مداخله در درمان، اورژانس اجتماعی و نیروی انتظامی و با رأی دادگاه به بهزیستی معرفی می شوند راهی مراکز مراقبت ویژه آسیب دیدگان اجتماعی می شوند و در آنجا فعالیت های مددکاری برای بازگرداندن این دختران به خانواده هایشان آغاز می شود.





این دختران که معمولا بین 20تا 30 سال سن دارند اغلب تا مقطع راهنمایی و یا دبیرستان درس خوانده و از خانواده های آسیب پذیر هستند و به دلیل شرایط نامناسب خانواده و یا تعارضات آن از خانه خارج شده اند.


فاطمه کوهستانی، مددکار اجتماعی می گوید: تعدادی از بچه ها همان اول شناسایی و از خانواده هایی که صلاحیت نگهداری کودکان را به دلائل مشکلات زیاد ندارند، گرفته و به مراکز بهزیستی تحویل شده تا از آسیب های بعدی در امان باشند.


وی می افزاید: بعضی از این کودکان در خانواده های فاقد صلاحیت دیر شناسایی شده و یا اصلا شناسایی نمی شوند، در نتیجه در خانواده پر مشکل بزرگ ودچار اختلال شخصیتی و فقر فرهنگی شده و متاسفانه راه زندگی را غلط یاد گرفته ودچار آسیب می شوند.


سرپرست مجتمع آسیب دیدگان اجتماعی طوس اظهار می کند: 90 درصد زنان و دخترانی که به اینجا فرستاده می شوند فرزندان طلاق بوده و 99 درصد فقر اقتصادی و فرهنگی داشته و ترک تحصیل کرده اند.


وی تصریح می کند: در مدت زمانی که اینجا هستند آموزش های مهارتی زندگی به آنها داده شده و از طریق جلسات روانشناسی و کار درمانی گروهی به اصلاح وآماده شدنشان برای ورود به جامعه کمک می کنیم.


سرپرست مجتمع آسیب دیدگان اجتماعی طوس می گوید: بعضی خانواده ها شناسایی نمی شوند یا شناسایی شده صلاحیت نداشته و یا حاضر به پذیرش نیستند در این شرایط مددجو را برای مستقل شدن و زندگی در اجتماع آماده می کنیم.


وی می افزاید: این زنان و دختران هیچ وقت حمایت نشده، در خانواده محبت ندیده اند و متاسفانه با کمترین محبتی در محیط بیرون جذب می شوند و گاهی طعمه افراد سودجویی می شوند که با ترسیم یک زندگی رویایی آنها را به منجلاب می کشانند.


کوهستانی می گوید: بعضی از آنها دچار مشکل اختلال روانی هستند ولی خانواده ها به دلیل عدم آگاهی آن را به حساب بد بودن گذاشته و به جای درمان برخورد های ناجور کرده و او را خراب می کنند.


وی اظهار می کند: وقتی روح یک نفر ضربه بخورد سالها کار نیاز است تا التیام یافته و اصلاح شود و برای این منظور به تیم های تخصصی قوی نیاز است.